منبع : نسلهای سوخته
مگر خود نحسشان نگفتند: اگر میبینید پدرانتان احمق بودند و یک غلطی کردند شما چرا دنبالشان میروید!
پس حالا هم سخن این نسل همین است:اگر پدران ما را تحمیق کردند و دنبال خودشان براه انداختند تا بروند زیر بار ولایت مطلقه فقیه که همان استعمار و سلطه فرهنگ بیگانه است که بشکل دیگری تکرار شده ما چرا باید بپذیریم؟ما که داریم میگوییم: پدرانمان اشتباه کردند! ما نمیخواهیم اشتباهشان را تکرار کنیم!ما نمیخواهیم به آتش آن اشتباهات بسوزیم!اما داریم می سوزیم!!!
حق زندگی را از نسلهای پس از خود سلب کرده اید که چه؟ که با رای پدران ما بر ما حکومت کنید!
اما شما از ابتدا با دروغ و دغل آمدید و تا به اخر هم بدون زور و کتک نمیروید.
ولایت مطلقه مال خودتان ما ترجیح میدهیم مستقیم با خدا ارتباط برقرار کنیم!
آخوندها و مارمولکهای انگلیسی هم بدرد ما نمیخورند بهترست بروند لندن احتمالا از آنان استقبال گرمی خواهد شد.خدا برای هر ملتی به زبان خودش پیامبرانی میفرستدو برای ما ایرانیان آیینهای را فرستاده که با فرهنگ و آیین و روش زندگی ما جور است و می پسندیم و تنشی در میان نیست! اگر خدا یکیست پس اجازه دهید هر طور خودمان خواستیم خدایمان را بشناسیم و ستایش کنیم!نه؟
مگر اینکه باور ندارید خدا یکیست! آنگاه میتوانید بگویید که حتما باید همه بت ما را بپرستند! همین است مگر نه؟
*
برای اعراب بسیار خوبست و امیدواریم به پای هم پیر شوند. اما برای ما بیگانه است و برای فرهنگ ما کمی خشن است و برای زنان ما مایه شرمساریست و افت دارد و برای ملت ما که از اقوام و سنن زیبای گوناگونی تشکیل شده که همه در جهت خوبی و نیکی و شادمانی و بهروزی و کمال انسانی و با جشن و سرور مانوسند این آیین مخصوص اعراب بدوی بهیچوجه ارضا کننده و رضایت بخش نیست.امروز هیچ ایرانی واقعی به ولایت مطلقه یا اسلاب ناب ولایتی شما وقعی هم نمیگذارد. چرا؟
اصلا مهم هم نیست ... ما که داریم کار خودمان را میکنیم و راه خودمان را میرویم با بی اعتنایی کامل به درصد قلیلی نا ایرانی که فقط شناسنامه ایرانی دارند و هیچ علامت بارزه دیگری از حسن خلق و خوشرویی و انساندوستی و شادمانی و نشاط و آرامش و صلح دوستی و خردورزی و بزرگ منشی و احترام به دیگران و بزرگواری و امانت داری و احتمالا شرافت انسانی ...همه خوبیهای ایرانی ندارند!
و فرهنگ خشم و کینه و نفرت و خشونت و کژی و کاستی و جهل و کاهلی وجنون و انجماد و دست درازی به حریم غیر و چشم چرانی و شکم بارگی و انحرافات اخلاقی و دزدی و دروغ و حیله و فتنه و نفاق و کبر و غرور و سواستفاده از قدرت و زن ستیزی و تجاوز و هزاران جنایت که کسانی با همان خصوصیات سی سال بدنبال آن هزار و چهارصد سال دارند رواج میدهند باشد مال خودشان!
ملت بیچاره و درمانده ایران هم چاره ای نداردجز اینکه سعی کند آن ناچیز باقیمانده فرهنگ و اصالتش را در خانه و خانواده اقلا حفظ کند! تا میتواند حتی اگر الکی و بی دلیل شاد باشد و لبخند بزند! نکند که قیافه اش مثل یکی از این بیگانگان با ایرانیت و انسانیت اخمو و خشن و پر از کینه و نفرت شود!نکند مثل برخیها بت پرست شود! نکند از انسان به جمادی گراید!
ایرانی همچنان سرش را بالا میگیرد و تا وقتی اجازه راه رفتن در خیابانها را داشته باشد ! با قامتی استوار و کشیده و سرفرازانه و با لبخند و آراسته و پیراسته راه میرود! و اینها حتی تحمل دیدن این مقدار را هم ندارند! نمیدانید چه حرصی میخورند از دیدن خنده ملت!باور بفرمایید شادمانی ما کلافه شان میکند! لباس شیک و آراسته بودن ایرانیان اینها را به خشم می آورد!
ولی مطلقه مال شماها که هیچ شباهتی به ایرانیان ندارید! هیچ چیزتان به ایرانی واقعی و فرهنگ ما نرفته: نه قیافه اخمو و عبوس و منجمدتان! نه اخلاق گندتان که با هزار من عسل شیرین نشود نه دلهای پر از خشم و کینه و نفرت و انتقام نه زندگی سراسر اشک و عذاداری و تظاهر و ...انگار که ماموریت تخریب ما را دارید.
بنظر ایرانیان بزرگترین ستایش آفریدگار هستی بهره برداری بهینه از هستی است
و شناخت خود بعنوان جزیی کوچک از این جهان که این شناخت در کمال آن به شادی و سرور و پایکوبی و دست افشانی می انجامد چنانکه پرندگان با چهچه خدا و طبیعت را میستایند.
انسان ایرانی به درجه ای از کمال وجودی رسیده بود که زندگانی اش سراسر جشن و سرور باشد و نیکویی و نیک خویی و ...
شما با این نظام خشن نا ایرانی و آن ولایت مداری -برده داری- بت پرستی... ستیزه جوییها و قهر و خشم و نفرت و کینه نسبت به عالم و آدم و بخصوص خشونت با خود ایرانیان برای ایرانی بودن و ماندن دیگر حال هر ایرانی را بهم میزنید!
طوریکه تصور نمیکنم پس از شما هیچ ایرانی جز آیینهای نیکوی ایرانی آیینی برگزیند.
این یک خدمت را به ایران کردید که آن هم ناخواسته بود!
عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد