جدا ازینکه خود این آقا در صدر حکومتی دیکتاتور و جنایتکار نشسته اما برخی از حرفهایی که در کنگره حقوق بشر گفته همان حرفهای بسیاری از ملل است و بغضهایی که در دلشان مانده بود! تغییر در دوران کنونی با انتخاب قدرتها نیست بلکه مجبورند برای ماندن در قدرت تغییراتی ایجاد کنند و یکی ازین تغییرات هم همینست که دیدید!
یعنی اینها قرنها سلطه برانند و پس از همه استعمار و استثمار ملتها بالاخره میبایست به یک نفر اجازه دهند تا حد اقل چند کلمه در مورد این سلطه سخن بگوید تا ملتهای دربند کمی دلشان خنک شود! همین و نه بیشتر! شاید تا کنون پیدا نمیکردند رییس جمهوری چنین از همه جا بیخبر که بیاید این حرفها را بزند. اما احمدی نژاد بدون اینکه بداند درست بموقع آمد! قرار هم بر همین بوده که همه مشکلات جهان و جنایات خودشان و نوکرانشان را باز هم تحت الشعاع دعوای خاورمیانه قرار دهند و هم کمی تا حدودی بطور غیرمستقیم به اندازه سر سوزنی رهبران صهیونیسم را سیخونک دهند تا شاید زودتر دعوا را حل کنند!؟ لابد اختلاف نظر کوچکی بینشان پیش آمده!تنها خدا میداند در کله پوک و بیمار سیاستمداران همه گروهها چه میگذرد!
اما درینکه استعمارگران غربی هزاران چندان جنایتکارتر از امثال احمدی نژادند هیچ شکی اینک در دنیا و در میان ملل جهان نیست! حکومت فاشیستی مذهبی ایران هم دست نشانده خودشان بوده و مو به مو هدایت میشود تا مقاصد غرب را برآورده سازد. این اما چیزیست که دنیا هنوز نمیداند و میبایست بفهمد! جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند.
آنچنان ضربات دقیق و کاری استراتژیک از درون همین نظام درین سی سال خورده ایم که نمیتوانسته با نیت شر و بدون طراحی بوده باشد. برای اجرایش هم لابد که عده ای خودشان را می باید در بطن و ستون نظام جا کرده باشند و گروههای زیادی هم گوسفند و ذوب شده و بت پرست تربیت کرده باشند تا همه اینها ممکن شود. یک نفر هم در کل سی سال در کل نظام پیدا شد که ایراد کار نظام را هم فهمید و هم گفت که مثل احمدی نژاد منفور داخل و خارج شد.
هی میگویند حسین و هی میگویند شرافت و غیرت و این حرفها! اگر قطره ای شرف در یکی ازین مردان ایرانی ما در درون این نظام بود و می فهمید که سی سال کل طرحهای استراتژیکی غرب دارد در ایران توسط دستهای غیبی پیاده میشود که می باید درمی یافت این یعنی کل نظام از درون تهیست و مبتلا به حدی که قابل درمان هم نیست و پس باید منحل شود و نظام دیگری از نو بنیان نهاد بدون همه این تارعنکبوتها. اما دریغ!