
که بخواهد از برزخ نظام برون آید!
که نخواهد به نظام در برزخ خدمت کند
.
دلیل بر دشمنی با دین است؟!
و یا احترام به انسان و باورهاست؟
آیا تبری از ظلم و شکنجه و اهرمن
آیا تبری از استبداد بنام دین و خدا
حکمش زندان و شلاق و شکنجه است؟
.
این خود بهترین گواه بر نظام اهرمنیست
این نه بوی خدا و مهر و حقانیت و مشروعیت
که بوی کژی و اهرمن و ظلم و لگدمال حق دارد!
انتخاب ایرانی با هر باوری روشن است:
جدایی از ظلم و استبداد و اهرمنیها
پیوستن به حق و شرافت و اهوراییها
آیا خروج از نظام دینی خروج از دین است؟!
آیا همه باید بر ظلم و جنون سر فرود آوریم؟!
آیا حق تشخیص و دوری از نظام ظلم را نداریم؟
این خود گواه بر نهایت استبداد و دیکتاتوریست!
این بهترین گواهست که دین را چماق سلطه میخواهند!
این تجربه برای درک اهمیت سکولاریسم خود کافیست:
که احترام به همه باورهاست
چماق نخواستن دین و باورها!
دین و باورها در دست حکومتها چماقی بیش نبوده اند!
دین و باورها همواره بهترین خوراک اهرمن و مسخ بشر
همواره بهترین ابزار تحمیل سلطه ظلم بر بشر شده اند!
پس چماق کردن دین و سلطه و ظلم و زندان حق است؟
تکامل انسان در نظام سلطه و تحمیل ممکن نیست.
تکامل ملت و بشریت هم با جدایی باورها از حکومت
و با احترام به باورها و کرامت انسان ممکن است.
دین نه برای کرامت خداست و نه برای تحمیل!
هر آنکه حق را دریافته اهل انحصار و تحمیل نیست!
با نکویی و مهر و رهایی و کرامت انسان
با احترام و مدارا و جذب و طلب
با خواستن و بودن و رفتن و شدن ممکن میشود.
نه با زور و چماق و شلاق و زندان و شکنجه!
زور و شلاق و شکنجه و صلیب و زندان اهرمنیست
رسم فراعنه و رومیان و خلفای اهرمن صفت!
هرگز قائل به چنین رسوم اهرمنی نبوده و نیست!
حق نیست و محکوم به شکست و فناست.
* * * * *