semi philosophical
~political satire~

no mo' ho'ly and mo'dern slavery!
please

۵.۳.۸۸

اصول بنیادین جنبشهای زنان

ببینید یکسری اصول هست که پایه های جنبشهای زنان هستند
و در سراسر جهان مشترکند.
این اصول در واقع تاکیدیست بر بیانیه حقوق بشر:
*زن بشر است و حقوقش همان حقوق بشر است!
.
این اصل کلی است و توضیح بیشتر در همین راستا اینکه:
*زن بشر است و احترام به بشر و حقوقش واجبست!
.
بشر یعنی: روح و روان و جسم.
*احترام به روح و روان و جسم زن واجب است!
.
از جمله حقوق بشر: حق انتخاب است.
ابتداییترین حق انتخاب: حق انتخاب بشر بر روح و روان و جسم خودست!
این یعنی ارزش قائل شدن برای مقام انسان.
ارزش و احترام انسان = حق انتخاب فرد بر روح و روان و جسم خود.
ایندو با هم کاملا در ارتباط مستقیم هستند! این یکی از اصول اساسی جنبشهای زنان جهانست. چرا که این همان نکته ایست که سیستم هژمونی طلب و استثماری "مردسالاری" در تاریخ از حذف آن بهره برده تا زن را تبدیل به برده مرد کند.

پس دقت فرمایید:
روش مردسالاری برای بهره کشی جنسی و جسمی و روحی و روانی از زن
با زیر پا گذاردن ارزش و احترام زن و همین حق انتخاب او بر وجود خود است!
با استناد به همه معضلات تاریخی زنان در جوامع و دنیای مردسالار خواهید دید که این مطلب تا چه حد مهم و ریشه ایست!
پس جنبش زنان هم با استفاده از همین اصل ریشه ای به کمک زنان دنیا می آید و خواهد پرداخت.
اصول اساسی استرداد حقوق هر بشری هم همین است:
اصل احترام به خود و همه انسانها. اصل احترام به انتخاب خود و همه انسانها!
آموزش این اصول به کودکان است که نسلهای آینده را آماده برون رفت از نظام جهانی مردسالار میکند اما این باید در سراسر دنیا همزمان اجرا و انجام شود. دقیقا برای پیشگیری از همین آموزشهای حقوق بشری و جلوگیری از پیشرفت کمال انسانی در جوامع بشریست که استعمارگران جنگ براه میندازند و امنیت و آرامش مادران را سلب میکنند! چون عدم امنیت این روند رشد و تکامل بشری را مختل میکند.

عوامل بازدارنده تکامل تمدن بشری
سدی بر سر راه حقوق برابر انسانها در دنیا:

*جنگ و عدم امنیت و آرامش
*چپاول و ستم استعمارگران
*فقر که نتیجه تداوم جنگهاست
*دولتهای خودکامه و چپاولگر
*سواستفاده از قدرت
در نهایت اگر دقت شود خواهیم دید که :
ریشه استعمار > همان مردسالاریست و ریشه آنهم > همان طمع و زیاده خواهی است!
ریشه طمع > خودخواهی زیادی و خودمحوریست! یعنی حب نفس بی اندازه!!!
ببینید این نفس چقدر میتواند خطرناک باشد!خوبست اینرا برای پسرانتان توضیح دهید.
حب نفس: ریشه استعمار جهانی است!
حب نفس > خودمحوری > طمع > استعمار > استثمار
یعنی ریشه همه این بدبختیهای بشر در چندین قاره برای چندین دهه و قرن و ریشه همه این جنگها و تجاوزات و فقر و چپاول و دیکتاتوری و استعمار و استثمار و برده کشی جسمی و جنسی و روحی انسانها!مان از این حب نفس!وا مصیبتا!!!!
بیایید خودخواهیها را به کنار بگذاریم!
تا بتوانیم حقوق دیگران را در نظر بیاوریم!
ما هم در نبرد با نظام مردسالار باید پیش از هر چیز از حب نفس زیادی خلاص شویم.
در عین حال که می آموزیم خودمان را دوست بداریم و برای خود احترام قائل باشیم باید از خودخواهیها تهی شویم!
خودشناسی و خودسازی:
پیش نیاز پرورش انسانها و نسلهاست!
ببینید چقدر مهم است که مادرانی داشته باشیم که خودشان را بعنوان یک انسان بشناسند!
بدانند که انسان قابل احترام و دوست داشتنی است! پس احترام خودشان را پیش از هر چیز نگاهدارند و خود را دوست بدارند!

نظرتان درین خصوص چیست؟آ
یا بنظرتان خیلی معمولی و پیش وپا افتاده می آید؟ یا دشوار و نشدنی؟ چقدر خودت را دوست میداری؟ چقدر خودت را دوست داشتنی و قابل دوست داشتن میدانی؟ اینها مهمترین پایه و اساس پا گذاشتن درین راه است! این تازه اول بسم الله است! یعنی پیش از اینکه بتوانید خیری به جنبش زنان و سایر زنان برسانید می بایست این مراحل را بدانید و آگاه باشید و به خودسازی بپردازید و خود را دوست بدارید تا بتوانید همان احترام و عشق را هم به سایر زنان و سایر انسانها ارزانی دارید!

زنان در نظام مردسالار گرفتار آمده و گاهی فراموش میکنند تا چه حد از خودشان بدشان می آید و یا چقدر خودشان را قابل دوست داشتن نمی دانند و یا به اندازه کافی دوست نمیدارند. این یعنی احتمال اینکه این انسانها احترام به خود را زیر پا گذارند بیشتر میشود! یعنی احتمال چشم پوشی از احترام خود بالا میرود و همچنین احتمال چشم پوشی از بی احترامی به دیگران! و متاسفانه بی احترامی به دیگر زنان!و دیگر انسانها!

می بینید که باز هم این اصول چقدر ریشه ای و اساسی و مهم است و تا چه حد برای شروع این راه مهم است. بگذارید باز هم تاکید کنم چون هر چه بگوییم و تکرار کنیم انگار باز هم کم گفته ایم! بس که در معرض بمباران فرهنگ مردسالار در هر لحظه و روز و زمان و مکان هستیم! پس مرور میکنیم:

اصلا جنبش زنان یعنی همین:
یعنی شما خود را انسان بدانی!
یعنی شما انسان را قابل احترام بدانی!
یعنی شما به خود بعنوان انسان احترام بگذاری!
یعنی شما احترام به خود و دیگران را سر لوحه کنی!
یعنی بدانی که انسان حق انتخاب دارد!
یعنی برای انتخاب خود و انسانها احترام قائل شوی!
یعنی از انتخاب خود و سایر انسانها دفاع کنی!
یعنی از انتخاب بشر بر خود و زندگیش دفاع کنی!
یعنی برای حق انتخاب خود بر زندگانیت و بر روح و جسم و روان خود احترام قائل شوی!
یعنی همه اینها!
اول شناخت و احترام و دوستی و دفاع از خود
و سپس شناخت و احترام و دوستی و دفاع از دیگران
این شد یک روش کلی تا بدانیم و گول نخوریم! وقتی اصل و ریشه را بدانیم بهتر و سریعتر عمل خواهیم کرد و بهتر به نتیجه میرسیم و کمتر به بیراهه میرویم یا به بیراهه هل داده میشویم!

انتخاب شما در زندگی هر آنچه هست:
بر مبنای همین اصول حقوق انسانی و بشری شماست!
اگر نمیدانید چه باید بکنید, اگر سردر گم شده اید و راه را گم کردید, اگر در مباحثات و تحقیقات کم آوردید:
همین اصول ریشه ای را دنبال کنید کهشما را به سر منزل مقصود رهنمون خواهند شد.

آسان نیست؟ دشوارست؟!!!
کسی نگفته که درست زندگی کردن به همین راحتی است!
اما راه درست را دنبال کردن آینده بهتری دارد.
بهتر ازین جهت که روح و جسم و روانتان از عذاب همیشگی بدرآید و به آرامش برسید.
مگر این چیزی نیست که همه ما میخواهیم؟ آرامش؟!
آرامش درینست که خودمان را بشناسیم که خودمان را دوست بداریم:
که بدانیم چه میخواهیم, بدانیم چه چیزی ما را شادمان میکند, بدانیم چه چیزی ما را ناراحت میکند!
به خودشناسی و خودباوری و اعتماد به نفس برسیم, تا قدرت تشخیص پیدا کنیم و قدرت و اراده دوری از هر آنچه ناراحتمان میکند!
و قدرت و اراده انتخاب هرآنچه شادمان میکند.

حساسیت شما تا چه حد است؟
یک کودک بسیار حساس است. براحتی تشخیص میدهد چه چیز شادش میکند و چه چیز ناراحتش میکند.
آیا شما هنوز این قدرت تشخیص را سالم نگاهداشته اید؟ و یا بخاطر بدآموزیهای جامعه و فرهنگ مردسالار این حساسیت طبیعی در شما کور شده؟! خودشناسی کمک میکند تا هم حساستر باشیم و هم قدرت انتخاب یابیم! مثل یک کودک بلافاصله تشخیص دهیم و بلافاصله هم عکس العمل انتخابی نشان دهیم!

قدرت یعنی توانائی انتخاب!
نه! گفتن به چیزی که روحت را آزار میدهد.
بله! گفتن به آنچه روحت را شادمان میکند.
روح که صیقل خورد ناخودآگاه میداند و انتخاب میکندو این یعنی نهایت آرامش!
یادتان هست؟ آرامش؟ به به!
در نهایت همه این کارها برای همان آرامش است!
این راه رسیدن به رشد و تکامل انسان است.
در هر آیینی هم که بگردید اگر حقیقت را بگوید و توسط مردسالاران دستبردی درآن نباشد باید به همین ریشه و اصول اشاره کند! اصول خودشناسی . انسان شناسی و رشد و تکامل انسانی. اما در جوامع مردسالاری زنان در عمل اجازه رشد و تکامل طبیعی را از دست داده اند! یعنی هزاران مانع بر سر راهشان گذاردند تا این اتفاق نیفتد! چرا؟ چون استثمار زنانی که به خودشناسی و تکامل رسیدن غیر ممکن است!بنظر من فمنیستها بطور غریزی و طبیعی همین راه را دنبال کرده و همین را میخواستند بگویند.
این شاخ و دم دارد؟
من اصلا نمیدانم فمنیستها چه گفتند که موجب خشم برخی از آقایان بخصوص دینمداران برخی نقاط عالم و از جمله مملکت ما شده! اما گمان میکنم سوتفاهم شده باشد! چون یک فمنیست راستین از نظر من همان چیزیست که همه ادیان از انسان کامل و خودشناسی تعریف میکنند!
** * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

فمنیست کیست:
فمنیست یعنی زنانی که به خودشناسی رسیده اند!
این یعنی همه اینها که در بالا آمده! زنانی که خودشان را و در نتیجه حقوق خودشان را شناخته اند و به خود و حقوقشان و دیگران و حقوق همه انسانها احترام میگذارند! و این یعنی انسانهایی در جهت تکامل! که در نهایت این راه تکامل بشریست !

کجای این شاخ و دم دارد؟ نمیدانم!
مگر اینکه مردسالاران بخاطر غرض و مرضی که دارند صد البته سعی کردند که جنبش زنان را به بیراهه ببرند و برایش شاخ و دم بگذارند تا همه را بترسانند و از این راه منع کنند تا زنان به خودشناسی و تکامل نرسند و همچنان در استثمار و خوار و ذلیل و ضعیفه باقی بمانند! جز این نیست.

جنبشهای زنان تنها در جهت خودشناسی و شناخت زن بعنوان انسان و حقوق بشر است و هیچ دخالتی به افکار و عقاید و سیاستها و رسوم و نژاد و هیچ هیچ هیچ چیز دیگری در میان زنان جنبش و عالم ندارد.
این یعنی زنان دنیا هم مثل مردان دنیا از نژادها و رنگها و آیین و رسوم و فرهنگها و ملل و ادیان و افکار و سیاستها و آموزشها و عقاید گوناگون هستند! همین زنان هستند که جنبشهای زنان را در کنار هم به پیش میبرند. بدون در نظر گرفتن همه آن تفاوتها و با تاکید و تمرکز بر حقوق بشر و تکامل انسانها و تکامل کودکان و در نهایت بشریت!

ناگفته پیداست که تکامل انسان و بشریت با خودش صلح و دوستی و آشتی و احترام و همزیستی مسالمت آمیز کل بشر در کنار هم را در بر دارد! پس تعجب نکنید اگر فمنیستها یا برابر طلبان عالم همچنین در گروههای ضد جنگ و صلح دوستانه فعالیت داشته باشند یا بهر نوع دیگر کارهای انسان دوستانه و داوطلبانه در جهت خدمت به بشریت و بهزیستی و همزیستی در سراسر دنیا انجام دهند که معمولا هم چنین است و بسیار فعالند و با اشتیاق مسائل جوامع بشری و کودکان و زنان همه دنیا را دنبال میکنند و دوست دارند کمکی در جهت پیشرفت باشند.

گوناگونی زنان به این معناست که در کنار جنبش زندگی هم میکنند!
کار خانه و بچه داری هم ممکن است بکنند! آشپزی هم بلدند! شغلهای مختلف ممکن است داشته باشند! شغلی که شادشان میکند انتخاب میکنند جدا از اینکه دیگران چه میگویند! در سیاست هم ممکن است وارد شوند! در دولتها هم وارد شوند! کارهای داوطلبانه انجام دهند! و هر چیز دیگر ... همه اینها زندگی خودشان است جدا از جنبش و این زندگی و انتخاب شخصی خودشان است!
.
. سرفراز و پیروز باشید

۳.۳.۸۸

شهرهای آینده:

آینده از آن ملتی است:
که بتواند شهرهای کوچک و خودکفا با انرژیهای جایگزین و همکاری در پروسه تولید بسازد.
*
* * * *
*
2. پروژه "شهرکهای خودکفا":
.
مکانی برای زندگانی شهروندان بر اساس برابری و احترام به همنوع هستند
با سیستم داد و ستد که همگان در کنار کمک به پروسه تولید به رشد و شکوفایی استعدادهای فردی می پردازند.
*
رشد بی رویه شهرهای کنونی یک فاجعه است و ساختن شهرهای جدید با همین سیستم هم فاجعه ای برای آیندگان! بشر در جمعیتهای زیر 25000 نفری بهترین بازدهی و آرامش را دارد و خودکفا بودن شهرکهای جدید از هر نظر تنها راه اطمینان از سلامت و دوام جوامع بشر در آینده است. انواع این جوامع در سراسر دنیا وجود دارد برای از بین بردن فقر.
اما گروههای بسیاری در سراسر دنیا امروز به فکر چاره ای برای بن بست و معضلات زندگی شهری و پسامدرن می اندیشند!
*
این بحث برای آن گروه از مردمان است که به این باور و آینده نگری رسیده اند که میباید طور دیگری زندگی کرد و شانس این تجربه را به نسلهای جدید داد که طبیعی تر و انسانیتر زندگی کنند و توانایی و استعداد لازم را در طرحی نو درافکندن دارند!
*
ستونهای مهم این نوع زندگانی همزیستی مسالمت آمیز در صلح و نوعدوستی است و همکاری و همیاری گروهی و نیز ابداع و نوآوری در تولید و ساخت با استفاده از انرژیهای جایگزین و خودکفایی جوامع و در نهایت استفاده از بهترین روشهای آموزشی و پرورشی در شکوفایی استعداد و نبوغ افراد و کودکان.
*
این شهرکهای خودکفا میتوانند بصورت باغها یا مزارع به هم متصل باشند و یا یک هسته مرکزی با مزارعی در اطراف. سازه ها ساده اند با مصالح محلی و مطابق با نوع آب و هوا و معماری بومی.
*
یکی از راههای ساده تر و لذت بخش تر کردن امور روزانه زندگی گروهی است, یعنی مانند نوعی کمپ دائمی:
سرویسها بطور جداگانه و اجتماعی وجود دارند و همه در کنار هم نهار و شام میخورند و در کنار هم به مزارع سرکشی میکنند. و دیگر کارها مثل طبخ خوراک هم گروهی و بنوبت انجام میشود.
(توجه داشته باشید که بحث " کمپها " تنها برای شروع کار مطرح است تا زمانیکه امکانات لازم برای گسترش شهرکها بدست آید. زندگانی گروهی بعنوان راهکاری موقتی مطرح شده چرا که دولتها حاضر به تامین هزینه های شهرکهای خودکفا با انرژیهای جایگزین نبوده اند و شاید هنوز هم نباشند. بنابرین برای شروع کار و تشکیل هسته مرکزی شهرکهای آینده این بحث مطرح است که بانیان این کار خواه ناخواه سرانجام خود مجبور به زندگی گروهی برای پیشبرد طرحهایشان خواهند شد. وگرنه در صورتیکه بودجه و امکانات و زمین در اختیار باشد میتوانند هر طور می پسندند زندگی کنند. اما نه در زمان بحرانهای حاد جهانی و بلایای طبیعی گسترده. بنابرین کمپها گاهی هم به نوعی اجتناب ناپذیرند!)
*
شهرک در واقع میتواند از گروههایی از این نوع کمپها تشکیل شود.
بنابرین با کمترین امکانات هم, در آب و هوای مناسب , میتوان زندگی در این شهرکها را آغاز کرد
و دسته جمعی آنرا ساخت و پیشرفت داد و بتدریج کمپهای موقت را به شهرکهای دائمی بدل کرد.
دولت! علاوه بر بودجه اولیه و تحقیقات و طرح جامع میتواند در زمینه بهداشتی و امنیتی شهرکها را یاری کند.
زمینه خلاف درین نوع زندگی به حداقل میرسد و تادیب و آموزش و کار داوطلبانه جای زندان را میگیرد. کمپهای مخصوصی هم میتواند برای تادیب و کار داوطلبانه جوانان و حتی جوانان بزهکار کشور ایجاد شوند. شهروندان شهرکها این نوع زندگی و کار دسته جمعی و اشتراک در تولید را به جوانان آموزش میدهند تا آنها هم بنوبه خود قادر شوند شهرکهای دیگری برای خود بنا نهند.
*
نوآوریها :
مهم است که نوابغ و افراد با استعداد و نوعدوست با آرزوی کمک به جامعه و کشور و بشر بنیان گذاران این امر باشند و شهرکها را بعنوان پروژه تحقیقی شروع کنند و رشد دهند تا جوامعی نمونه و برتر پدید آورند. ( وگرنه در همین شهرها هم میشد ماند!)
.
اصلا مسئله اینست که طبیعی تر و سالمتر و کم استرس تر و بدون دیپرشن و نیاز به پول یا بزهکاری و خودکفاتر هم میتوان زندگی کرد! بنابرین بنوعی این انسانها تلاش در پاسخگویی به معضلات اجتماعی و بشری دارند که چنین جوامع نوینی را میخواهند بنیان نهند و چاره را در ایجاد شهرکهای و جوامع گروهی و خودکفا دیده اند: جاییکه (پولی در کار نیست!) انسانها یاد میگیرند که چگونه منافع همه اعضای این خانواده بزرگ رعایت شود و چگونه همه شانس رشد و شکوفایی استعدادها و کمال انسانی بیابند! با کمک یکدگر و بهره برداری از انرژی و اندیشه جمعی.
.
چنین جامعه ای برای رشد استعدادهای نوابغ و هنرمندان ایده آل است و بس مورد نیاز.
شروع خوبی هم خواهد بود برای صلح و آشتی و زندگی مسالمت آمیزتر در کره زمین!
* * * * * *
.
.
.
3. راههای انتقال از کلانشهرها:
برای خدمات رسانی و نه سودبری!
*
1. پروژه های مخصوص اسکان سالمندان:


الف) خانه سالمندان + مرکز درمانی:
. برای سالمندان مجرد و نیازمند رسیدگی و درمان
. همراه بیمه های درمانی و خدمات ارزانتر


ب) شهرکهای سالمندان + امکانات اولیه:
. برای زندگی زوجهای سالمند در هوای سالمتر
. برای خرید دراز مدت و یا اجاره سالمندان
. بصورت مستقل در مجموعه سبز
. و یا آپارتمانی در فضای سبز
* * *


2. پروژه شهرکهای استراحتی-درمانی:


الف) گسترش مراکز درمانی "خاص" در سطح کشور
. بهمراه استراحتگاه بعنوان یک مجموعه اسکانی
. برای خانواده هائی که بیماریها خاص دارند
و نیازمند دسترسی دائمی به مراکز درمانی خاص
مثل دیابت یا عقب افتادگی ذهنی و یا سایرین.


ب) استراحتگاهها و دهکده های سلامت:
. با امکانات اسکانی کوتاه و دراز مدت
. در طبقه بندیهای گوناگون
. ارجحیت نیازمندیها ویژه یا مبرم
. برای دوران نقاهت بیماران خاص
(با امکان انتخاب اقامت دائمی)
* * *


3. پروژه "تادیبگاههای" جوانان بزهکار


. با تولید و خودکفائی مواد خوراکی
. همراه کارگاههای تولیدی و هُنری

. درمانگاه + ترک اعتیاد
. اسکان مجزای دختران و پسران
. با امکان ازدواج و اسکان دائم و اشتغال

* * *


4. پروژه شهرکهای علمی و هنری:


الف) امکان اسکان دائمی زوجهای دانشجو
در اطراف مراکز علمی و پژوهشی و هنری کشور

ب) گسترش تدریجی شهرکهای علمی هنری پژوهشی:
. برنامه ریزی برای امکان ایجاد این شهرکها
. تشکیل کارگروههای دانشجوئی و کارگاههای لازم
. امکان اشتغال و اسکان کارگروها در همان مناطق
. مشوق ازدواج و اشتغال و اسکان در شهرکها
* * *


5. شهرکهای سینمائی و هنرهای وابسته


الف) زندگی طبیعی تر در خلاقیت موثرست!
. بررسی بهترین مناطق کشور برای این منظور
. امکان تولید و خودکفائی غذائی این شهرکها
. خودکفائی انرژی با انرژیهای جایگزین
. (امکان ادغام با پ.6 در برخی مناطق)

* * *
6. شهرکهای "موزه" منطبق با فرهنگ بومی!


. تشویق زوجهای جوان به زندگی طبیعی و بومی
. امکان بازگشت زوجها به فرهنگ بومی زادگاهشان
. سازه های بومی با "خودکفائی کامل" انرژی و غذائی در منطقه
. بازدید عمومی و توریست: بهترین منبع درآمد اهالی!
. بررسی بهترین مناطق در جوار دیدنیهای توریستی دیگر
. امکان گسترش تدریجی امکانات توریستی در منطقه

* * *


7. پروژه تشویق انتقال دانشکده ها:


. انتقال دانشکده های خاص همراه نخبگان مربوطه!
. بررسی بهترین مناطق منطبق با رشته های خاص
. امکان گسترش و ایجاد اشتغال در همان منطقه!
. ایجاد کارگروههای دانشجوئی و کار همراه تحصیل
(تشویق صنایع گوناگون برای همکاریهای وسیعتر)
. تشویق اسکان دائمی زوجهای دانشجو
.بررسی امکان احداث شهرکهای علمی در همان منطقه.
* * *


8. انتقال "مراکز خاص دولتی"
میتواند زمینه ایجاد و گسترش شهرکهای خودکفا شود

با این شرط که به "خودکفائی" پایبند باشد!

. اسکان کارکنان در همان منطقه
. امکان کار داوطلبانه: تولید مواد غذائی
. اختصاص جالیز گلخانه ای برای هر خانوار
. احداث شهرکهای بازی برای ساکنین و مسافران
. طرحهای آموزشی و پرورشی و هنری خاص برای تشویق به کوچ از شهرها!
* * *

10. تشویق صنایع به احداث شهرکهای خودکفا:
. بررسی طرحهای ارزانتر برای اسکان کارگران
. تشویق طرحهای خودکفائی غذائی و انرژی
. ایجاد امکانات درآمد زای دیگر

که هزینه پروژه را از محل خدمات یا مسافران و توریست تامین کند.

* * *


11. پروژه "کمپهای خودکفا":
الف) برای اسکان آوارگان و داوطلبان شهرها.

ب) امکان اسکان موقت جمعیت آواره در اثر بلایای طبیعی
. ساخت چادرهای بزرگتر مقاوم ...


ج) طرح این کمپها لزوما بر اساس زندگی گروهیست:
.

. سرویسها و آشپزخانه عمومیست
. تولید و پخت گروهی و نوبتی
. سرو نهار هم گروهیست و در فضای آزاد

.
. طراحی فضا در نصب چادرها:
. فضای سبز و مکان سرو غذا با سایبان
. سازه های ساده و سبک با مصالح طبیعی
. زمین کشاورزی یا جالیز گلخانه ای
. خودکفائی کامل انرژی و تولید مواد غذائی اولیه

.مکان استقرار "درمانگاه سیار" و "داروخانه سیار" و "فروشگاه سیاه" و غیره.

. و امکان استقرار همه امکانات لازم برای اسکان موقت و درمان در شرایط بحران.
( در شرایط عادی هم این کمپها میتوانند راه حلی برای بسیاری از نیازمندیهای کوتاه یا دراز مدت باشند.

. با امکانات آموزشی و هنری مهد کودک

. امکانات مشاوره ای برای زنان و جوانان

. "ساکنان داوطلب" برای خدمات رسانی و زندگی خودکفا!

. پارک بازی کودکان: جلب مسافر

. اسکان مسافر در چادرهای پیش ساخته.

. امکان استقرار "چادرهای سیار" که به اتومبیل وصل میشود.
. (ساخت چادرهای سیار, خانه های سیار:همراه باتریهای خورشیدی)

* * *


12. انتقال گروه های مختلف:
. تشویق کوچ گروههای مختلف اجتماعی و شغلی
. تشویق اقوام به زندگی طبیعی و سنتی تر
. تشویق شهرستانیها به بازگشت به استانها
. طراحی برای گروههای ویژه ...

منابع انسانی ملی; سرمایه های ملی.

.

* فراهم کردن امکانات لازم برای زندگی بهتر و سالمتر و خودکفاتر در طبیعت:

.

Competition for Students of Architecture+ Eng (energy)+ Urban Design! eg:

http://www.advancedarchitecturecontest.org/

ضعیفه رای نمیدهد!

زنان ایران تا نصف آدم حساب شوند و ارث برابر نبرند رای نمیدهند!
اگر فقط جسدمان را برابر مرد میدانید از همان جسدها رای بگیرید!!! دیه برابر برای ما نان و آب و حقوق نمیشود!
تا زمانیکه زن ایرانی ماشین جوجه کشی بی مزد و مواجبی است که هر لحظه مرد میتواند او را از خانه و زندگی ساقط کند رای دادن معنی ندارد.
فرهنگ ایرانی ازدواج را مقدس تر از آن میداند که شوهر برود چند زن دیگر هم بگیرد! تازه آنهم بدون اجازه زن و مادر بچه ها!!! این یعنی جنایت علیه بشریت! جنایت علیه مادران و جنایت علیه فرزندان!
در همه ممالک مترقی دنیا امروزه زن و بچه در منزل می مانند و هیچ مردی حق ندارد بهیچوجه و دلیلی زن و بچه را از خانه شان بیرون کند! حتی پس از طلاق! مردانی که شما "کافر" میدانید در ممالک "کفر" آنقدر شرف دارند بر شما که قدر زحمات یک مادر را بدانند و به مقام زن ارج نهند و حتی اگر بهر دلیلی عشقشان به یکدیگر از بین رفت و خواستند بروند با زن دیگری زندگی کنند این را صادقانه بیان کرده و اول از زن و فرزند پوزش و بحل میطلبند و چمدانشان را برمیدارند و میروند! و حق ندارند آنها را از منزل بیرون کرده و زندگی مادر و فرزند را برهم بزنند! خیر!
یعنی قوانین کفر شرف دارد بر قوانین مملکت اسلامی! ایا این را میخواهید بگویید و ثابت کنید؟ میخواهید بگویید شما پتانسیل قدردانی از مادران جامعه را ندارید؟ میخواهید ثابت کنید چه موجودات خودخواهی و قدرت طلبی هستند و یا اینکه عشق زن را میخواهید با زور و نزول و خریداری کنید؟ ! ! !
این تنها به یک معناست خواهران من:مردان ایرانی هنوز خود را لایق عشق بی قید و شرط زن نمی دانند!
چرایش را باید رفت و تحقیق کرد! شاید بخاطر اینکه از مادر عشق بی قید و شرط نگرفتند که بعید میدانم در این جامعه مردسالار مادران بیشتر به پسران میرسند تا به دختران!شاید از روی خودخواهی قادر به عشق ورزیدن درست نیستند و نمیتوانند یک رابطه انسانی و برابر و عشق راستین را حتی تصور کنند چه رسد به تجربه!
شاید ها و بایدها چه بسیار...و مدت زندگانی هر یک از ما کوتاه!شاید بهترست رهایشان کنیم در همین جهل مرکب بمانند و در تعفن تحجرشان چون خوکان بلولند و مکیف شوند! و هرگز عشق راستین را درک نکنند. بما چه.
ما اگر خود بتوانیم عشق را درک کنیم و به فرزندان و آینده سازان بیاموزیم هم کلی توشه از این جهان هستی گرفته ایم و خدمت کرده ایم!
مرد و زن ایرانی هر دو نیاز به خودشناسی داریمبه امید اینکه عشق بدون قید و شرط و سادگی و صفا و بی آلایشی و جشن و سرور به منازل ایرانیان بازگردد و این نکبت دین فروشی و دورویی و تظاهر و نفاق و زن ستیزی و نابرابری و فحشا رخت بر بندد.

۲.۳.۸۸

جنبش زنان ایران در بر گیرنده کمپینهاست

جنبش زنان یک گروه و کمپین و دسته نیست
یک مفهوم کلی است در بر گیرنده همه کمپینها و گروهها و مطالبات در طول تاریخ یک ملت!
از گذشته و حال تا آینده!!!
جنبش زنان بدون این کمپینها و گروهها در خانه ها هم میتواند وجود داشته باشد اما وجود کمپینهای گوناگون آنرا با نیروی بیشتری به پیش میبرد و برآیند همه خواسته ها نیرویی عظیم و اثرگذار خواهد بود.
جنبش زنان :
برآیند همه تلاش زنان ملل گوناگون و در نهایت زنان دنیاست در جهت آفرینش دنیایی بهتر برای هر نسل و هدیه ای به نسلهای آینده!
اگر این مفهوم کلی جنبش زنان را در نظر داشته باشیم کمتر چوب لای این چرخ میگذاریم چون بی شک این ما هستیم که زیر این چرخ عظیم جهانی و تاریخی له خواهیم شد بدون آنکه قادر باشیم چرخ را متوقف کنیم.
در نهایت این چرخ یکی از چرخهای ارابه تمدن بشریست
که آنهم به قدمت تاریخ است و به وسعت کره زمین و انسانهای نسلهای پیاپی!!!
حال بهترست چند قدمی عقبگرد کنید و این پیکره عظیم را بار دیگر بدرستی نظاره کنید!
تا بدانید با یک چوب جارو طرف نیستید که این بکشد و آن بکشد خیر!!! lol
تو را بخدا بیش از این موجب خنده جهانیان را فراهم نسازید!
شما زنان ایرانی آخرین سنگرتان را با اهدای حق ازدواج مجدد به شوهران از دست دادید!
حال همینتان مانده که توی سر هم بزنید؟! نمیدانم به این اوضاع بخندم یا بگریم...
اما من میخندم چون میدانم دعواهایتان خواهرانه است و آشتی خواهید کرد!
میخندم چون میدانم در نهایت با عبور از این نظام پلید استعماری دست نشانده همه حقوقمان را باز خواهیم یافت.
میخندم چون میدانم این چرخ عظیم ورای قدرت ابر قدرتهاست چه رسد به چهار تا آخوند زنباره پیزوری!!!
ما زنان موفق خواهیم شد. میدانم.

۲۹.۲.۸۸

زنان در عرصه اقتصاد:

خلاقیت و مدیریت زنان بی نظیر و غیر قابل رقابت است!
تنها مشکل اینست که سرمایه ها در جوامع مردسالار در دست مردان است و این شانس به زنان داده نمیشود که در عرصه اقتصاد بدرخشند! اما اگر شما این شانس را پیدا کردید حتما در نظر داشته باشید که:
گروهی و در قالب ان جی او ها قویترید و کارآمدتر.
شما هم میتوانید مثل دولت به فروش سهام کارخانجات و کارگاهها و پروژه های گوناگون اقدام کنید.
با مطالعه پروژه های موفق زنان راهکارها را آموخته و به دیگران بیاموزید.
در کارگاهها و کارخانجات و پروژه ها خواهید توانست سطح وسیعتری از زنان را به حقوق خویش آشنا سازید
و نیازهای جامعه را ارزیابی کرده و سعی در برطرف کردن کمبود و مشکلات زنان بشکل گروهی و داوطلبانه نمایید.

پروژه های جالبی که بنظرم میرسد:
انواع پروژه های کشاورزی و باغداری و پرورش ماهی اینک در سراسر ایران توسط زنان و خانواده و زنان محل اجرا میشود و شما و گروهتان هم میتوانید به خارج از شهرهای بزرگ و به مراتع و کوهپایه ها و نزدیک روستاها و ییلاقات خوش آب و هوا کوچ کنید و زندگی ساده تر و با صفاتری را برای خود و زنان آن نواحی رقم بزنید! چرا که نه؟

پروژه های دهکده سلامت:
برای سالمندان. برای بیماران نیازمند استراحت. برای زنان. برای مردان.
بطور جداگانه و با برنامه ریزی مخصوص گروههای خاص با نیازهای خاص میتوان در خارج از شهرهای بزرگ و نواحی خوش آب و هوای کشور دهکده های سلامتی ایجاد کرد که از راههای خوب اشتغالزایی و جلب توریست در مناطق مختلف ایران خواهد بود.
از چار بهار تا چهار محال و همه کوهپایه های ایران.
برنامه ریزی:
.اتاقهای خصوصی یا گروهی نورگیر.بخشهای درمانی مخصوص مثل فیزیوتراپی یا اشعه درمانی و غیره.
.بخشهای آب درمانی و ورزش آبی و یوگا .مدیتیشن و موزیک درمانی.سونا و ماسک بدن و زیبا سازی پوست
.طبیعت گردی و تور های محلی.مراسم جشن و سرور

امکان ایجاد خانه های سالمندان برای اقامت طولانی مدت نیز هست که آنهم بهترست در اطراف شهرها باشد و بهترست در کنار مراکز درمانی یا نزدیک به آن باشد.اماکن زندگی سالمندان اقتضای طراحی مخصوص خودش را دارد که میباید رعایت شود.
انواع مراکز خاص سالمندان:
خانه های سالمندان تحت حمایت با حضور پرستار و در بخشهای گوناگون.
خانه های نیمه مستقل که کمک روزانه یا هفتگی برای انجام امور دشوارتر ارائه شود
و وسیله نقلیه مخصوص به مراکز خرید و پارکها فراهم باشد.

پروژه های مخصوص زنان:
.استراحت و یا گذران دوران درمانی یا تراپی و یا مشاوره. "دهکده سلامت زنان"

پروژه های نوجوانان:
.کمپهای آموزشی و پرورشی نوجوانان
.مزرعه های مخصوص کار و مشاوره نوجوانان (بزهکار)

پروژه های توریستی:
آب و هوای خنک ییلاقات ایران بهترین نقاط توریستی تابستانهای سوزان خاورمیانه!
همه اینها و صدها پروژه جالب دیگر با کوچ شما از شهرها ممکن خواهد بود!
زمان آن رسیده که زنان ان جی او ها را به خارج از شهرهای بزرگ ببرند!
و آگاهی و تجاربشان را با زنان نقاط محروم در میان بگذارند.
.آب و هوای خوب و تمیز + .هزینه های کمتر +. زندگی بدون استرس ساده و طبیعی در دامن طبیعت!

اگر نگران مدرسه کودکتان هستید خانم معلم را هم دعوت کنید و همراه ببرید!
مدرسه ای با شیوه نوین بنیان نهید! چرا که نه.

اگر توانستید یک شهرک با همه امکانات در حد و اندازه های ساده تر اما با محتوای بیشتر بنیان گذارید.
شهرکهای گوناگون در سراسر ایران:
شهرکهای هنرمندان: موسیقی.تئاتر.سفالگری.شیشه گری. مجسمه سازی. طراحی ...
شهرکهای پژوهشی: شهرکهای آی .تی. یا طب سنتی و غیره.
در همه اینها بخش توریستی و گردشگری را فراموش نکنید!
موفق باشید.
.خواستن توانستن است
.

آزادی بی آزادی!

دلم برای عطر و بوی سرزمینم تنگ شده

هم عطر بهار
هم عطر آزادی
در همان کوچه و باغها قدم میزنی
اما این مملکت همان مملکت نیست
کوچه و برزنش بوی ترس میده
پس از بیست سال
به دریا زل میزنم
دریا هم همان دریا نبود!

سایه ها همه جا دنبالم میکنند
سایه ها مرا با خود میبرند...
گناهم چیست؟
چرا تنها نشسته ای زل زده ای بدریا؟
در کجای قوانین مملکت این جرم است؟
بیست نفری در اتاقی کوچک بمن زل زده اند!
افطاری نزدیک است.
بنظر میرسد افطاریشان منم!
پنجره را باز میکنم و فریاد میزنم.
سایه ها رهایم میکنند
اما بار دوم پایم را شکستند
.
نه این مملکت همان مملکت نیست
دریا چقدر غمگین بود
دریا جسد استفراغ میکرد
همه چیز بوی مرگ میدهد
این سرزمین نفرین شده
سرزمین من نیست

ماموران تهدیدم میکنند
خفه میشی یا بزنیمت تا بمیری؟
نعشتم میندازیم تو دریا
هیچکس هم بو نمیبره!

گریان دور میشوم
گناهم چیست؟
زن بودن؟!
ایرانی بودن؟
دلتنگی برای وطن؟

لازم نکرده
شما زحمت نکشید!
نشستم وسط خیابان
گریان و نالان

اینجا کجاست؟
اشتباه میکردم.
آنجا ایران من نبود!

پیرمردی مو سفید آمد
از جلوی مسجد دور شو!
روسریت را درست کن!
برو گم شو!

نه ازراییل نبود
ازراییل هم دم آخری
به روسری آدم گیر نمیده

یارو گیر داده
باید دستگیرش کنید
این زنیکه جلوی مسجد ما نشسته!
غلط کرده جلوی مسجد ما زیر ماشین برود!
از رو نمیرفت پیر مرد پر روی بی شرم
اینجا کجاست؟
ایران؟
.
آخ
این نکبت
هم وطن منست.
مجبورم دوستش بدارم!
.
چی میگی حاجی؟
من از جونم سیر شدم
تو چته؟

یکی گفت بیا با ما بریم
اینا می برنت
نکن!
بیا!

ایرانم همانجا مرد
وطنم جلوی چشمم پرپر شد!
آنروزآسمان زندگیم به زمین آمد
ایران من
ایرانی که میشناختم
ایرانی که بهتر از جان
دوست میداشتم
کجاست؟
چه بسرش آوردید؟
.
تو!
حاجی!
با ایران من چه کردی؟
من ایرانم رو میخوام
من ایرانم رو میخوام . . .
.
فریادم بر هوا بود
آه و ناله و زاری
بدون یک قطره اشک

شکه بودم
شاید اگر گریه میکردم
حاجی دلش به رحم آمده بود!

اما دست بردار نبود
صورتش را پوشانده بود
از ترس ملت!
آی حاجی حاجی ...
لعنت خدا بر شیطان

عاقبت کار خودش را کرد
مرغ یک پا
حاجی یک پا!

کشان کشان و بزور
مرا تا ماشین گشت برد
خود حاجی!

ایرانت رو میخوای ها؟
بیا یک ایرانی نشونت بدم حظ کنی!
!!!
عجب غلطی کردیم ها!
غربتیها کجا اینطوری بودن؟

آقا میخوام بمیرم!
جرمه؟
ولم کن مرتیکه!
.
نه!
حاجی ول کن نبود
دم در پیکان زد زیر پام!
زانوم لق خورد . . .
بیا:
اینم ایرانت
تا تو باشی حوس وطن نکنی!
...
هنوز هر وقت پام درد میگیره
یاد حاجی میفتم
.
عجب جونوری بود
این هموطن ما!
.
خوب شد.
دلم دیگه تنگ نمیشه!

نه برای بوی ترس
نه برای سایه ها
نه حاجی!

دیگه نمیگم
من ایرانمو میخوام!
با وطن من چه کردید؟
چی بسر ایران من اومده؟
...
دوزاری منم افتاد!
ایرانو نشونم داد!
.
خوب شیر فهم شدم:
تا امثال حاجی هست
ایران بی ایران
بهار بی بهار
آزادی بی آزادی!
.

۲۸.۲.۸۸

جنبشهای زنان دنیا

زنان دنیا درک کرده اند
که قدرت راس هرم هنوز مردانه است و استعمار مردسالارانه هنوز بر شرق و غرب و شمال و جنوب دنیا بس مسلط!
این واقعیت جنبشهای اصیل زنان در سراسر دنیا را به درک اهمیت استقلال آنها از سیاست و هر نوع عامل تفرقه انگیز دیگر رسانده است.
امروزه هر مبارز حقوق زنان در هر نقطه از دنیا بخوبی آگاه است که جنبشهای حق طلبی زنان دنیا همه یکی است و یک هدف را دنبال میکند و همه برای حقوق و مطالبات زنان است.
زنان مبارز جنبشهای برابر خواه و حق طلبانه زنان در جهان از همه اقشار و گروههای نژادی اجتماعی سیاسی باوری دنیا هستند و در روش زندگانی همگون نیستند اما یک هدف مشترک دارند و آن هم خوشبختی و بهزیستی زن در جامعه و جهان است.
زنان آزدیخواه دنیا مدتهاست دریافته اند که این سیاست مردسالاران است که برای ضربه زدن به جنبشهای آزادیخواهانه همواره سعی در نفوذ در زنان جامعه و یارگیری زنان در کمپ سیاست مردسالارانه و ضدزن دارد تا با کمک زنان مردسالار یا سیاسی و یا مزدور حاضر به خیانت به جنبش ضربه وارد سازد اما تا کنون موفق نشده چون درک این مطلب خیلی ساده است و چیز پیچیده ای نیست:
زنان برای حقوق زنان! . . . کدام قسمتش را نمیفهمید؟

جنبشها همچنین درک کردند که نیاز دارند ارگانهایی توسط زنان و برای زنان بوجود آورند.بنابرین برای همه مردان نازنینی که دوست میدارند به جنبشهای زنان کمک کنند جلسات آموزشی و گروههای مخصوص خودشان هست اما جدا از ارگان اصلی.
زنان برای زنان در جهانی همچنان مردسالاربرای ایجاد همه ارگانهای آموزشی و پرورشی و اجتماعی زنان برای زنان تلاش کرده و میکند چون به سیاستهای جهان مردانه بی اعتمادست پس نه منتظر اجرا شدن وعده های جاکمان میماند و نه خود را در مقابل آنان بی سنگر و دفاع میگذارد.
زن آزادیخواه تحت تاثیر فتنه های مردان چه به نام باور سیاسی یا مذهبی قرار نمیگیرد.
حقوق زنان همان حقوق بشر است. زن بشر است!!! اگر حقوقش را بشناسد هرگز اجازه نخواهد داد کسی به نام سیاست یا دین یا بعنوان ولینعمت او یا به بهانه عشق به او و یا به بهانه کمک به او و یا حتی نادانسته و از روی دلسوزی و همدلی حقوق انسانی او و هیچ زنی را زیر پا بگذارد!

متاسفیم اگر هنوز زنان ایرانی هستند که خام دین فروشیها و سیاستگریهای کمپ مردسالاران مشوند و یا به مزدوری انان برای سد راه بهروزی خود و کودکان و دختران فردای میهن میشوند. اما زنان آزادیخواه برای آنان و دختران و پسران آنان تلاش میکنند و تا برقراری بهشت روی زمین این جنبشها ادامه خواهد یافت و تنها گسترده تر خواهد شد.
کمال نیاز و سرنوشت بشر است. زنان پرچمداران بهروزی و کمال بشری شده اند.

مقاومت بی فایده است!
تو هم محکوم به کمالی!

همراه شو عزیز . . .

اندر مضار: انقلاب بی فرهنگی در ایران

با وجود اینهمه ثروت و سرمایه های ایران:

1. مدارس و نظام آموزشی کودکان ایرانی هنوز با سیستم جدید جهانی وجود ندارد!
2. زندانها و تادیب گاههای جوانان هنوز با سیستم جدید وجود ندارد!
3. انواع و اقسام اماکن مخصوص سالمندان هنوز بوجود نیامده و حتی شناخته نشده!
4. انواع اماکن کمک رسانی به زنان هنوز در ایران وجود ندارد!

* نمیدانم تحقیقات درین زمینه شده یا خیر (?)
اگر نشده این خود اشاره به بحرانی جدیدر نظام آموزشی دانشگاههای مملکت دارد!پس اینهمه دانشجو و استاد سی سال چه میکردند؟!
* سیستمهای آموزشی کودکان و کمکرسانی به زنان و سالمندان و همچنین انواع پروژه های تادیبی برای جوانان نیاز مبرم جامعه ایرانست.

به امید هرچه زودتر دایر شدن این مراکز!
مراکز خصوصی دیگری هم در همین راستا میتواند نقش بسیار خوبی در کنار مراکز دولتی ایفا کند و هم منبع درآمد باشد و هم بسیاری از سرویسها و خدمات را برای بهبود زندگی کودک و جوان و زن و سالمند ایرانی ارائه دهد که هم اینک وجود ندارد.

شاید هم لازمه پیشرفت هر مملکتی پیش از هر چیز دیگر آزادی شهروندان باشد. نبود همه این امکانات در ایران حتی در مقایسه با کشورهای کوچک همسایه چون امارات شاید خود بهترین دلیل برای این تئوری باشد که آزادی لازمه پیشرفت جوامع بشریست.

پس پیش از هر چیز : به امید آزادی سرزمینم ایران
.
Research Links: Ca
Kindergarten: Early Childhood Learning
Curriculum Subjects www.bced.gov.bc.ca/irp/irp.htm
Seniors Care Facilities www.thecareguide.com
Correctional Facilities www.csc-scc.gc.ca/text/index-eng.shtml

۲۶.۲.۸۸

اهرمن مقلد است . بشر خلاق

تشخیص نیروهای اهریمنی و اهورایی ساده استنیروهای ارتجاعی قدرت آفرینش و خلاقیت ندارند
جهان هستی همواره در حال آفرینش است:

آفرینش در جهت کمال است و در جهت نیکویی و بهره مندی کل هستی!
تنها خیراندیشان جهان قادر به آفرینشند!هیچ نیت بدی را یارای خلاقیت نیست. نیروهای اهریمنی محکوم به تقلیدند.
بشریت همواره در حال آفرینش و خلاقیت است و بسوی کمال بشری می شتابد و نیروهای شر بازدارنده اند.
نیروهای مرتجع با تقلید و جعل سعی در گمراهی انسانها و کند کردن تحول هستند
این نشانه بارز آنان را بخاطر بسپارید!
عمال شر همان حرفهای همیشگی را قرنهاست نشخوار میکنند!
چون قادر به خلق اندیشه های نو نیستند.

اندیشه های نیکو در زندگی انسانها جاری و ساریست و نیازی به نشخوار دائمی ندارد.
اندیشه های بشری نو میشوند تا بشر نو شود.
شرارت قابل نوسازی و بازسازی نیست.
پس سعی میکند جلوی نو شدن بشر را سد کند!
تا خودش از تاریخ جا نماند!!!

آنانکه قابلیت نو شدن ندارند: محکوم به فنا هستند! و این قانون طبیعت است.
برای همین جنگ براه می اندازند. برای همین قدرت تشکیل میدهند و طلا و ثروت می اندوزند و دین فروش استخدام میکنند و دولت و ارتش و بانک و قانون تشکیل میدهند! تا همه افکار و اندیشه های بشر را در اختیار بگیرند و کنترل کنند.
تا بشر با خلاقیت و آفرینش و نوسازی خود جهان را چنان دگرگون نکند
که دایناسورهای در قدرت را در آن جهان نوین جایی نباشد!

این هم از بی خردیشان است!
چون بهشت روی زمین دروازه ای نخواهد داشت! آنان هم میتوانند از آن بهره مند شوند.
این کوردلان به خیالشان بهشت هم راس هرم قدرت و کاخها و کلوپهای خصوصی سرمایه داریست
که قفل و زنجیر و دربان و بادی گارد مسلح لازم داشته باشد!

چقدر احمقند اینها:
پست فطرتها آنچنان بیمار شده اند که جز با شکنجه و کشتار و تجاوز و برده داری و استثمار احساس سرخوشی نمیکنند!
اینها را اگر در بهشت هم بیاندازی خواهان بازگشت به همین جهنمی که در راس هرم برای خود تدارک دیده اند خواهند شد!!
گمراهان عالم و ظالین ... یعنی همینها و عمالشان.
پدران اینها بهشتهای بسیاری را بر روی زمین نابود کرده بودند
و اینک نوبت این تخم جنهاست.

از بشر تقلید میکنند:
بشر روش و آیینی برای بهزیستی می یابد...
اینها کاهنانشان را به دستکاری دین و آیین بشر و جازدن آن بجای اصل وامیدارند!
تمدن را اینها به بیراهه بردند!
دموکراسی را اینها پوشالی کردند و مانع کشف بشر شدند اگر مانع سودشان بود!
تا همین چند سال پیش جلوی تحقیقات روی انرژیهای جایگزین را هم میگرفتند یادتان هست؟
همین بی شرفها که ادعا دارند "منتخب" مردمان هستند تا "دموکراسی" و "عدالت" را اجرا کنند و گسترش دهند!

همین دایناسورها!
برایشان باز گویید:
دایناسورها چگونه از روی کره زیبای ما ریشه کن میشوند.
هر روز اینرا برایشان یادآور شوید تا باد قدرت برشان ندارد!

دایناسورهای راس هرم قدرت استعماری جهانی:
موجوداتی با مغزی تک سلولی و کوته بین هستند با نیاتی شوم!
و بنابرین محکوم به تقلید.
.
بشریت میتواند و باید:
با اندیشه های نوین و رشدی سریع این لاشخورهای سیاسی را غافلگیر کند.
خودشان خوب میدانند که اگر در مقابل حرکت جهانی آزادیخواهی:
اینبار هم طبق معمول در مقابل نواندیشی و خلاقیت بشر کم بیاورند!
و بخواهند جنگ جهانی براه اندازند
هیچ معلوم نیست که در پایان جنگ خودشان زنده بمانند.

بهترین راه اینست که براه راست بیایند:
و دشمنی با بشر را به کناری بگذارند و طمعکاریها و تفرقه افکنیها را رها کنند!
بدین ترتیب به نیروهای خیر اجازه نوآوری میدهند و خیلی زودتر از آنکه تصور کنید
به بهشت روی زمین میرسیم.

به امید یک لحظه دیدار بهشت در راه
به آگاهی و آفرینش و نوآوری ادامه میدهیم.
* * * * * * * *

در گوشی با راس هرم قدرت جهانی:


انسان و بشریت در طول تاریخ بطور غیریزی قادرست راهش را بسوی کمال بیابد و طی کند.
شما مسیر کمال و دستیابی بشر به والاترین آرزوهای بشری و زندگی لایق انسانها در سراسر زمین را بخاطر منافع و مطامع ناچیز خود سد کرده اید!
اگر تنها یک لحظه از عیاشی دست کشیده و تنها یک سلول مغزیتان را بکار انداخته بودید متوجه میشدید که دستیابی بشر به نهایت آرزوهای انسانی و کمال بشری و بهشت روی زمین بیش از همه قدرتها و ثروتهای پوشالی و گذرا ارزش دارد!
یک تک سلولی درین جهان آفرینش میداند خوشبختی در چیست اما شما در پی خوشبختی زمین و زمان را زیر و رو کرده اید و نیافتید! و هرگز خوشبختی را نه در کلونیالیسم نه در انقلابات و گردن زدن اشراف نه در فاشیسم و شکنجه انسانها نه در استثمار مردمان و برده داری جنسی و نه در مغزشویی مردمان نه در جنگ و کشتار و تماشای درد انسانها بدور قارچ انفجار اتمی و نه در همگون و یک شکل کردن دنیا با مغزباختگان بی احساس نخواهید یافت!

خوشبختی در انسان بودن است!
اما شما هرگز در طول تاریخ استعماری و نامتمدنانه تان نه خود و نه پدرانتان اجازه انسان بودن را به خود یا مردمان ندانید!
بیایید انسان بودن را تجربه کنید!و بگذارید انسانها و بشریت راهش را خودش پیدا کند! بلکه دست شما را هم گرفت و هدایتتان کرد تا به خوشبختی برسید! هان؟
اگر با همه قدرت و مکنتی که دارید خوشبخت نیستید قدری همانند بشر و طبیعی زندگی کنید بلکه یک بار در عمر منحوستان طعم شیرین انسانیت را و آن احساس خوش و شیرین درک آفرینش را بچشید!

میدانم نچشیده اید! میدانم هیچ درکی از جهان هیچ درکی از خوشبختی و انسان بودن و زندگی ندارید!
میدانید از کجا میدانم؟ چون اگر داشتید جهان طور دیگری میبود! اگر انسان بودید و لیاقت درک خوشبختی را میداشتید امروز بشریت شما و جهانی را بسوی بهشت روی زمین رهنمون شده بود و امروز همگان در آن بهشت موعود میزیستیم.
شما سد راه شدید.شما با نفهمی و ددمنشی و طمع و برای منافع پست و بی ارزش متریالیستیسد راه همه جنبشهای مردمی تاریخ شدید
مردمان میدانستند چه راهی برای بشر طبیعی است و نیکو و پسندیده است و بسوی کمال و آرامش و همزیستی در سراسر جهان راه میبرد. اما هر بار تلاش کرد تا مسیر کمال را طی کند شما بخاطر منافع بی ارزش خود راهش را سد کردید!

هیچ میدانید چه کردید؟
اگر آزادیخواهان جهان میدانستند استعمار پیر چه بلایی بسر بشریت آورده و چگونه فتنه های استعماری صدهزاران بار بشر را از پیمودن مسیر خوشبختی و آرزوهایش بازداشته است و جنگها براه انداخته تنها برای اینکه بشر به آرزوهایش نرسد آنگاه اینچنین آرام به تماشای نمادهای ننگین آن جنایات علیه بشریت در راس هرم قدرت جهانی نمی نشستند!

گیرم به زندگانی ابدی هم دست یافتید
تا زمانیکه اجازه ندهید بشر خودش آزادانه راهش را پیدا کند هرگز به بهشت روی زمین دست نخواهید یافت!
گیرم با فتنه هایتان همه را متفرق کردید!با وجود آنهمه جنگ و بمب اتم دیگر چیزی روی کره زمین برای فرامانروایی و انسانی برای فرمانبرداری نمی ماند و مجبور خواهید شد در همان "پایگاه فضایی بین المللی" خود تا ابد باقی بمانید و کلونهای یک شکل کشت دهید و کلونیالیسم فضایی خود را تا اپیدمی اولین بیماری واگیردار یا انفجار پایگاه ادامه دهید!
لیاقت شما بی شک همان است اما بشر لایق چنین "راس هرم" جاهل و ظالمی نیست!

بیایید یک شانس هم به خوشبختی بدهید
یک شانس به خود و بشریت بدهید و همه انرژی و سرمایه های این کره را برای کارهای نیک و بشردوتانه صرف کنید. صلح جهانی اعلام کنید!و آزادی نوع بشر در انتخاب و دولتها را منحل اعلام کنید و کارخانه های اسلحه سازی را ببندید و جنگ را ممنوع کنید.
با شادمانی و سرور در سراسر جهان فرارسیدن بهار آزادی بشر را جشن می گیریم! و همگان را دعوت میکنیم که برای بهزیستی بشر همراه شوند و تلاش کنند تا نیازی به رواج پول نباشد و همه چیز در اختیار همگان قرار گیرد تا بقدر نیاز از آن بهره مند شوند. و افراد طماع به جزایری منتقل شوند و مشغول آبادانی و خودسازی.

اگر فتنه انگیزیهای شما نباشد
بشر خودش بلد است چگونه دوستانه و با همزیستی و همیاری بهشتهای دیگری روی زمین بنا نهد همچون پیشینیانش!

بهشتهای بسیاری بر روی زمین بوده اند
طمعکاری عده ای در قدرت موجب جنگ و خشونت و در نهایت تبدیل بهشت به جهنم شده است و شما امروز همان طمعکارانید که جهانی را به جهنم بدل کرده اید.
اگر خبر ندارید بدانید که زندگی غیرانسانی و غیرطبیعی که بر انسان در غرب تحمیل کرده اید کمپهای برده داری و مغزشوییست نه بهشت! چون کسی در بهشت خودکشی نمیکند!!!

کاش یک سلول مغزی در "راس هرم قدرت جهانی" بکار بیفتد
و درک کند که خوشبختی همه انسانها بهم گره خورده است.
درک کند که بهشت همینجاست اما برای خوشبختی همه یا هیچ!
درک کنند تا زمانیکه موجب تفرقه و جنگ و درد میشوند خوشبختی را احساس نخواهند کرد!
درک کنند که اگر جلوی جنبشهای آزادیخواهان را در سراسر دنیا نگرفته بودند و طرحهای استعماری و جنگهایشان را به اجرا نمیگذاشتند و با خط کشی نقشه ها و کشورها انسانها را بجان هم نمی انداختند و هیپی ها را در آتش نمی انداختند و اجازه انرژیهای جایگزین را سالها پیش داده بودند بشر مسیر طبیعی خودش را درک کرده و یافته و طی کرده بود و امروز بهشت روی زمین باید بنا شده بود!

راس هرم قدرت استعماری دنیا :
موجب تعویق احقاق حقوق و آرزوهای والای بشری شده اما نخواهد توانست جلوی ممکن شدن آنرا بگیرد!
هیچ نیرویی سد راه بشریت متحد و آگاه نخواهد شد!

بشریت :متحد و آگاه شوید!!!
دیدار ما در بهشت جاودان بروی زمین

آزادی نسبی است

مگر اینکه جهانی شود!

آزادی بشر در روزگارانی که همه دنیا به گروگان عده ای خاص در "راس هرم قدرت" در آمده
و هر آن عرصه این "کنترل جهانی" بر مردمان دنیا تنگتر میشود امری کاملا نسبی است!
.
مردم دنیا در دیوارهای هفت توی ارگ قدرت جهانی گرفتار آمده اند
و هر یک دیواری را که فرو می ریزند دیوار دیگری بجای آن سر بر می آورد.
.
برای هر نوع مبارزه آزادیخواهانه باید فراسوی دیوار مقابل و دیوارهای تو در توی ارگ قدرت جهانی را دید!
بدون دسترسی به دیوارهای داخلی ارگ قدرت رهایی ممکن نیست.
.
اما چگونه؟
چگونه ممکن است که رها شد
بدون علم برینکه چه کسانی در راس هرم نشسته اند و همه را در بند خود کشیده اند؟

باید کسانی را که آزادانه از دیوارها در رفت و آمدند را نیز دید و پرسید چگونه است که دروازه های ارگ قدرت برای اینان باز میشود؟ و هر یک تا کجای ارگ اجازه ورود دارد؟ چه کسانی به راس هرم در رفت و آمدند؟

میتوان تا ابدیت در پشت دیوارها ماند و شمشیر زد اما به آزادی نرسید!
میتوان طرحی نو درانداخت و چرخ برهم زد!و از فرصت و هیاهو برای رخنه به داخل ارگ استفاده کرد!
میتوان مخفیانه به راس هرم سرک کشید!
آری میتوان...

میتوان آزادی را نسبی نخواست!
میتوان آزادی بشریت را فریاد کردو جهانیان را بیدار و همراه نمود!
آری میتوان و بایدجهانیان را بیدار نمود!

۲۵.۲.۸۸

استعمار و جنبشهای مردمی

هزار و یک روش برای به بیراهه بردن جنبشهای مردمی و تشکلات سیاسی - اجتماعی یا فرهنگی یا هر تشکل فکری و عملی دیگری بکار گرفته میشود تا بشر قدرت تعیین تکلیف برای خودش را از دست داده و مجبور به دنباله روی از سیاستهای استعماری شود. و این در سراسر دنیا صادق است. تنها تفاوتش اینست که چند جنبش و انقلاب بزرگ در غرب از دستشان در رفته!!!
.
و اینک سیاستهای به بیراهی کشاندن جنبشهای بشری را در غرب بطور نامحسوستری ادامه میدهند.
یکی همین "مدرنیسم سترون" کوفتی ضدانسانی که از انسانها یک چیزی تو مایه کنسرو میسازد, در بسته بندیهای رنگارنگ و گاهی حتی زرق و برقدار و خیره کنند ! اما بشر داخل قوطی چیزی بیش از یک توهمی از انسان نیست! بشر بیروح مغزشویی شده که کم از عروسک کوکی کنترل از راه دور ندارد! البته پروژه شان کاملا موفق نشده و خیلی از بشریت از اینطرف و آنطرف کارخانه کنسرو سازی یواشکی در رفته اند و یه جورایی جیم شدند! شما چطور؟ ! ! !

آنها که جیم شدند هنوز برای خودشان آزاده میندیشند و هنوز قادرند تفکر مستقل را تجربه کنند. این گروه خوب میدانند که آن قوطی کنسرو و مدرنیته سترون شایسته انسان نیست و با طبیعت انسان در تضاد و تناقض است و اجازه رشد سالم و طبیعی را از بشر گرفته.
.
بروید ببینید با جنبشهای مردمی ضد جنگ در غرب چه کردند و چگونه آنرا لوث کرده و به حاشیه راندند. چگونه با راک اند رول و گرس و سکس سرشان را گرم کردند و جنبشها را بتدریج به بیراهه بردند. در مواردی هم بسیار خشونت بار عمل کردند در حد جنایت علیه بشریت!
اگر یادتان باشد بشر غربی در برابر نوع زندگی تحمیلی سترون کننده "مدرنیسم" سرپیچی کرد!
هیپی ها از جمله این گروهها بودند که دلشان میخواست طبیعی تر زندگی کنند و گروهی و دسته جمعی. اگر دقیق دنبال کنید خواهید دید که با آنها و همه گروههایی که پس از آن تلاش کردند دور از شهرهای بزرگ و بدور از محدوده "کنترل" قدرت و سیستمهای مالی و روابط غیر انسانی حاکم و مغزشوییهای آنها زندگی کنند چه کردند و چه بلایی بر سر این گروه از مردمان آزادیخواه آوردند که تنها گناهشان این بود که درک کردند این زندگی مادی و سترون و کنترل و دیکته شده لایق بشر نیست. و لیاقت انسان انتخاب آزادانه روش زندگی خود است.
باز بیادتان می آورم که گروههای بسیاری از این انسانهای نازنین را خمار کردند و رهبرانشان را از میان مامور خود برگزیدند تا آنها را گمراه کند! حتی تا جایی پیش رفتند که صدها صدها این انسانها را که شهروندان غرب هم بودند و از زندگی در شهرها و کار کردن برای سیستم برده داری بانکداری غرب سرباز زدند و رفتند در آمریکای جنوبی یا دیگر نقاط جهان زندگی کنند...زنده زنده آتش زدند یا دسته جمعی با سم خوراندن کشتند.
امروز هم اجازه زندگی مستقل به بشر غربی نمیدهند. اینها تک به تک به کشورهای دیگر کوچ میکنند تا از شر استرس مدرنیسم در امان باشند و زندگی طبیعی تر و ساده تری را انتخاب میکنند. میدانی برای پیشگیری از آن چه میکنند؟ همه نقاط توریستی دنیا را ناامن کرده اند تا غربیها مجبور به بازگشت شوند یا با ترس تحت کنترل درآیند.
* ترس و تفرقه اسلحه سرد همه قدرتهاست که باید ناکارآمد شود!
اما انسان آن بیدی نیست که به این بادها بلرزد. همه اینها در حافظه ژنی و تاریخی بشر میماند و در اولین فرصت پیگیری آرزوهای والایش را از سر میگیرد! به محض اینکه بشر شانس خودآگاهی و تفکر مستقل پیدا کند میخواهد روش زندگی انساندوستانه پیش گیرد.

تو هم از کارخانه فرار کن و جیم شو!
به خیل انسانهای آزاده بپیوند که برای آرزوهای والای بشری ارزش قائلند!
امروز با وجود اوضاع اقتصادی بد در غرب و دنیا بسیاری خانه هایشان را از دست داده اند اما حتی به آنها اجازه نمیدهند که از شهرهای بزرگ یا از زیر یوغ سیستم پولی و کنترل و مغزشویی خارج شوند و بروند برای خودشان در گروهها و اجتماعاتی خودکفا زندگی کنند و از همه آنچه طبیعت به بشر ارزانی کرده استفاده کنند!
حتی دلشان نمیخواست انرژی خورشیدی و انرژیهای جایگزین کشف و اختراع شود و گسترش یابد!
اما بناچار امروز جبر زمان آنها را به این سمت میکشاند. و اینک زمان آنست که بشر دست بدست هم دهد و این قدرتها را مجبور کند تا اجازه دهند زندگی طبیعی تر و انسانی تری در همه کره خاکی مجاز شود. مصرف نکنید تا مجبور به عقب نشینی شوند.

خودشناسی و از هم اکنون زندگی خود را با آزادمنشی و زندگی سالمتر و طبیعی تر و در جهت رها سازی خود و خانواده و جامعه و بشریت از وابستگی به قدرتهای بیمارگونه استثمارگر تلاش کردن امروز وظیفه همه انسانهای آزایخواه است.در خانه یا کشور یا جهان همراه با مبارزات میباید این هوشیاری را همچنان حفظ کرد تا در شکم نهنگ نیفتاد! وگرنه از درون قوطی کنسرو یا شکم نهنگ نمیتوان با امپریالیسم یا هیچ قدرت مخرب دیگری جنگید. آنجا تنها میتوان با نفس جنگید تا از زندگی سترون و غیر انسانی رها شد و به
مبارزین دنیا پیوست!
پس بیایید همگی اول از زندگی سترون شده و بیروح و غیر انسانی مدرنیسم غیرانسانی و از دل این نهنگ یا قوطی کنسرو که در آن گرفتار آمده ایم رها شویم تا با خرد خود راه زندگیمان را برگزینیم و مغزباخته کنترل از راه دور نشویم!
این بسیار مهم است چون پروژه های آینده نزدیک قدرتمداران سادیسمی بیش از پیش بر کنترل افکار انسانها دور میزند.
کاری که سالهاست با گروههای سیاسی کرده اند!
اگر شما هم دنباله روی بی چون و چرا هستید...
بهترست برای رسیدن به اهداف آزادیخواهانه روشهای دیگری را هم امتحان کنید!چون این راه که میروی به ناکجاآبادست عزیز!
و باقی حواستان به کارخانجات کنسرو سازی و کنترل از راه دور باشد. تا دیدار بعدی.

آزادیخواهان: وجدان بیدار بشری

آزادیخواهان وجدانهای بیدار بشر هستند
و برای همین هم مزاحم قدرت محسوب شده و تلاش میشود تا آنها در خواب و خماری بمانند.
در سراسر دنیا قدرتها نگران بیدار شدن وجدان بیدار بشریت هستند. این بزرگترین وحشت قدرتهای بزرگ است!

بهمین جهت هم هست که ترفند های بسیار سیاسی برای پیشگیری از آن تا کنون کشف و اجرا کرده اند.کشف کردند که برای مقابله با جنبشهای مردمی مثل سوسیالیسم و جنبشهای کارگری و فمنیستی و غیره چگونه آنها را به بیراهه ببرند. اینها حاصل سالها مطالعات و تحقیقات عمال امنیتی این عالیجنابان بوده که صد البته در اختیار نظامهای دیکتاتوری دست نشانده قرار میدهند!
پس بدانید که هر زندانی سیاسی ایرانی تنها زندانی رژیم ایران نیست بلکه زندانی قدرتهای بزرگ هم هست که از قبل چنین نظامهای ضدانسانی بهره خودشان را میبرند و نمیخواهند شما جلودارشان شوید! و هم اینکه نمی خواهند صدای آزادیخواهی در جهان پر طنین شود.
هنگامیکه جهانیان یکصدا در سراسر دنیا بر علیه جنگ عراق بپا خاستند اینها بدجوری به تب و تاب افتادند و کل نیرویشان را از آنروز تا بحال در مهار این فریادها و جنبشها بکار گرفته اند. تصور نکنید که حرکت کوچکی بوده نه! برعکس بلافاصله پس از بوش و بلر ببینید چه کسانی روی کار آمدند و انتخابات انگلیس هم نزدیک است که امیدوارم ایرانیان آنجا به اندازه کافی از طرف همه زندانیان سیاسی ما بلوا کنند و حال همه گروهها را با هم بگیرند. و از این فرصت برای رساندن فریاد آزادیخواهی ملت ایران به شهروندان کشورهای غربی و آگاهی رسانی به آنها در دست داشتن سرانشان در پروژه های تفرقه اندازی و جنگ افروزی و استثمار و خفه کردن ملتها و عقب مانده نگاه داشتن ملتهای خاورمیانه که خودش مهد تمدن بوده!!!
همه گروههای چپ در تمام دنیا اگر نه همه زنان را باید بسیج کرد و گفت که این آخوندها و طالبانیها دست پرورده و مزدوران کنترل از راه دور همان قدرتهای استعماری همیشگی هستند و باید در مقابل چنین استعمارگری یک بار برای همیشه در سراسر جهان فریاد برآورد و ایستاد. و این کار تنها بدست ایرانیان انجام خواهد شد.

کاملا بی توجه به همه آن خودباختگانی که میگویند این ملل حقشان همین است یا انگلیس کلی هم لطف کرده و تمدن و قانون به این مستعمره هایش داده و همه اراجیف نخ نمای انگلیسی استعماری مبنی برینکه برخی ملل و آدمیان اصلا لیاقت دموکراسی ندارند که ریشه راسیستی و نژاد پرستانه هم دارد و می باید بسیار هوشیارانه بلافاصله و قاطعانه در مقابل آن ایستاد.
کاملا بی توجه به همه آن خودباختگانی که میگویند این ملل حقشان همین است یا انگلیس لطف کرده و تمدن و قانون به این مستعمره هایش داده و همه اراجیف نخ نمای انگلیسی استعماری مبنی برینکه برخی ملل و آدمیان اصلا لیاقت دموکراسی ندارند که ریشه راسیستی و نژاد پرستانه هم دارد و می باید بسیار هوشیارانه بلافاصله و قاطعانه در مقابل آن ایستاد. دزدان دریایی تمدن را به خاورمیانه هدیه کردند؟! این دیگر مسخره ترین ادعاییست که مرغ پخته را هم میخنداند.

بشریت امروز در برآوردن رویاهای والای بشری آزاد نیست. برای زندگی بهتر و تعیین روش زندگانی خود آزاد نیست. نوع زندگی ما دیکته شده و برپایه نظام اقتصادی سرمایه داری و محدود است. من هیچ از مارکس نمیدانم. یعنی کتابش را نخوانده ام.

من از احساس خفگی سخن میکنم که بسیاری از انسانهای آزاده نه تنها در شرق که در غرب هم احساس میکنند! زندگی ماتریالیستی و مصرفی بسیار خسته کنند و آزاردهنده است و اصلا در جهت کمال بشری نیست. پول و کاغذ سبز چون زنجیری بگردن بشر سنگینی میکند! آدمیان! باور بفرمایید که چیز به اندازه کافی درین جهان گسترده برای استفاده مکفی و بهینه همگان وجود دارد! همه چیز اینجاست و اصلا دلیلی برای فقر نیست! تنها بخاطر طمعکاری عده ای بشریت از رسیدن به سیر تکاملی باز مانده! بخاطر مشتی مردسالار خودمحور دیکتاتور طماع که میخواهند همه مردمان را کنترل کنند و کلونیالیسم غیر رسمی و برده داری نامحسوس براه انداخته اند آرزوهای بشر باید روی پیش و پا افتاده چون خوراک و سرپناه دور بزند! این خود جنایت علیه بشریت است جدا از فقر و جنگ و بدبختیهایی که همین مردان ابله طماع برایمان به ارمغان آوردند!

از تصور خلافه بهشت روی زمین دریغ نورزید! مسخ تلویزیون و تبلیغات اینها نشوید. بنشینید و شمعی روشن کنید و شعری بخوانید و در رویا بهشت آرزوهایتان را در همین کره خاکی در همان سرزمین که هستید تصور کنید! و باور کنید که خلق میشود.تصور بفرمایید:هر آن بهشتی که هر انسانی در رویاهایش خلق کند هم اکنون و همی اینجا قابل اجراست! تنها سد راه همین قدرتهای پوشالی مردسالاران کودن پست فطت بی رویای شکمباره هرزه هستند که مغزشان کشش درک مفاهیم والای انسانی را هم ندارد. خدا میداند چه بلایی سر اینها از کودکی و در آن مدارس خصوصی و زیرزمینها و تاریکخانه های فراماسونری می آوردند تا آنها را تبدیل به چنین مودات پست و کودن و فرمانبر خون آشامی نمایند که میبینید!به خیالشان انسانها نمی فهمند اینها چه میکنند. اما کور خوانده اند.
آزادیخواهان جهان بزودی متحد خواهند شد و زندگی و آینده را بدست خود رقم خواهند زد. شما هم اگر میخواهی همراه شوی از هم اکنون رسوبات استبداد و مردسالاری را از خود بشوی و بجای دنباله روی از ماتریالیسم طرز زندگی مخصوص خودت را خلق کن! بدنبال رویاهایت برو! بدون در نظر گرفتن موانع. ساده زیستی را امتحان کن! زندگی سالم و بدور از استرس در طبیعت را تجربه کن چون غیر از آن برای بشر غیر طبیعی است! آزادیخواهی یعنی همین. یعنی استفاده حداکثر از آزادیهای ممکن برای پشت کردن به نظام استبدادی جهانی در کنار مبارزه برای آزادیهای بیشتر!

اگر هر چه آنها بخوردمان دادند قبول کنیم و طرز زندگیمان همان باشد که تلویزیون تبلیغ میکند پس مبارز و آزادیخواه نیستیم! مغز باخته ایم! مثل دیگران. اما زمان آن رسیده که همصدا به همه مظاهر این سیستم غیر انسانی و محدود کننده و تحمیل شده نه بگوییم. بحث طولانی است...خودان در آرامش بنشینید و تصور کنید کشف خواهید که زندگی در اجتماعات کوچکتر بدول سیستم پولی و بسیاری از تجملات بی خاصیت امروز نه تنها ممکن است که فرصت رسیدن به آرزوهای برتری را به همگان خواهد داد. چون هر کسی کارهایی را که دوست میدارد انتخاب کرده و ارایه میدهد و . . . چنین اجتماعات خودکفایی در سراسر دنیا پدید آمده اند و بزودی و بالاجبار بیشتر خواهند شد و شما هم خواهید توانست به آنها بپیوندید! مبارزه و فریاد آزادیخواهی و آگاه سازی دیگران را هم فراموش نمی کنیم...
به امید دنیایی بهتر
.
.

مردان دنیا را مثل عصر حجر پیش میبرند!


روسها راه میفتند میروند به همه بمب اتمی میفروشند! از آنطرف آمریکا راه میفتد کشورها را اشغال میکند تا با دیگران سر آن معامله کند!!!
مثل بازی جنگ چند تا پسر بچه شیطون بازیگوش دنیا را اداره میکنند! مثل خل و چل ها! مثل دیونه ها مثل روانی ها و سادیسمی ها. گاهی هم مثل بوش سادومازوخیستی!!!
این چه نوع اداره ممالکت و دنیاست؟ سیاست یعنی قوانین مشتی مردسالار دیوانه! و جانی ! جانی ! بشدت جانی!!!
معاملات معمولا سر هزاران تا صدها هزار انسان قربانی صورت میگیرد! باور نکردنیست! حماقت و جنون اینها باور نکردنیست بی نهایت است غیر قابل توجیه است !!! سازمان ملل هم چه باید گفت! بگوییم "سازمان دول" بهترست. برای چسیدن هم باید از همان مردسالاران دیوانه اجازه بگیرد! پولش را هم همانها میدهند! تازه اگر محکومشان کند هیچ اتفاقی نمی افتد جز اینکه پولش را نمیگیرد!!! این دیگر چه دیوانه بازاریست؟ جمعش کنید شیک تره!
اهوی! شما مردای دیوونه آبروی بشر را پاک بردید! خودتون خودتون رو کلی متمدن هم میدونید!
متمدن؟ ! آره حالا بهتون میگم.دو روز پلیس رو از همه شهرهاتون برداید همه همدیگرو میکشید! این تمدن نیست. شماها مشتی حیوان هار شده اید و خودتون هم خبر ندارید!
ملتهای دنیا تو رو خدا یکی به رهبران مردسار جهان واکسن هاری بزنه!!! تا جنگ جهانی براه نینداختند واکسن هاریشون رو بزنید!
اسمش رو گذاشتید سازم ملل و دولتها رو دعوت میکنید که چی بشه؟ این همه سال عقلتون نرسید اقلا برای حفظ ظاهر و آبروی این سازمان مافیایی پول شویی و جاسوی بگویید سازمانهای زنان و اپوزسیون همراه نماینده دولت بیایند از طرف ملت ها صدایشان را به دنیا برسانند!
شما حتی جرات دعوت کردن نماینده کشورهایی که آمریکا و انگلیس اجازه اش را ندهند ندارید!!! گیرم مردم کره شمالی خواستند بیایند حرفشان را بزنند! یا در آن سازمان بی خاصیت را گل بگیرید یا دل و جرات بخرج دهید و "دموکراسی" تجویزی خودتان را بکار بندید و بگذارید نمایندگان دولت + ملت کره شمالی بیایند و با جهان سخن بگویند. میخواهیم مطمین شویم شما آنها را مثل ما در مملکت خود به گروگان نگرفته باشید!
امان از دست شما مردان دیوانه در راس امور دنیا! باز هم میگویم شما به عصر حجر تعلق دارید نه مردمان دنیا! شما مردسالاران ثروتمند خنگ بی خاصیت ددمنش ! ! ! تازه اصل کاریهایتان آنقدر وضعشان خراب است که حتی صحبت هم نمیکنند. معلوم نیست آنها چه دیوانه های مخوف مشنگی هستند و چقدر بزدل و ترسو که از سایه خودشان هم میترسند!
.
.
Bunch of Male chuvinist mad gogs run the world like it's still Stone Age! Crazy Bunch
They are destroying Humanity's chance for finding its own natural path towards a more Humanist way of life on Earth! They are dictating how Humanity should live
Such a Pathatic way of life that is not worth living . It's not Natural nor Worthy of Humanity
They are destroying the Earth along with us and our hopes and dreams for a better future

۲۴.۲.۸۸

آزادی خواهان و برابری طلبان:

تا وقتی همه گروهها و اشخاص از دید و منظر سیاسی و با افکار و احساساتی متعصب و از روی نفرت یا کینه یا برای حذف مقابل مبارزه کنند آزادی محقق نخواهد شد. بهتر نیست قدری تامل کنید و خودتان باشید؟ شما سعی دارید خطوط سیاسی را پیش ببرید و سیاست با راستی در تضاد است. اگر تصور میکنید با مفاهیم ارتجاعی و غیر اخلاقی چون سیاست میتوانید به نتایجی چون آزادی و رهایی و کمال برسید سخت در اشتباهید. شاید هم گرفتاری گروههای سیاسی همینجاست! شاید هم اصلا برای همین گروه سیاسی درست کردند تا همه را سر کار بگذارند!
جوانان ایران اینرا بدرستی درک کردند.
میتوان مبارزه کرد اما نیازی نیست که اصرار به پیش بردن خط سیاسی خاصی داشته باشید. سی سال نتیجه ای از سیاسی بودن نگرفتید!یک بار بیایید و بعنوان یک بشر مبارزه کنید.یک بشر ایرانی. بگزارید دشمنان ایران سیاسی کار کنند و ما ایرانیان با روشی ایرانی به مبارزه برخیزیم. البته تا آنجا که مجبور به دفاع شخصی نشویم چون در آنصورت هر انسانی موظف به دفاع از جان خود بهر نحو ممکن است حتی مقابله به مثل. بیایید مبارزه بدون حب و بخل را امتحان کنیم. بیایید اینبار جوانمردانه و شیرزنانه مبارزه کنیم. بیایید همه بدیها را از مبارزات خود بزداییم و تمام قد در کمال خلوص و عشق و احساس به آزادی میهن در مقابل دشمنان ایران بایستیم.بی شک آنگاه قدرت برتر ما آزادیخواهان خواهیم بود چون ضد ضربه میشویم!شر و بدی را در نیکویی راهی نیست!
آنها میخواهند که مثل خودشان شویم تا ضربه پذیر باشیم. بیاید مثل خودشان نباشیم!
بیایید خودمان باشیم. بی سیاست. رک و رو راست و ساده و بی پرده و بی پروا تنها خواهان آزادی!
آزایخواهی نیازی به سیاست ندارد یاران!!!
نیازی به خنجر زدن بر پشت دیگر ایرانیان نیست.
بیایید با خود پیمان بندیم که این بار همگی بدون در نظر گرفتن عقاید و سیاستها و مرزها و دعواهای حیدر نعمتی تنها و تنها بعنوان یک ایرانی و برای آزادی مبارزه کنیم. و پس از رسیدن به آزادی آنگاه باز هر چه خواستید توی سر و کله هم بزنید. اگر این ارضایتان میکند! اما آزادی را با سیاست سر نبرید!!!
به ایران و به آزادی سوگند:
سیاست بازی هرگز به آزادی ختم نشده و نخواهد شد!
چون سیاست یعنی فتنه و ترفند برای دستیابی به قدرت سیاسی
و آزادی یعنی رهایی از شر همان فتنه و ترفند و دسیسه های سیاسی و تحمیل حقوق انسانها به سیاستمداران در قدرت!

۲۳.۲.۸۸

درد دلی در گوشی با مادران قوم یهود:

شلوم: ای همسایگان خاورمیانه ای ما
ای همواره همراه در تاریخی بس پر نشیب و فراز

شلوم. ای آنانکه چون ما بس طوفانها از سر گذرانده اید.
شلوم. ای شما که از ابتدای تمدن بشری در گسترش آن کوشید ه اید.

امروز تمدن خاورمیانه رو به افول است و آخرین نفسهایش را میکشد!
همه ما درین تمدن کهن شریک بوده ایم!
همه ما از مهد بر بالینش لا لایی خوانده ایم.
همه ما مادران خاورمیانه در شکوفایی این تمدن کوشیده ایم.
تمدن بدون ما زنان و مادران وجود نمیداشت!

تاریخ همچون زندگی هر انسان فراز و نشیبهایی داردملل خاورمیانه همچون یک خانواده دشواریهایی را از سر گذرانده.
ای کاش دگربار در کنار هم قرار گیریم و با یاری و همزیستی به شکوفایی یکدگر و هر یک کمک کنیم.ای کاش روزی بیاید که بتوانیم از درد هم دردمند و از خوشی هم خوشنود شویم و به هم اجازه ابراز وجود و حضور و بالندگی بدهیم و در کنار هم بالنده شویم.هر یک از فرهنگهای ما مردمان خاورمیانه یکی از یکی زیباتر و پربارتر است و نهایت زیبایی و توانایی و خلاقیت و نبوغ آن زمانی خواهد بود که در کنار هم قرار گیرند. چون یک سمفونی زیبا.
آنروز امروز است!
مادران و فرزندان خاورمیانه امروز و هر روز میتوانند در کنار یکدیگر قرار گیرند و به شکوفایی فرهنگ و هنر و تمدن خاورمیانه مشغول شوند. ما همواره این خواسته و استعداد را داشته ایم اما نگذاشته اند و نهایت تلاش را کردند که ما را از هم دور کنند و تفرقه اندازند و حکومت کنند!

امروز آنروزست!
که ما در کنار هم و یکصدا آنچنان سمفونی عشق و آزادی و همدمی را سر دهیم
که در سراسر جهان عشق و آزادی را طنین افکن کند! و ما میتوانیم و خواهیم کرد.
چون امروز چیزی برای از دست دادن نداریم! و امروز چیزی برای زندگی کردن نداریم!
چون امروز امنیت نداریم!
و زندگی بدون آزادی و امنیت غیر ممکن است!
.
مادران و فرزندان خاورمیانه :
بیایید با هم فریاد کنیم بغض نسلها را!

ما خواهان جهانی امن و آرام هستیم!
و اگر قدرتمندان قادر به برقراری آرامش ما نیستند میتوانند بروند و بمیرند چون نبودشان بهترست!

ما مادران خاورمیانه: همه دولتهای منطقه و دنیا را غیر موجه و غرانسانی میدانیم.
یا آدم و انسانی و بشردوست میشوید!
یا از مادران دنیا خواهیم خواست دولتهای شما را هم غیرموجه اعلام کنند. در همه دنیا.
.
جهانخوارای ممنوع! تفرقه افکنی واستعمارگری ممنوع!
زنان جهان را به بردگی گرفته اید و نسلهای جوان و آینده شان را به گروگان گرفته اید!
بخیالتان نمی فهمیم چه میکنید؟!

لعنت بر ملکه انگلستان!
که یک زن است و سمبل چنین استثمار مردسالار زن ستیز و ویرانگر افسار گسیخته جهانی شده!
مگر نمی بیند که آن نظام کلونیالیزم سست بنیان و ضدبشری و ضد
تمدن امروز مستمسک مردسالاران جهان شده برای جنگ و خشونت علیه بشریت و برای استثمار زنان جهان ؟
بدون نفرت یا خشونت میگوییم :
چون حقیقت را باید گفت و تنها سیاست موجه راستی و درستی است و بس!
.
لعنت بر همه سیاست پیشگان دنیا! لعنت بر همه دولتهای دنیا!
که توری انداخته اند و زنان و کودکان همه دنیا را بتدریج گرفتار میکنند و آنرا بتدریج از جنوب به شمال گسترش میدهند؟
که مواد مخدر پخش میکنند تا ملتها را مخمور و ذلیل کرده و دامنه استعمار جهانی را بار دیگر گسترش دهند.
.
ای لعنت به نظام نوین جهانیتان!
که بدرد حیوانات هم نمیخورد چه رسد به انسان!
میدانید چرا؟ چون اینها انسان نیستند. اگر انسان بودند چنین با انسانها و بشریت بد نمیکردند.
.
نه ! استعمارگران انسان نیستند!
آنها دشمنان بشریت هستند. . . هر یک به تنهایی و همه شان.
با صدای بلند بازگویید:
هیچ اعتمادی به هیچ دولتی نداریم!
نه به دولت اوباما! ... نه به دولت اسراییل! ... نه به دولت تهران!
نه ! به بریتانیای صغیر! نه! به کلونیهای غیر رسمی اش و نه! به دیگر دولتهای دزد اروپایی!

مشکل مردمان دنیا احمدی نژاد نیست! مشکل همه شما استعمارگران و دولتها با هم هستید!
مشکل مردمان جهان و خاورمیانه این است که:دولتهای سراسر دنیا ضد بشری هستند!
دولتهای همه دنیا با هم دنیا را استثمار میکنند. دولتهای دنیا همه با هم در جنایات دست دارند!
در مافیا و مواد و فحشا و بردگی و کودک آزاری و دزدیدن منابع و ویرانی جنگلها و نابودی فرهنگها
و گروگانگیری بشر و آرزوهایش دست دارند!
.
و چون بیشترین جفا را به خاورمیانه روا میدارید:
ما مردمان خاورمیانه همراه با مردمان دنیا همه حکومتها را با هم نفی میکنیم!
همه شما بهم مرتبط هستید و با خون و جان بشریت داد و ستد میکنید و نامش را دیپلماسی گذاشته اید!
دیپلماسی شما همان دیپلماسی شیطان است که همه منجیان بشریت محکومش کرده اند!
دیپلماسی و درد و مرض! یعنی همین.
.
میدانید موسی و عیسی و محمد:
به نظام جهانی جور و ستم و تزویر چه میگفتند؟
شما خوب میدانید که آنها آمدند تا با همین نظام استبداد جهانی بجنگند!
و مردمان دنیا را صاحبان راستین کره زمین با هر آنچه دروست دانستند!
نه شما لاشخورها و رسوبات کلونیالیسم را!
.
اینک و هم اکنون درک میکنم:
شما استعمارگران که گلوی جهان را میفشرید که هستید!
هم اینک پاسخ سوال همیشگی را یافتم!
مردمان دنیا بدانید و با صدای بلند اعلام کنید:
آنها جمعی از کوردل ترینها و پست فطرت ترینها
قصی القلب ترینها و طمعکارترینها و گمراهترینهای روزگار هستند.
همانها که همه چیز را برای منافع پست خود نابود میکنند.
آنها مثل جک خون آشام هستند که از تاریکخانه ها دنیا را به گروگان گرفته اند.
* * *
اما ما آزادیخواهان جهان روشنایی هستیم! و روشنایی قابل تسخیر نیست!
و ما عاشقیم! و عشق قابل تسخیر نیست!
و ما با همیم! و شما را یارای مقابله با همه مردمان جهان با هم و یکجا نیست!
و روشنایی و عشق و خرد و دوستی و یاری و همدلی و همدمی و همراهی بر تاریکی و نفرت و جهل همواره فایق است.
.
فتنه پایان یافت!
آزادیخواهان عاشقند و خردمند و پرتوان دیگر هرگز هرگز با طناب پوسیده شما به چاه نمیروند.
اینک بشریت اینجاست! چون یوسف از چاه بدر آمده!اینجاست در مقابل شماست و هشیار است !
دیگر از جهل و خشونت و نفرت تهی هستیم! ما را نگر چه پاک و رها و بی نیازیم.
.
به هر چه نشان از شما دارد نه! خواهیم گفت:
همه آن قاقا لی لی ها مال خودتان نمیخواهیم!
کارخانجات تولید هیچ و پوچتان مال خودتان!
عروسک و تفنگ و ماشین مال خودتان!
بدون عشق و آزادی و برابری :
دیگر هیچ چیز زیبا در نظرمان نمی آید!
گوهرهای جهان بقدر یک لحظه عشق شادمان نمیکند!
.
ما آنچنان پاک خواهیم شد و بی نیاز و روشن
که تاریکی شما را در ما نفوذی نیست! و این راه مبارزه است.
.
چون جایی که روشنایی هست تاریکی را راهی نیست
و ما آزادیخواهان روشنایی هستیم و خواهیم بود.
.
.
. همراه شو .. . . همراه شو. . . عزیز

unity

The enlighted

People are afraid, very much afraid of those who know themselves. They have a certain power, a certain aura and a certain magnetism, a charisma that can take out alive, young
people from the traditional imprisonment....

The enlightened human cannot be enslaved - that is the difficulty - and he cannot be imprisoned.... Every genius who has known something of the inner is bound to be a little difficult to be absorbed; he is going to be an upsetting force. The masses don't want to be disturbed, even though they may be in misery; they are in misery, but they are accustomed to the misery. And anybody who is not miserable looks like a stranger.


The enlightened man is the greatest stranger in the world; he does not seem to belong to anybody. No organization confines
him, no community, no society, no nation

The Rebel challenges us to be courageous enough to take responsibility for who we are and to live our truth

The Zen Manifesto: Freedom from Oneself Chapter 9

Spirituality


راه یافتن به بعد مینوی یک تلاش نیست، یک نیاز انسانیست که با آگاهی از ماهیت انسان و جهان هستی دست یافتنیست. درین راه همه انسانهائی که در طول تاریخ به این ماهیت دست یافته اند میتوانند راهگشا باشند. صرف حضور فیزیکی یا مینویشان روحفزاست. صرف خواندن اشعار مولاناهای تاریخ و حتی بازدید از آنها پس از قرنها تاثیرگذارست. پیام همه آنها که با هستی یگانه شدند یکیست. هستی حقیقتی متصل و یگانه است. سفر مینوی یعنی یگانه شدن با خود برتر و جهان هستی. این سفری عقلانی و فلسفی نیست! عقلا و علما و فلاسفه راهنمایان این راه نیستند. مگر آنکه خود خدایگونه شوند! آنگاه دگر خود را عالم و فیلسوف نخواهند نامید. چون عقل و علم و منطق و استدلال ابزار شناخت جهان مادیست. و سفر مینوی برای شناخت جهان مینویست. سفریست درونی و شخصی! جهان هستی دانشگاهش، اساتیدش همه روشن شدگان تاریخ بشر! زندگی کلاس درس این سفر!

ابزار این سفر در روان و جان هر انسانی جاسازی شده است. هر چند بالاجبار همه درین کلاس ثبت نام شده ایم اما ورود به مراحل بالاتر اختیاریست.اگر به درسهای هر مرحله بی توجه نمانیم امتحانات بعدی سهلتر خواهند بود. مدرکی هم در کار نیست، غیر از آنچه روان هر یک ما در هر مرحله به ما و هستی گزارش و گواهی میدهد! معمولا هم ما و هم اطرافیان براحتی متوجه نمره ردی یا قبولی مینویمان میشویم. انسان مینوی به همه عالم بی قید و شرط عشق میورزد. برای شادمانی درونی نیاز به بهانه های برونی و مادی نیست. انسان مینوی آزارش به هیچ موجودی نمیرسد و ظلم به موجودات هستی را تاب نمی آورد!

زمان آن رسیده که درسهای مینوی را آغاز کنیم: قدم اول نشنیده گرفتن افکار منفیست و آینده را زیبا ترسیم کردن. دنیای بی سر و ته امروز برآیند افکار همه ما انسانهاست! نگاهی به دنیای بیرونی بخوبی از درون خانواده بشر در هر زمان خبر میدهد. تنها با زیبائی مینوی درونی میتوان به دنیای زیبای برونی رسید و بس.



آنگاه که برآیند اندیشه های نیک بر افکار مغشوش نفس پرستان طماع و زورگوی و ستمکار غلبه کنند ما خانواده بشر پیروزیم! روشن شدگان تاریخ تنها انسانهای ورای زمان و مکان خواهند بود. اما در نهایت خوبیها بر بدیها و بقول ما ایرانیان اهورائیان بر اهرمنیان پیروزند. چون جهان هستی مثل ما آدمیان بیکار ننشسته بود و در همه این مدت مشغول تکامل بوده. هر چند از دید حواس پنجگانه بشر نامحسوس؛ اما در طولانی مدت میتوان تفاوتها را دریافت. کودکان امروز قابل مقایسه با کودکان قرون گذشته نیستند. حتی اگر هرگز به مدرسه نرفته باشند و در محرومترین نقاط زمین بدنیا آمده باشند بنظر میرسد روان و خرد بشر امروز در سطوح بالاتر مینویست. اتفاقا کودکان شهر نشین بیشتر غرق در مادیات شده و امکان کمتری برای بروز استعدادهای مینوی می یابند. اگر چنین نشود امروز هر کودکی قادرست خدایگونه شود! این احتمال در هزاره های پیش بسیار کمتر بود. مادیات هم تا این اندازه ذهن و وجود بشر را مدام به خود مشغول نمیکرد.



آیا این بی اعتنائی به هدیه های مینوی هستی سزاوارست؟ آیا این همان کفران نعمت نیست که فرشتگان را بال پرواز ببندیم و خودمان هم بجای انسان راستین بودن مثل روباتهای برنامه ریزی شده زندگی کنیم؟ برده وار بدنبال نفس و قدرتهای پوچ بدویم؟!



من از دینداری نمیگویم. تاریخ گواه خیل دایندارانیست که دین را ابزار سرکوب یکدگر کردند. دین تنها ابزار دگردیسی مینوی بود و بس. برای دگردیسی کرمهای در پیله.



دگردیسی مینوی دلیل زندگانی ما انسانهاست. وگرنه عقل هم میداند این نوع زندگی منفصل از یکدگر و هستی دیر یا زود محکوم به نابودیست. تصور بفرمائید زمین پر از انسانهای راستین مینوی میبود. آنگاه علم و تکنولوژی هرگز در جهت نابودی زمین و منابع و انسانها بکار نمیرفت. خرد آنست که بنیان تکنولوژی هر عصر را منطبق با چرخه های حیات در زمین پایه ریزد و نه بر نابودی ذخایر زمین. چرخه طبیعی حیات را بر هم زده ایم، چون از چرخه مینوی هستی منفصل شده ایم. زندگی امروز بشر هیچ پیوستگی با محیط اطرافش ندارد. انگار زمین و موجوداتش همه در حال نواختن یک سینفونی زیبا و باشکوهند و تنها ما بنی بشریم که درین میان خارج میزنیم!



انسانهای مینوی هر سازی که بزنند در همراهی با سنفونی زیبای هستیست. گر بگوش جان بشنویم همه روشن شدگان تاریخ نوازندگان ماهر یک سنفونی بوده و هستند. ساز درونشان درست کوک شده!

شاید ما نتوانیم مانند آنان با سنفونی هستی همراهی کنیم، اما بد نیست گهگاهی هم به تماشای این ارکستر زیبا بنشینیم. بلکه ارتعاشات این موسیقی موزون کائنات بر تار و پود وجودیمان اثر کرد و روزی آنها را هم با خود به ارتعاش و رزونانس واداشت! تا نوای نت خاص وجود یکتای خویش را همراه این سنفونی رویائی بشنویم. و بدانیم که هستیم! و از آن پس هستی همواره ما را خواهد یافت: در همان نت بی همتا! آنگاه هرگز گم نخواهیم شد!! ما هم میشویم جزو روشن شدگان. اقلا نیمچه روشن شدگان! از گم شدن برای همیشه که بهترست.



آنانکه از معنویات گریزانند ای کاش بگویند آخر این ایرادش چیست که روزی بی بهانه های مادی شادمان باشید چون میدانید در غم شما هستی ناخشنودست! اگر نبودید کنسرت هستی یک نت کم داشت!



تا حالا دلم برای بشر میسوخت. اما به اینجا که رسید گمان کنم دلم برای جهان هستی بیشتر میسوزد! طفلکی باید بجای نوای خوش میلیاردها جیغ بنفش در هر ثانیه بشنود!



اگر انسانهای نیک موسیقی دلنشینند لابد ما آدم بدها هم هر یک بگوش کائنات عین جیغ بنفشیم! تصور کنید زمین و کائنات چقدر از برآیند افکار مغشوش بشریت ناخشنود میشوند!



اگر خود شما بجای زمین بودید روزی چند بار آتشفشانی میشدید؟! طفلی مادرم زمین، عجب تحملی داشته تا بحال! بهترست اقلا آخر هفته ها همگی در سراسر زمین همراه و همنوا سرودهای عاشقانه بخوانیم. حال که نوروز جهانی شده، یعنی به رسم نوروزی همه سیاستمداران دنیا موظفند دشمنیها را به کنار زده و دست دوستی بدهند.



ما ملتها که میتوانیم اقلا دست دوستی بدهیم نمیتوانیم؟ البته ما با سیاستمدارانی که هنوز با دیگران دشمنند دست دوستی نمیدهیم! ما ملتها بهترست خودمان با خودمان دیدار و گفتگو کنیم و هم به افتخار خودمان خانواده بشر جشن و شادی براه اندازیم و آنچه داریم با دیگران قسمت کنیم و شریک و یاور هم باشیم و آخر هفته ها هم در گروههای مختلف به بهانه های مختلف در سکوت و یا با نجوا اما با دلی سرشار از امید به آینده ای بهتر از عمق وجودمان به کل بشر و زمین و هستی متصل شویم، تنها برای اینکه متصل باشیم و یگانگی هستی را برسمیت بشناسیم!



خیلی مهم نیست در زبان به چه آئینی باور داریم و یا اصلا به خدا و توحید باور نداریم. مهم اینست که خود را جدا از دیگران و هستی ندانیم!



مهم اینست که در نفس خود غرق و گم نشویم و هستی را فراموش نکنیم. مهم اینست که افکار منفی را با احترام به خود و اطرافیان و بشریت و هستی رها کنیم و نیک بیندیشیم و نکوئی همگان را بخواهیم و جز نیکی از ما به جهان نرسد! اما در برابر آنانکه موجب آزار انسانها میشوند هم سر فرود نیاوریم! در صف ظالمان نمانیم. فریاد مظلومان را بشنویم و انعکاس دهیم و بشر را به همراهی و همدلی بیشتر تشویق کنیم. همواره صمیمانه رویای رهائی بشر و بهشت جاودان زمین را پیش رو داشته باشیم. حتی در دشوارترین دورانها. بخصوص در دشوارترین دوران!



زمان آن رسیده که عینک باورها را به کنار گذاریم و دوباره با نگاه کودکانه به جهان بنگریم. براستی که کودکان بهترین آموزگاران مینوی ما هستند. بجای فرم دادنشان در قالبهای بسته بیائید کمی هم ما از آنها بیاموزیم. آنها که در زمان کودکی بیدار شده اند خودشان بلدند بدون دخالت بزرگترها مسیر تکاملیشان را بیابند! لطفا این حق را از آنها سلب نکنید. چون در هر حال به راهی که باید میروند. اما با دشوارهای بیشتر! بجای انگولک کردن فرزندان بیائید قدری به درون آشفته خود سر و سامان دهید.



در مسیر مینوی تنها با آنانکه براستی میدانید از انسانهای مینوی بزرگ دورانشان بودند ارتباط برقرار کنید. عقلا و فلاسفه فانوس راه مینوی شما نیستند! پس اول بدانید انسانهائی که این مسیر را رفته اند و خدایگونه شدند چه خصوصیاتی دارند تا به اشارت هر "عاقل ِعالم" به چاه جنون نروید! آن دیوانه ای که مولانا میگوید از هزاران عاقل و فیلسوف به رموز هستی آگاهترست! تا بروز و ظهور عشق مینوی و "خدایگونگی" را تشخیص ندادید، بدنبال هر ننه قمری که مدعی روحانیت بود روان نشوید، هر چند معروفترین عالم و فیلسوف دهر هم باشد. بجایش مولانا بخوانید و سماع کنید بهترست! چون عقلا و فیلسوفان اگر متکبر هم باشند معمولا همین مقدار سرخوشی طبیعی شما را هم نابود میکنند. شما هم برج زهرماری میشوید مثل خوشان! کجای هستی دائم به غم اندرست؟ پرندگانی که شما دیده اید دائم نوحه میخواندند و بر سر میزدند؟ یا طبیعت حوالی شما یکسر سیاهپوش و در ماتم و عذا بوده؟ آیا هرگز دیده اید حیوانی به حیوان دیگری فخر بفروشد یا حسادت کند؟ انتظار دارید با همین تفاخر به زمین و زمان با هستی یکی شوید؟!



: First Lesson on a Spiritual Jurney

Calm your Mind!



Our Inner & Outer world

is the Sum of our Thoughts

_________________________________________