حفظ نوامیس مسئله مردسالارانه نیست. اتفاقا برعکس این زنان بودند که مردان را پایبند به حفظ امنیت زن و کودک نمودند.
آرامش و امنیت مادر و کودک از زمانهای باستان هم بعنوان مهمترین پایه و بنیاد یک خانواده سالم و استوار مطرح بوده است.
اما امروز در خاورمیانه و ایران شاهد دوری از این درک صحیح و این فرهنگ اصیل ایرانی هستیم. بی بند و باریها و تخطی از مسئولیت مردان نوعی ضدفرهنگ است و بدتر از آن خشونت خانوادگی علیه زنان. این یعنی ازمحلال یک فرهنگ.
حمله تازیان بجز کشتار و غارت این بی بند و باریها و خشونت علیه زنان و کودکان را هم بهمراه آورد. چون تازیان عربستان در آنزمان چیزی بنام ناموس نمیداستند. چون این مفاهیم با فرهنگ و تمدن برتر بعدها در جوامع دانسته شد تا حرمت و امنیت خانواده حفظ شود. اما تازیان قبیله ای زندگی میکردند و در داخل آن قبیله هیچ موجود زنده ای حریمی نداشت.
امروز هم هنوز قدری از آن رفتار بصورت حافظه تاریخی در ژن تازی ذخیره شده و بطور پتانسیل باقیست. شاید هم در همه انسانها باقیمانده نمیدانم اما گروههای خاصی بیشتر این را بروز میدهند و آنان دقیقا کسانی هستند که تا همین اواخر وحشی زندگی میکردند و تمدن یعنی رعایت حقوق شهروندی و دیگر انسانها را هنوز درک نکرده بودند. از جمله تازیان صحرای عربستان و اقوام بربری اروپا و دزدان دریایی بریتان!
اینها هنوز هم از جمله گروههایی هستند که در تاریخ معاصر برده داری و استثمار انسانها و دزدی و کودک آزاری و حص و آز و طمع بی اندازه و چشمداشت به اموال دیگر ملل و خشونت و تجاوز و شکنجه و خونریزی و خون آشامی و گوشت خام خورن و مزه کرده اعضای بدن انسانها و انواع لذتهای سادیسمی مثل قتل عام و کشتارهای عظیم و سر از تن جدا کردن و فتنه انگیزی در سراسر جهان را راهبری میکنند! یعنی وحشیگری هنوز در رفتار این گروه بوضوح مشخص است.
تمدن این نیست که غرب تظاهر میکند. خیر.تمدن آنست که غرب وحشی و دزدان دریایی تخریب کردند و بر ویرانه های آن حکومت جهانی کلونیالیسم را بنا نهادند و امروز بطور غیررسمی غیرعلنی و نامحسوستری ادامه میدهند.
سیاست ابزاریست در دستان استعمارسیاست چیزی نیست که جوامع متمدن شرق بنانهاده باشند. محصول تمدن سیاست نیست بلکه حقوق بشر است.
در ابتدای زندگی کشاورزی و دامپروری یعنی دوران مادها در سراسر فلات ایران مرد و زن در کنار هم کار میکردند و همه کارها بین خانواده و فامیل تقسیم میشد و هر یک سهمی داشت و مسئله مردسالاری یا زن سالاری در میان نبود.
بعدها با خانه نشینی زنان و بخصوص با حملات و تجاوزات اجانب و اجبار زنان به خانه نشینی جامعه بسوی مردسالاری رفت و همه این حقوقی که زنان طلب میکردند بتدریج خود عاملی شدند برای سرکوب و تحقیر زنان. بواقع زنان و کودکان بعنوان دنبالچه و املاک مرد بهر نحوی و با تمسک به حربه های گوناگون تضعیف شدند تا ساکت و خاشع و فرمانبر باقی بمانند. هرگاه زنی حقش را بخواهد جامعه مردسالار به لطایف الحیل و با همه ابزار و آلات تحقیر و سرکوب و قل و زنجیر کردن زن بطور گروهی برضد آن ضد چون سدی نفوذ ناپذیر خواهد ایستاد و نه تنها او را سر جایش می نشاند که "آبروریزی" هم میکنند تا برای دیگر زنان درس عبرتی شود!
جالب اینجاست که حربه هایی که بر ضد زنان استفاده میکنند بسیاری را خود زنان برای حفظ امنیت خود در دوران مادها پدید آورده بودند. مثل همین آبرو! اینها قرار نبوده بر ضد زنان بکار رود. یا مثلا بکارت! که قرار بوده از کودکان تا سن بلوغ در مقابل دست درازیها حمایت کند و تنها برای امنیت خود کودک بوده! عجب که همین مفاهیم را جامعه مردسالار چگونه 180 درجه چرخاند و بجای مسئول دانستن مرد در حفظ امنیت زنان و کودکان که دلیل وجودی آنها بوده برعکس بر ضد زنان از آنها استفاده کرد و برای طفره رفتن از مسئولیتهایی که زنان از مردان انتظار داشتند انهم برای حفظ سلامت خانواده و جامعه!میتوان گفت نقش زنان در پدید آوری فرهنگ و تمدن نقشی بنیادین بوده. نه تنها کشاورزی و دامپروری و همه گونه آموزش و پرورش و هنر را احتمالا زنان با تامل و تفکر و ریزبینی و صبوری خود کشف کردند بلکه مفاهیمی ظریف و با تدبیر برای ممکن شدن زندگی اجتماعی را نیز همراه با اقتضای زمانه آفریدند و به نسلها آموختند و مردانی پروردند حافظ منافع جمع!
لیستی از این مفاهیم شاید هم شامل همه سجایات اخلاقی رایج در تاریخ بشر باشد! من جمله این مفاهیم است: پایبندی به حفظ امنیت نوامیس و غیرت و شرافت و جوانمردی!همچنین است صفات بشر دوستانه و نوعدوستانهو از خود گذشتگی و فداکاری و وفاداری!شاید هم مهربانی و عشق و محبت و صلح و صفا!
همه اینها جمع شده و در دوره اوج تمدن ایران به شکل منشور حقوق بشر کورش کبیر مطرح شده است. که حقوق شهروندی برابر را به جهان ارائه کرد.
با تغییر نوع زندگی بشر مدرن و پسا مدرن احتمالا برخی از مفاهیم اجتماعی و اخلاقی قدیمی تر کاربردی نخواهند داشت و مفاهیم جدید باید جایگزین شوند. اما در جهان چند قطبی شده امروز بخشی از مردمان امنیت بخشی دیگر را همچنان تهدید میکنند و هنوز قادر به درک تمدن و مفاهم مربوطه نیستند!بنابرین هرگاه امنیت زنان تهدید شود یا جامعه ای مورد حمله و تجاوز قرار گیرد حفظ امنیت و نوامیس دوباره مطرح خواهد شد. که یک نوع دفاع شخصی و حق بشر است! مشکل اما "سیستم مردسالاری" و سواستفاده از مفاهیم و یا هر بهانه دیگر برای تحقیر و سرکوب زن و کودک است! نه اصل وجودی آن مفاهیم که قرار بوده بعنوان حقوق مسلم از طرف زنان مطالبه شود و نه برعکس! و قرار بوده برای حفظ امنیت و آرامش زن و کودک باشد و نه مخل آن!
به امید رعایت حقوق بشر در جامعه ایران.