ببینید یکسری اصول هست که پایه های جنبشهای زنان هستند
و در سراسر جهان مشترکند.
این اصول در واقع تاکیدیست بر بیانیه حقوق بشر:
*زن بشر است و حقوقش همان حقوق بشر است!
.
این اصل کلی است و توضیح بیشتر در همین راستا اینکه:
*زن بشر است و احترام به بشر و حقوقش واجبست!
.
بشر یعنی: روح و روان و جسم.
*احترام به روح و روان و جسم زن واجب است!
.
از جمله حقوق بشر: حق انتخاب است.
ابتداییترین حق انتخاب: حق انتخاب بشر بر روح و روان و جسم خودست!
این یعنی ارزش قائل شدن برای مقام انسان.
ارزش و احترام انسان = حق انتخاب فرد بر روح و روان و جسم خود.
ایندو با هم کاملا در ارتباط مستقیم هستند! این یکی از اصول اساسی جنبشهای زنان جهانست. چرا که این همان نکته ایست که سیستم هژمونی طلب و استثماری "مردسالاری" در تاریخ از حذف آن بهره برده تا زن را تبدیل به برده مرد کند.
پس دقت فرمایید:
روش مردسالاری برای بهره کشی جنسی و جسمی و روحی و روانی از زن
با زیر پا گذاردن ارزش و احترام زن و همین حق انتخاب او بر وجود خود است!
با استناد به همه معضلات تاریخی زنان در جوامع و دنیای مردسالار خواهید دید که این مطلب تا چه حد مهم و ریشه ایست!
پس جنبش زنان هم با استفاده از همین اصل ریشه ای به کمک زنان دنیا می آید و خواهد پرداخت.
اصول اساسی استرداد حقوق هر بشری هم همین است:
اصل احترام به خود و همه انسانها. اصل احترام به انتخاب خود و همه انسانها!
آموزش این اصول به کودکان است که نسلهای آینده را آماده برون رفت از نظام جهانی مردسالار میکند اما این باید در سراسر دنیا همزمان اجرا و انجام شود. دقیقا برای پیشگیری از همین آموزشهای حقوق بشری و جلوگیری از پیشرفت کمال انسانی در جوامع بشریست که استعمارگران جنگ براه میندازند و امنیت و آرامش مادران را سلب میکنند! چون عدم امنیت این روند رشد و تکامل بشری را مختل میکند.
عوامل بازدارنده تکامل تمدن بشری
سدی بر سر راه حقوق برابر انسانها در دنیا:
*جنگ و عدم امنیت و آرامش
*چپاول و ستم استعمارگران
*فقر که نتیجه تداوم جنگهاست
*دولتهای خودکامه و چپاولگر
*سواستفاده از قدرت
در نهایت اگر دقت شود خواهیم دید که :
ریشه استعمار > همان مردسالاریست و ریشه آنهم > همان طمع و زیاده خواهی است!
ریشه طمع > خودخواهی زیادی و خودمحوریست! یعنی حب نفس بی اندازه!!!
ببینید این نفس چقدر میتواند خطرناک باشد!خوبست اینرا برای پسرانتان توضیح دهید.
حب نفس: ریشه استعمار جهانی است!
حب نفس > خودمحوری > طمع > استعمار > استثمار
یعنی ریشه همه این بدبختیهای بشر در چندین قاره برای چندین دهه و قرن و ریشه همه این جنگها و تجاوزات و فقر و چپاول و دیکتاتوری و استعمار و استثمار و برده کشی جسمی و جنسی و روحی انسانها!مان از این حب نفس!وا مصیبتا!!!!
بیایید خودخواهیها را به کنار بگذاریم!
تا بتوانیم حقوق دیگران را در نظر بیاوریم!
ما هم در نبرد با نظام مردسالار باید پیش از هر چیز از حب نفس زیادی خلاص شویم.
در عین حال که می آموزیم خودمان را دوست بداریم و برای خود احترام قائل باشیم باید از خودخواهیها تهی شویم!
خودشناسی و خودسازی:
پیش نیاز پرورش انسانها و نسلهاست!
ببینید چقدر مهم است که مادرانی داشته باشیم که خودشان را بعنوان یک انسان بشناسند!
بدانند که انسان قابل احترام و دوست داشتنی است! پس احترام خودشان را پیش از هر چیز نگاهدارند و خود را دوست بدارند!
نظرتان درین خصوص چیست؟آ
یا بنظرتان خیلی معمولی و پیش وپا افتاده می آید؟ یا دشوار و نشدنی؟ چقدر خودت را دوست میداری؟ چقدر خودت را دوست داشتنی و قابل دوست داشتن میدانی؟ اینها مهمترین پایه و اساس پا گذاشتن درین راه است! این تازه اول بسم الله است! یعنی پیش از اینکه بتوانید خیری به جنبش زنان و سایر زنان برسانید می بایست این مراحل را بدانید و آگاه باشید و به خودسازی بپردازید و خود را دوست بدارید تا بتوانید همان احترام و عشق را هم به سایر زنان و سایر انسانها ارزانی دارید!
زنان در نظام مردسالار گرفتار آمده و گاهی فراموش میکنند تا چه حد از خودشان بدشان می آید و یا چقدر خودشان را قابل دوست داشتن نمی دانند و یا به اندازه کافی دوست نمیدارند. این یعنی احتمال اینکه این انسانها احترام به خود را زیر پا گذارند بیشتر میشود! یعنی احتمال چشم پوشی از احترام خود بالا میرود و همچنین احتمال چشم پوشی از بی احترامی به دیگران! و متاسفانه بی احترامی به دیگر زنان!و دیگر انسانها!
می بینید که باز هم این اصول چقدر ریشه ای و اساسی و مهم است و تا چه حد برای شروع این راه مهم است. بگذارید باز هم تاکید کنم چون هر چه بگوییم و تکرار کنیم انگار باز هم کم گفته ایم! بس که در معرض بمباران فرهنگ مردسالار در هر لحظه و روز و زمان و مکان هستیم! پس مرور میکنیم:
اصلا جنبش زنان یعنی همین:
یعنی شما خود را انسان بدانی!
یعنی شما انسان را قابل احترام بدانی!
یعنی شما به خود بعنوان انسان احترام بگذاری!
یعنی شما احترام به خود و دیگران را سر لوحه کنی!
یعنی بدانی که انسان حق انتخاب دارد!
یعنی برای انتخاب خود و انسانها احترام قائل شوی!
یعنی از انتخاب خود و سایر انسانها دفاع کنی!
یعنی از انتخاب بشر بر خود و زندگیش دفاع کنی!
یعنی برای حق انتخاب خود بر زندگانیت و بر روح و جسم و روان خود احترام قائل شوی!
یعنی همه اینها!
اول شناخت و احترام و دوستی و دفاع از خود
و سپس شناخت و احترام و دوستی و دفاع از دیگران
این شد یک روش کلی تا بدانیم و گول نخوریم! وقتی اصل و ریشه را بدانیم بهتر و سریعتر عمل خواهیم کرد و بهتر به نتیجه میرسیم و کمتر به بیراهه میرویم یا به بیراهه هل داده میشویم!
انتخاب شما در زندگی هر آنچه هست:
بر مبنای همین اصول حقوق انسانی و بشری شماست!
اگر نمیدانید چه باید بکنید, اگر سردر گم شده اید و راه را گم کردید, اگر در مباحثات و تحقیقات کم آوردید:
همین اصول ریشه ای را دنبال کنید کهشما را به سر منزل مقصود رهنمون خواهند شد.
آسان نیست؟ دشوارست؟!!!
کسی نگفته که درست زندگی کردن به همین راحتی است!
اما راه درست را دنبال کردن آینده بهتری دارد.
بهتر ازین جهت که روح و جسم و روانتان از عذاب همیشگی بدرآید و به آرامش برسید.
مگر این چیزی نیست که همه ما میخواهیم؟ آرامش؟!
آرامش درینست که خودمان را بشناسیم که خودمان را دوست بداریم:
که بدانیم چه میخواهیم, بدانیم چه چیزی ما را شادمان میکند, بدانیم چه چیزی ما را ناراحت میکند!
به خودشناسی و خودباوری و اعتماد به نفس برسیم, تا قدرت تشخیص پیدا کنیم و قدرت و اراده دوری از هر آنچه ناراحتمان میکند!
و قدرت و اراده انتخاب هرآنچه شادمان میکند.
حساسیت شما تا چه حد است؟
یک کودک بسیار حساس است. براحتی تشخیص میدهد چه چیز شادش میکند و چه چیز ناراحتش میکند.
آیا شما هنوز این قدرت تشخیص را سالم نگاهداشته اید؟ و یا بخاطر بدآموزیهای جامعه و فرهنگ مردسالار این حساسیت طبیعی در شما کور شده؟! خودشناسی کمک میکند تا هم حساستر باشیم و هم قدرت انتخاب یابیم! مثل یک کودک بلافاصله تشخیص دهیم و بلافاصله هم عکس العمل انتخابی نشان دهیم!
قدرت یعنی توانائی انتخاب!
نه! گفتن به چیزی که روحت را آزار میدهد.
بله! گفتن به آنچه روحت را شادمان میکند.
روح که صیقل خورد ناخودآگاه میداند و انتخاب میکندو این یعنی نهایت آرامش!
یادتان هست؟ آرامش؟ به به!
در نهایت همه این کارها برای همان آرامش است!
این راه رسیدن به رشد و تکامل انسان است.
در هر آیینی هم که بگردید اگر حقیقت را بگوید و توسط مردسالاران دستبردی درآن نباشد باید به همین ریشه و اصول اشاره کند! اصول خودشناسی . انسان شناسی و رشد و تکامل انسانی. اما در جوامع مردسالاری زنان در عمل اجازه رشد و تکامل طبیعی را از دست داده اند! یعنی هزاران مانع بر سر راهشان گذاردند تا این اتفاق نیفتد! چرا؟ چون استثمار زنانی که به خودشناسی و تکامل رسیدن غیر ممکن است!بنظر من فمنیستها بطور غریزی و طبیعی همین راه را دنبال کرده و همین را میخواستند بگویند.
این شاخ و دم دارد؟
من اصلا نمیدانم فمنیستها چه گفتند که موجب خشم برخی از آقایان بخصوص دینمداران برخی نقاط عالم و از جمله مملکت ما شده! اما گمان میکنم سوتفاهم شده باشد! چون یک فمنیست راستین از نظر من همان چیزیست که همه ادیان از انسان کامل و خودشناسی تعریف میکنند!
** * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
فمنیست کیست:
فمنیست یعنی زنانی که به خودشناسی رسیده اند!
این یعنی همه اینها که در بالا آمده! زنانی که خودشان را و در نتیجه حقوق خودشان را شناخته اند و به خود و حقوقشان و دیگران و حقوق همه انسانها احترام میگذارند! و این یعنی انسانهایی در جهت تکامل! که در نهایت این راه تکامل بشریست !
کجای این شاخ و دم دارد؟ نمیدانم!
مگر اینکه مردسالاران بخاطر غرض و مرضی که دارند صد البته سعی کردند که جنبش زنان را به بیراهه ببرند و برایش شاخ و دم بگذارند تا همه را بترسانند و از این راه منع کنند تا زنان به خودشناسی و تکامل نرسند و همچنان در استثمار و خوار و ذلیل و ضعیفه باقی بمانند! جز این نیست.
جنبشهای زنان تنها در جهت خودشناسی و شناخت زن بعنوان انسان و حقوق بشر است و هیچ دخالتی به افکار و عقاید و سیاستها و رسوم و نژاد و هیچ هیچ هیچ چیز دیگری در میان زنان جنبش و عالم ندارد.
این یعنی زنان دنیا هم مثل مردان دنیا از نژادها و رنگها و آیین و رسوم و فرهنگها و ملل و ادیان و افکار و سیاستها و آموزشها و عقاید گوناگون هستند! همین زنان هستند که جنبشهای زنان را در کنار هم به پیش میبرند. بدون در نظر گرفتن همه آن تفاوتها و با تاکید و تمرکز بر حقوق بشر و تکامل انسانها و تکامل کودکان و در نهایت بشریت!
ناگفته پیداست که تکامل انسان و بشریت با خودش صلح و دوستی و آشتی و احترام و همزیستی مسالمت آمیز کل بشر در کنار هم را در بر دارد! پس تعجب نکنید اگر فمنیستها یا برابر طلبان عالم همچنین در گروههای ضد جنگ و صلح دوستانه فعالیت داشته باشند یا بهر نوع دیگر کارهای انسان دوستانه و داوطلبانه در جهت خدمت به بشریت و بهزیستی و همزیستی در سراسر دنیا انجام دهند که معمولا هم چنین است و بسیار فعالند و با اشتیاق مسائل جوامع بشری و کودکان و زنان همه دنیا را دنبال میکنند و دوست دارند کمکی در جهت پیشرفت باشند.
گوناگونی زنان به این معناست که در کنار جنبش زندگی هم میکنند!
کار خانه و بچه داری هم ممکن است بکنند! آشپزی هم بلدند! شغلهای مختلف ممکن است داشته باشند! شغلی که شادشان میکند انتخاب میکنند جدا از اینکه دیگران چه میگویند! در سیاست هم ممکن است وارد شوند! در دولتها هم وارد شوند! کارهای داوطلبانه انجام دهند! و هر چیز دیگر ... همه اینها زندگی خودشان است جدا از جنبش و این زندگی و انتخاب شخصی خودشان است!
.
. سرفراز و پیروز باشید