* جهانخوار جان!
2. بس آشکارست که "شبهه - تمدن" ضدبشری و حیوانی غرب (Capitalism/ Modernism) چیزی در حد و قواره یک فرهنگ انسانی بر پایه مهر و خرد ندارد که تقدیم بشریت کند و یا جبران مافات و خسارات عظیمی که با نابودی تمدنهای راستین به بشریت وارد کرده. اما اگر این بچه بربرهای تخس هم اینک هم آدم شوند و اقرار به اشتباه کنند و از صمیم قلب اقلا نادم باشند و بفهمند چقدر در برابر همانها که نابود کردند کم دارند و کم آورده اند ... باز هم روزنه امیدی هست که با مهرورزان و خردپیشگان به دورانی دیگر راه یابند. دوران بعدی برای خودسازی و انسان سازیست.
مقدم خداوندگاران جان و خرد به زمین گرا می باد! جشن مهرگان گرامی باد. و مژدگانی که ایام غم نخواهد ماند. چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند!!
!!? و باز هم خود را برتر از آنان میپندارید ؟!!
* برتری انسان به نکوئی است و مهر و خرد!!
بربریت استعمار بدترینها و قسی القلب ترینها و بی خردترینهای عالم است. اینها ظواهر را با اصل اشتباهی گرفته اند. دانش را با خرد عوضی گرفته اند. خودشیفتگی را با مهر به هستی و نفس پرستی را با روحانیت و یگانگی با کل هستی عوضی گرفته اند. و شمایانی که به همان راه میروید کلا راه را عوضی گرفته اید. دلیل وجودیتان را عوضی فهمیده اید. و من شب و روز در این فکرم که خدایا اینهمه آدم عوضی را چگونه می باید در یکسال و اندی آماده دوران دیگری از نیکی و مهر و خرد کرد؟ مگر معجزه ای رخ دهد! چون همتی برای تغییر راستین در شما نمی بینم!!!
تقصیر خودتان هم نیست. آنقدر از اصل خود دور مانده اید که قادر نیستید به ندای درون گوش سپارید. قطب نمای درونیتان از کار افتاده. به کدام جهت خواهید رفت؟ یا بخت و یا اقبال!
آنقدر خود را منفک از هستی پنداشتید و بدنبال نفس رفتید که ارتباطتان با کل جهانی هستی قطع شده. چگونه راهنمائیتان کند؟ شما تافته های جدا بافته عوضی و منفک از جهان را چگونه می باید به راه آورد؟ به دوران بعدی رهنمون شد و اذن ورود برایتان گرفت؟ به زبان خودتان: بلیط قطار بعدی خریدنی نیست! می فهمید این یعنی چه؟
.
یعنی کلی هیچ و پوچ روی خودتان بار کردید و قرنها به هزار جان کندنی و جان ستاندن و وحشیگری که بود کشیدید و آوردید تا رسیدید به اینجا و حالا دم گیت دوران نوین تازه معلوم شده هیچی بارتان نبوده! یعنی بیشتر این چیزهائی که بار خودتان کرده اید از نظر جهان هستی به پشکلی هم نمی ارزد. یعنی شما جان و خرد و وجدان و مهر و صفا و شرافت و رادمنشی و فرهنگ راستین دادید و پشکل گرفتید! یعنی این.
بگذار به زبان خودتان بگویم که بفهمید جریان از چه قرارست:
یعنی آنچه ارزشمندترینهای جهان هستی است را در آن دور دستها بر زمین گذاشتید و رفتید دنبال چیزهای ظاهری و زرق و برق داری که مثل قاقالی لی و آب نبات چوبی برای بچه ها شما را جلب میکرد! و هنوز هم قادر نیستید بفهمید که ارزشهای والای انسانی آنها نبودند و اتفاقا همانهائی بودند که اینکاها و مایاها و سرخپوستان بدنبالشان روان بودند و از آن بسیار بهره داشتند و لذا در نگاه هستی بسیار گرانقدرتر و برتر از شما بربرهای تازه به دوران رسیده بودند! و اینک زمان بلوغ شما بچه تخسهای عوضیست! یعنی این.
.
یعنی این جفنگیاتی مثل متریالیسم و کپیتالیسم و اینها هر چند برای خودتان خیلی خوش آب و رنگ و خوب و جالبست و خیلی هم از خودتان بخاطر کشف چنین آب نبات چوبیهای بزرگی متشکرید و به خودتان افتخار میکنید (!) اما در کل ارزشش در همان حد آب نبات چوبی برای کودک است. درین جهان چیزهای خیلی خیلی جالبتر هم هست که هیچ حتی به مخیله شما خطور هم نکرده بود.
اگر دوست میدارید بمانید و رشد کنید و به کمال و به بار رسید ... اقلا علامتی چیزی از خودتان بروز دهید تا بدانیم برای رشد اعلام آمادگی کرده اید و جهان هستی هم بداند که مایل به ثبت نام در کلاسهای دوره های بالاتری هستید, تا بلکه کاملا از دور خارج نشوید!
*
ما هم تا دم گیت شما را بدرقه کنیم و خیالمان راحت شود که کسی جا نمانده همین خودش برایمان کافیست.
آرزوهای شما را نمیدانم اما بزرگترین آرزوی من و بسیارانی درین دوران اینست که خانواده بشریت همه با هم به دوران نکوئی و مهر و خرد وارد شوند! فقط همین.