
با اعلان جنگ به ملت و به خاک و خون کشیدن ما مردم آزادیخواه ایران
دگر برای نظام ظلم یزیدیان و ضحاکان زمانه مشروعیتی باقی نمانده!
مردم ایران مصممند!
اگر قرار بر عقب نشینی بود همان زمان که اولین سری شهیدان راه آزادی را
تقدیم درگاه حق و هستی و تاریخ پر افتخارمان کردند کنار کشیده بودند! این از این.
اما ادامه این جنگ حکومت دینفروشان با ملت در مرحله های بعدی چه خواهد کرد؟
در ابتدای کشتار: مشروعیت نظام رفت! در ادامه کشتار: مشروعیت اسلام حکومتی رفت!
از حرمت شکنی میگویند! خود سی سال حرمت انسان را شکستند و دین را ابزار حکومت کردند.
اجازه بدهید نگویم اگر ادامه بدهید چه ها خواهد شد. چون اجانب همین را میخواهند.
اگر هم بقول دوستان اجانب در پی غصب دوباره جنبشهای آزادیخواهی ایران نیستند!
که پس خاک پاک میهنم بر سر هر آنکه بنام ایرانی قصد چنین غصب و حذف داشته باشد
که انشاالله این بار چنین نخواهد شد.
اما راهکار برون رفت:
این تنها یک راه پیشنهادییست چرا که ادامه این روند به نفع نیست و باید هر چه سریعتر به صلح و رفراندوم برسد وگرنه هر گزینه دیگری به آزادی و استقلال ایران ختم نخواهد شد. نفع اسلامهای گوناگون شما را نمیدانم. اما نفع ایران را اگر میخواهید اینست:
که همه گروههای داخل حکومت که در دلشان با ملت حق طلب و مظلوم واقع شده هستند می باید هر چه زودتر همراه شوند و کمک کنند تا در چند مرحله بتوان به برگزاری رفراندومی رسید. و مطمئن باشند که خود ملت بزرگ ایران از همه داخلیها و خارجیها بهتر بلد است سرنوشتش را تعیین کند!
برای رفراندوم نیاز به چند مرحله است:
1) اینکه گروهی ایراندوست از درون نظام موقعیت را در دست گیرند و کنترل کنند تا عوامل خارجی نتوانند مسیر آزادیخواهی ملت را تغییر دهند و بسوی جنگ داخلی یا نظامهای دیکتاتوری مورد علاقه خود سوق دهند! رفراندوم پاک و درست در صلح و آرامش هم دقیقا برای همین مهم است! امیدوارم که متوجه اهمیت آن باشید و استقلال و آزادی انتخاب ملت را برسمیت بشناسید.
2) برای کنترل اوضاع و تشنج لازم است گروههای ایرانیار که قادر به چنین کاری هستند پا پیش گذارده و ضروریست که همه عوامل مخرب داخلی حکومت را هم تا زمان رفراندوم از تحرک بازدارند. اما این کافی نیست: می باید از ابتدا با بیانیه ای اعلام حمایتشان از آزادی و استقلال ایران و حق انتخاب آزاد حکومت آینده از طرف ملت و از طریق رفراندوم را به اطلاع ملت برسانند تا آرامش برقرار شود(رفراندوم: با نظارت سازمان ملل و سازمانهای حقوق بشری به انتخاب ملت!)
... باقی را دگر خودتان میدانید و با نیروهای ایراندوست و غیر وابسته داخلی مطرح و مشاوره کنید. مطمئن هستم که اگر از صمیم قلب و از سر ایراندوستی و همراهی با ملت به یاری ایران بشتابید: سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند! البته هیچیک از' نفرات اصلی حکومت سی ساله' نمیتوانند در راس گروههای آزادیبخش مطرح باشند: چرا که این خود موجب افزایش تنشها خواهد شد.
* * * * *
بنابرین:
الف: آنچه اصل است کاهش تنشهاست و مهار قدرت طلبیها و خشونتها تا برقراری امنیت لازم برای رفراندوم.
نسل جوان: از گروههای سیاسی بخواهید یکدگر را تحمل کنند تا رفراندوم فرا رسد. اگر ادعای احترام به حق انتخاب ملت دارند!
ب: شروع کاهش تنش تنها زمانی ممکن است که ملت نسبت به ایراندوستی و عدم قدرت طلبی گروه و شورای مزبور اعتقاد قلبی پیدا کند. در غیر اینصورت همین بساط جنبشها برپاست و پس از آنهم که به اعتصابات سراسری خواهد کشید و در هر حال نظام را به استیصال واخواهد داشت.
ج: خطر ادامه این روند در باز شدن دست هر آن ناکسانیست برای غصب چندباره سرنوشت و استقلال رای ملت ایران.
د: به همه این دلایل رفراندوم بهترین راهکار برون رفت از این بن بست است. اگر کسی گردن ننهد باید دانست که لابد غرض و مرضی دارد و بجای ایراندوستی قدرت دنیایی خودش یا ماموریت اربابانش را ترجیح داده!!
* * * * * *
سرفصلهای مورد نیاز اعلامیه شورای رفراندوم را میتوانید در مقاله زیر بیابید:
حقوق بشر و برابریهای همه اقشار ایران و باورها در مشارکت در مملکت
و عدم برتری هیچ گروه و باوری خواسته صد ساله جنبش آزادیخواهی ملت ما بوده
و خواست این نسل هم که تا کنون سرکوب شده!
و تنها با حق شراکت همه ایرانیان و آلوده نشدن قوانین به باورهای خاص ممکن است.
باورها محترم است آنگاه که چماق تحمیل و قدرت نیست!
* * *
> همسازی، بدیل دور باطل، در جنبش ٨٨
> ایران بر حکومتهایش ارجح است!