اگر چنین است که متاسفانه امروزه نه آمریکائیها ارتشی از خود دارند و نه سایر ملل.
* * * * * * * * *
سرمایه داری انسانی:
اگر همچنان به جهانخواری اصرار ورزند، پاسخ معقول بشر این خواهد بود:
در داخل نظام سرمایه داری موجود و تا زمان برقراری این سیستم، سرمایه تنها زمانی میتواند اجازه انباشت یابد که دولت و کارتهای فرا دست دولتها ابتدا برای فراهم ساختن حداقلهای زندگی انسانی جامعه و ملل تعهد بسپارند.
1. حداقلهای زندگی انسانی چیست؟
آیا زندگی انسان و خانواده بدون دسترسی به خانه ای ایمن و آب مواد خوراکی سالم و بهداشت فرد و خانواده حتی ممکن است؟
خیر.
این سه مورد حد اقلهای زندگی انسانیست.
هر نظام سرمایه داری می باید پیش از حق انباشت سرمایه، این حداقلها را برای شهروندانش مهیا کرده باشد!
در غیر اینصورت سرمایه های طبیعی و زمینی هر ملتی در دست دولتها و حکومت سرمایه داری به هدر رفته است. و بهتر آنکه به خود ملت بازگردانده شود تا خودشان در هر منطقه برای بهترین راه بهره برداریش تصمیم بگیرند.
2. زندگی انسانی چیست؟
بی گمان زندگی انسانی، متفاوت با زندگی حیوانیست. لازمه زندگی انسانی شکوفائی اندیشه و مهارتها و در نهایت خرد انسان است.
برآورده کردن این نیاز و شرط اولیه زندگانی انسانی هم بر عهده هر حکومت سرمایه داریست که خود را مامور اداره امور مملکت و ملل میخواند و هم مسئولیت کارتلهائی که بیشتر سرمایه ها را در دست دارند!
فراهم آوردن این امکانات تنها با دانشگاهها ممکن نیست! راههای دیگری دارد که میتواند بر عهده اندیشمندان و هنرمندان و خردمندان هر جامعه و دنیا باشد. دانشگاههای امروزین که تنها روباتهائی برای پیشبرد سیستم سرمایه داری کارتلهای جهانخوار تربیت میکنند، و نه انسانهای شکوفا و خردمند راستین، نمی توانند آنرا نوعی ارائه خدمت بخوانند و یا برای این "روبات سازی" درخواست هزینه های سنگین هم بنمایند!
چرا که با هزینه ای بسیار کمتر میتوان انسان سازی کرد و پروژه های آینده و خلاقیت بشر را در مسیر آرزوهای والای بشری و بهبود زندگانی انسانی در زمین قرار داد. و این لازمه زندگانی انسانی بشریت بعنوان خانواده ای واحد در سرای یگانه مان زمین است.
* * *
می بینید که نظام سرمایه داری بنیانش بر انباشت سرمایه کارتلهای استعماری از راه استثمار است و هر آن لوازمی که تا کنون فراهم کرده تنها در راه سودهای بیشتر سیستم استثماری خودش بوده و نه برای خیر و آینده نکوی ملل و بشریت.
مخوفترین واقعیت "نظام سرمایه داری جهانی کارتلها" سو استفاده آنان از رسانه ها و ارتشهاست:
در مغزشوئی انسان و القای انواع احساسات نکوهیده برای به زنجیر کشیدن هر چه بیشتر انسان با ترور و جنگ افروزی در سراسر زمین, برای سود بیشتر!
این مگر کم نکبتیست که به جان انسان و زمین افتاده.
اینچنین نظام و کارتلها و دولتهای دست نشانده شان مگر تهدید کمی برای امنیت و آینده ملل و بشریت و منابع و زمینند؟
این اگر اعلام جنگ کارتلهای جهانخوار به بشریت نیست، پس چیست؟ نیت و منظورش نهایتش جز استثمار بیشتر و گسترده تر چیست؟
اگر نیت خیری دارند بفرمایند! به گوشیم:
کارلتهای جهانخواره چه تعهداتی حاضرند در سازمان ملل و حکومتها به ملل و بشریت بسپارند و کدام مسئولیتی را در قبال بهبود زندگی انسانی بشر تا کنون بر عهده گرفته یا خواهند گرفت؟
بفرمایند هم اینک بگویند که جهانی بیصبرانه آنان را می پاید!
به ارتشها هم خواهیم گفت جنگها همه به سود کارتلهاست و حکومتها همه دست نشانده آنها که هیچ تعهدی به هیچ ملت و سرزمینی ندارند؛ پس بهترست ندانسته اجرای امر نکنید.
* * * * * * *
طرحهای فاشیستی = تف سربالا !
Bloody "Green Belt" of Fascism
هیتلر زاده آلمان نبود; قیافه اش هم تفاوت فاحشی با آلمانیها داشت.
آیا او دیوانه ای مغزشوئی شده بود؟ یا از کودکی برای ایفای این نقش آماده شده بود؟
امروز وقتی وقایع آن دوران را، در زیر نور طرحهای فاشیستی کنونی، می نگریم حقایق پشت پرده نمایشنامه مخوف هیتلر و شرکای پنهانش با وضوح بیشتری از پرده برون میفتند.
حقیقت اینست که طرح فاشیستی جنگ جهانی نه اولین و نه آخرین طرح ضدبشری راس هرم قدرت بود.
که بسیاری از طرحهای استعماری پیش و پس از آن هم دقیقأ همان بوی مشمئز کننده خون و جنون قدرت را به نشانه "این همانی" از خود ساطع میکنند.
راس هرم قدرت اروپا سرزمینی جدید را بر نسل کشی سرخپوستان آمریکا بنا می نهند. سرزمین بی سکنه به چه دردشان میخورد؟ مهاجرت پاپتیهای اروپا کافی نیست. می باید ثروتمندان دنیا را به طرحی جهانی به مستعمره جدیدشان می کشاندند! بخشی را با وعده و وعیدها و بخش عظیمی را با رعب و وحشت! بله شوک و آه فقط ترفند بوش علیه عراقیها نبوده، اجدادش هم با همان ترفند یهودیان ثروتمند یا تحصیل کرده را از تمامی دنیا به آمریکا کشاندند. البته فاشیستها برای طرحهای مخوف و روشهای جنایتکارانه شان همواره بهانه های بنظر خودشان خوبی هم دارند. اگر یهودیان تنها با رعب و وحشت به آمریکا می آیند ما اینکار را برای آینده بهتر خودشان انجام خواهیم داد! سرمایه های کلانی از سراسر دنیا به بانکهای رئوس هرم قدرت اروپا وارد شد. سرانجام سکنه و هم ثروت لازم برای تاسیس مستعمره ای عظیم تهیه شد، اما به چه بهائی؟!
وقتی قوای هیتلر طبق همان طرح قبلی رئوس هرم و برای ایجاد رعب و وحشت میهمانان ناخوانده اروپائیها میشدند، دستهائی همزمان مشغول تهیه پاسپورتهای جعلی برای انتقال منتخبین درجات اول به آمریکا بود.
مردمان عادی اروپا بیخبر از همه جا، از سهولت اشغال کشورشان احساس شرم و خشم میکردند!
در ابتدا حاکمان با خبر از طرح توافقی کلی قادر شده بودند به هزاران ترفند مردم را ساکت و آرام و با طرح همراه کنند. انگار تصور نمیکردند که شهروندان عادی اروپا، گوسفندان سابق، مخفیانه به مقاومتی چنان گسترده دست بزنند! طرح با "مشکلاتی چند" روبرو شده بود.
طراحان آیا پیش بینی کرده بودند که بسیاری از خانواده های یهودی در زیرزمینها و مخفیگاهها برای مدتی طولانی پنهان خواهند شد؟ صد البته که این براحتی قابل پیش بینی بود. آمار پاسپورتها مشخص بود. شاید آمار درستی از یهودیان ساکن اروپا نداشتند؟ بسیاری به کشورهای دیگری مهاجرت کردند و نه به آمریکا. که البته فاز بعدی طرح شامل حال آنان شد تا با رعب و وحشت به اسرائیل کوچ داده شوند.
بله شاید هم در پایان جنگ، راس هرم برای دلداری وجدانهای همیشه خفته خویش، مراسم ترحیمی هم برای آن دسته از یهودیان که از دستشان در رفته بودند برگزار کرده باشند. از نظر فاشیستها اینها بشر نبودند "کولا ترال دمیج!" Colla teral Damage بودند و مرگشان همچون میلیونها دیگر غیر قابل اجتناب!
گناه همه آن جنایات هم تنها به نام یک نفر مجری ناقابل (یا قابل؟) نوشته و این دفتر از طرحهای فاشیستی راس هرم هم بسته شد، تا دفتر دیگری گشوده شود.
* * *
طرح "کمربند سبز فاشیستی" Green Belt یکی از همان دفترهاست، که قرار نبود کسی از آن مطلع شود.
برای لاپوشانی بعدها این نام را به گروههای محیط زیستی شان قرض داده اند. کسی هم نمیپرسد پس چرا بجای درختکاری درین کمربند: ترور میکارند و نفت و خشخشاش و خون درو میکنند؟!
گروههای محیط زیستی لابد پیش خودشان فکر کرده اند که اینهمه اجساد, کود طبیعی خوبیست برای اجرای طرح درختکاری کمربند سبز. البته اصل کاریها میدانند اما ترجیح میدهند پا انداز فاشیسها باقی بمانند و حلقه ای در زنجیره استعمار ضدبشری برای به بند کشیدن و استثمار بشر و زمین.
اینکه چندین ملت تا کنون قربانی این دفتر از طرحهای راس هرم شده برایشان مهم نیست! لابد اینها همه "کولا ترال دمیج" طرحهای اقتصادی کارتلهاست و توجیه پذیر.
هنوز دفتر فاشیسم مذهبی بسته نشده، دفاتر دیگری به اجرا گذاشته شده است. طرح ورشکسته کردن اقتصادی ممالک برای اعمال درجات بالاتری از کنترل و استثمار بردگان و گوسفندان اروپا و جهان.
از نظر راس هرم، فاشیسم و بردگانی "حق مسلم و مساوی" همه انسانهای زمین است! در ادامه این طرح قرارست "داغ بردگانی" هرم قدرت بر شانه ساکنان همه قاره ها بخورد، و ما خانواده بشر همگی بدل به روباتهای پروگرام شده ای برای خدمت به نظم نوین فاشیستها شویم.
اگر می بینید سراسر زمین را در رعب و وحشت برده اند، تعجب و وحشت نکنید!
راحت بخوابید, این تنها بخش لازمی از همان طرح جهانی شدن فاشیسم حلقه قدرت است و بس.
اگر حاکمان برایتان لالائی های زیبا می خوانند تا آسوده بخواب ناز فرو روید و نبینید دنیا را بسوی پرتگاه خطرناک دیگری می برند، فقط دارند ماموریتشان را، همانند سران اروپای دوران جنگ، با همه توان ایفا میکنند.
بالاخره کسانی هم باید گوسفندان را به مخفیگاه گرگها هدایت کنند و چاره نیست. دفتر فاشیسم می باید خط به خط و بین خطوط خوانده و اطاعت و اجرا شود و چه کسانی بهتر از خود دولتها و فرماندهان و ماموران امنیتی و روسای جمهور خوش نطق و فریبنده.
شما اشخاص بهتری را برای فاشیستی کردن جهان می شناسید؟
میتوانید برای انتخابات بعدی معرفیشان کنید! بی شک راس هرم استقبال خواهند کرد.
خلاصه اینکه این "راس هرم" نه اینکه تصور کنید درآکولاهای شبزی و خون آشامی هستند که از کرات دیگر برای استثمار ما زمینیان آمده باشند. نه، این ما گوسفندان هستیم که بیخودی بر سر مسیر تانکها و جتهایشان در اجرای دفاتر فاشیسم جهانی قرار داریم.
اینقدر همه چیز را با عینک تیره و نگاه مشکوک نبینید. قدری هم به راس هرم برای آرزوی تفوق جهانیشان حق بدهید, ای گوسفندان زیبای زمین.
نترسید! طرح فاشیستی که تکمیل شد، گرگها احتمالأ به همه مان به قدر کافی کاه و یونجه میدهند، تا توان بیگاری برایشان را داشته باشیم اقلا.
حالا اگر چندین میلیون هم درین میان کولا ترال دمیج شدیم، و یا طبیعتأ، بخاطر ضعف جسمی یا بیماری خودمان در کوره هایشان سوختیم تا شمیم معطر فاشیسم در فضای همه شهرها پراکنده شود و یادآور درماندگیمان در سرپیچی از فرامین، که مهم نیست! هست؟ مهم همان سیصد خاندان راس هرمند و رویاهای ضدبشریشان، نه ما بشریت! چون ما ها طبق تعاریف نظم نوین دایناسورهای فاشیستی، انسان که نیستیم: "کولا ترال دمیج های اجتناب ناپذیریم!" در انتظار وقوع.
* * *
برو به لالائی سرانت گوش بسپار و راحت بخواب، گوسفند جان.
تو هم تصور کن "کمربند سبز" طرحیست محیط زیستی برای درختکاری در خاورمیانه! و سپس همه جای زمین.
"هارپ" هم از آلات موسیقی باستانیست، که فرشتگان مینوازند تا راحت تر و در خواب ناز از سر راه حلقه قدرت کنار رویم.
فقط همین! o:
لای لای لای لای، گل انجیر
بابات داره، به پاش زنجیر
لای لای لای لای، گل نازم
واسه نفته، جان می بازم
لای لای لای لای، گل انگور
برای گاز، می ریم در گور
لای لای لای لای، گل پونه
از این فاشیسم، دلم خونه
لای لای لای لای، بخواب آروم
کی این بازی، میشه تموم؟
کی این بازی!
میشه تــــمـــوووووو...م؟!
* * * * *