چه عجب بالاخره یک نفر شجاعت کرد پرسش اساسی را در رسانه های کارتلها مطرح کند.
از لحن مقاله بر می آید راجر کوهن هم مثل ما میداند چه کسانی سودشان را در مردمسالار نشدن حکومتهای خاورمیانه می بینند.
کوهن با گرمی و نرمی خاصی سعی در توجیه سران اسرائیل دارد که: حالا لطفا از خر شیطان پائین بیائید و مردم سالاری را برای سایر ملل خاورمیانه هم بپذیرید جون من! عینکهای کهنه را از چشم بردارید و کمی به خودتان فشار بیاورید بلکه بتوانید گوشه چشمی هم به فواید مردمسالاری همسایگان داشته باشید.
کم مانده بود بگوید: میدانیم میخواهید به هر قیمتی که شده لقب "تنها دموکراسی خاورمیانه" را به دلایلی برای خودتان حفظ کنید، اما این بفهمی نفهمی یک جورائی شدنی نیست ها!
خواهشمندم بیاد بیاورید که تا به اینجا هم این لقب و مدال را به قیمت منفورترینها شدن بدست آورده اید!
حال اینکه چه کسی جز خودتان به این لقب باور دارد بماند، یا اینکه چه توطئه هائی در پس پرده علیه ملل همسایه و گاه دوست بکار برده اید تا خودتان به خودتان مدال افتخار بدهید.
توخالی بودن افتخاراتتان جسارتأ به کنار، الحق که مدال ارزنده ای بوده تا کنون!
جز با چنین دسیسه ها بر ضد ملل دوست و یاور تاریخیتان ایرانیها که نمیتوانستید آنها را بزور از توی دل آمریکا بیرون بکشید تا فقط و فقط خودتان توی دل آمریکا جا خوش کنید و امتیازات ویژه آنان و سایرین همه را تنها به خودتان اختصاص دهید، میتوانستید؟ نه انصافأ نمیتوانستید.
باورم کنید احساساتتان را درک میکنم!
میدانم دل کندن از این مدالهای افتخارات پوشالی اولش کمی دشوارست و کمی گریه دار، اما راستش را بگویم، چاره ای نیست.
یا شما باید دست از این خودخواهیهای بچه گانه بردارید، یا همسایگان ایرانی و مصریتان باید تظاهر کنند نمیدانند آنچه میدانند؛ نفهیده اند آنچه فهمیدند!
یا همه خاورمیانه ایها باید به روی خودشان هم نیاورند که انسانند و ساکنان دیرین خاورمیانه و حق و حقوق انسانی و شهروندی دارند همچون ما و شما، یا شما باید بلاخره بپذیرید که دگر بچه نیستید و دست از این لوس بازیهای جسارتأ بی مزه و شیطنتهای پشت پرده بردارید.
متاسفانه همین را میتوان به کارتلها و نوچه های سیاسیشان در کشورهای غربی هم گفت؛ بخصوص به گراند لژیها و بی پی.
* * *
آری، اینان کسانی هستند که می بایست "اجازه بفرمایند" تا ما خاورمیانه ایها داخل آدم باشیم!
مضحک نیست؟ مشکل اینجاست که تا خودشان انسان و انسانی نشوند، از کجا بفهمند انسانیت و انساندوستی یا بهروزی خانواده بشر در چیست؟!
وای عجب دلمای Dilemma بزرگی!
راستی کسی از میان شما شجاعان فهیم, تا حالا فهمیده اینها آن شعر سعدی را اصلا برای چه بر سر در سازمان کارتلها و لژهای راسیست و فاشیستشان زده اند؟ من که نفهمیدم.
آهان! شاید هم برای اینکه با فرهنگ ایرانی پز انسان و انسانی بودن بدهند؟ تا مدالهای افتخار پوشالی بیشتری خودشان به خودشان مشتی "جامعه جهانی" داده باشند؟ آره؟!
جسارتأ مضحک است.
طنز تلخ سیاسی دوران خیلی وقتست دگر از حد مضحک گذشته و تهوع آور و نفرت انگیز هم شده. داریم می بینیم خب. یعنی خودشان نمی بینند؟
نه تنها حال همه انسانهای فهیم دنیا را با این خودکامگیهای احمقانه جسارتأ بر هم زده اند، که همه را بر این داشته اند که اینان براستی بودشان را جسارتأ در نبود همگان میجویند!!
بله حقیقت اینجوری هاست: تلخ و شیرین؟
عجالتأ همه هم فهمیدند، جز خودشان "جامعه جهانی" که نمیدانم چرا همیشه چند قدم تا چند قرن از ما بشریت عقبند، اما همیشه به یمن معجزات زر و زور و تزویر بر هر چه خرد مسلط!
گمان می برم بالاخره زمان آن رسیده که بچه سرتقهای "راس هرم قدرت ظاهری جهانی" حقایق را بی پرده از بشریت بشنوند و بلکه هم بفهمند.
تصور میکنم اینک تحمل شنیدنش را داشته باشند!
بنظر شما به چنین بلوغ فکری رسیده اند؟ من یکی که در اینمورد خوش بینم.
بنظرم حالا دیگر میتوانیم خود سانسوری ها را کنار بگذاریم ای انسانها. گمان کنم امروز میتوانید حقایق را به آن کودکان بالای شصت و هفتاد سال "جامعه جهانی" هم بگوئید! ایرادی ندارد; فکر کنم خیلی عصبانی نشوند. بگذارید بیاموزند چگونه یک انسان میتواند بر خشم افسار زند، بجای اینکه افسار خود را بدست خشم دهد.
آری میتوانند!
تصور میکنم بتوانند بالغ و خردمند شوند.
شما هم تصور کن! بلکه هم توانستند.
* * * * * *