خیلی جالب و عجیب است.
اندکی پس از مطرح کردن پرسش هایی در مورد سازمان ملل و ادهای پوچ حقوق بشری قدرت های وقت و اینکه این "جهودا" کیستند که میگویند قدرت را قبضه کرده اند و دلیل اینهمه ابهامات در تاریخ بشر چیست (
خواب ناز حقوق بشر!)
اینک این فیلم مستند سیاسی- تاریخی را یافتم که به همه این پرسشها یکجا پاسخ میدهد.
*
حقیقت اینچنین است: تاریکیهای گستره ای به وسعت همه تاریخ, و تلاش های هزاران ساله باطل در جهت سلطه دروغ بر بشر, را با یک جرقه روشن میکند! و احتمالا با تابشی دیگر هم محو. کسی چه میداند. اگر دروغی به این عظمت ممکن بود، راستی به همان عظمت هم ممکن است.
اگر باطل چنین قدرتی داشته, که چند هزاران سال با توسل به دروغ و فریب و جنایات و غارت بر زمین حکمرانی کند; پس ببین قدرت حق چه محشری خواهد بود! به حق که حق عجیب چیزیست.
*
این هم آن فیلم مستند عجیب اما روشن گر > (
حلقه قدرت )
البته این فیلم هم میتواند بخشی از حقایق را آشکارا کند.
مهمترین بخش هم آنکه: تاریخ بشریت را همه سراسر دروغ و فریب به خوردمان داده اند و میباید از نو بررسی شود.
به نظر میاید همه چیز را وارونه جلوه داده اند. در همان کتاب های مقدسی که میگوید اهریمن همه چیز را وارونه جلوه میدهد!
* * *
تحقیقات تاریخی اخیر هم مانند "
زرسالاران" عمق و گستره تاریخ را بهتر و بیشتر واکاوی و بازگو می کنند. اما ای کاش برای تسهیل وصول به پاسخ ها، فیلم های مستندی هم از روی آنها ساخته شود. برای آنها که اطلاعات را از راه بصری بهتر و سریعتر درک و ثبت و تحلیل میکنند. و همه آنهایی که خسته از دروغ های هزاران ساله در یافتن و مقایسه پاسخ ها عجول ترند.
* * * * *
اهمیت دانستن تاریخ درست بشر، اهمیتی حیاتیست!
تا زمانیکه گروهی تاریخ راستین را از بشر پنهان میکنند، پاسخ به اساسیترین پرسش بشر ممکن نیست:
از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟
به کجا میروم؟ آخر ننمائی وطنم؟!
* * *
جالب بودن بحث تاریخ بنی اسرائیل نه تنها از جهت حل دعوای کنونی در منطقه که بیشتر از جهت اهمیت حیاتی آن برای ادامه بقای بشریت در زمین است. بشریت امروز بدلیل عدم شناخت تاریخش واله و سرگردان است. و این سرگردانی به آنانکه تاریخ را میدانند و اما تحریف میکنند این فرصت را داده که افسار بر گردن بشر گذارده و ما را چون گوسفندانی در مرتع استثمار خویش بچرانند!
استثمارگران تاریخ همانانند که تاریخ بشر را نیک میدانند اما تحریف میکنند. به همان جهت که خود اقرار دارند: دانش قدرت است! و بشریت به جهت ندانستن تاریخش بی قدرت شده. و آنها که میدانند قدرت را قبضه کرده اند. و ما تا زمانیکه پاسخ آن اساسی ترین پرسش بشر هر دوران را ندانیم، آوارگانی بی قدرت بیش نیستیم که یارای جهت یابی دراز مدت و آینده نگری صحیح را نخواهیم داشت.
هر چند پیام آوران بسیار برای یاری بشر آمدند، اما آنان هم در میان هزاران پیامبر دروغین گم و گور شدند و حقایق همچنان خطشه دار باقی ماند.
* * *
تا این حد میدانیم که در زمان نوح زمین با همه شهرها و شاید هم امپراطوریها به زیر آب رفت و حاصل تلاش و دانش هزاران ساله بشر تا بدان نقطه در زیر اقیانوسها مدفون شد. تنها گروهی اندک بهمراه نوح نجات یافتند.احتمال میرود که اینان همان بازماندگان تمدن بزرگ "آتلانتیس" بوده باشند. بازماندگان همه چیزشان را از دست داده بودند جز دانش هزاران ساله را. دانشی پیشروتر از سایر نقاط زمین. بی شک مردمانی در جای جای زمین بخصوص در نقاط کوهستانی بازمانده بودند و بتدریج به سوی دشتها کوچ میکردند و در زمینی خالی از سکنه پیشین پخش میشدند. آنها هم بی تردید خانه ها و شهرهایشان را از دست داده بودند و بالاجبار چادرنشینی و کوچ نشینی را برای مصون ماندن از خطرات احتمالی بعدی برگزیدند. بستر اقیانوسها و دریاها آرامگاه شهرهای باستانی بسیاریست.
سطح وسیعی از زمین می باید پس از آن از آب به در آمده باشد. آیا جنگلها در طی قرون متمادی در زیر اقیانوسها از بین رفته و شنزار جایگزینش شده؟ چون زمین اولیه احتمالا سراسر پوشیده از جنگلهای تنک بوده است و لذا آب و هوائی بسیار متفاوت داشته.
خلاصه اینکه بازماندگان آتلانتیس تاریخ گذشته بشر را بخوبی میدانسته اند. و بازماندگان آنان هم احتمالا این تاریخ را بخوبی میدانند. و همین دانش موجب برتری و قدرت یابی مجدد آنان بر سایر اهالی زمین شده.
* * *
دور از منطق نیست که همراهان نوح همان بازماندگان آتلانتیس باشند.
همان گروه حکمرانان مداوم و مستمر تاریخ. همان گروه "حکومت سازان". همان گروه "پیامبر سازان". همانان که حتی در زمان اهرام ثلاثه مصر هم دانشی برتر از فراعنه داشته و به همان جهت قدرت را در دست گرفتند و فراعنه بعدی شدند. چون دانشی که در هر زمان معجزه آسا نماید می باید حاصل قرون یا هزاره های پیشین بوده باشد و یکشبه بدست نمی آید.
*
کلید قدرت "حلقه قدرت" امروز و تاریخ در همان هزاره های پیشین گمشده (پاک شده از حافظه بشر) است!
و جستار در آن تاریخ از همین جهت حائز اهمیت است. از جهت نجات بشریت از سلطه استثمار گروهی خاص.
*
گروهی که با بیان حقایق تاریخ بشر پیشاپیش به مرگ محکوم شده اند (masonic) و می باید قلبشان از سینه به در آید.
لابد آن حقایق بنیاد قدرت استثماریشان را میلرزاند که چنین در پنهان داشتنش جهد کرده اند! و لابد که همان حقایق, کلید رهائی بشر از سلطه همانان است!
*
و صد البته که رهائی بشر در این دوران حیاتیست.
پس هر آنکه حقایق تاریخی را پنهان میکند ضدبشریست و در نابودی بشریت سهیم است.