. بدون تحلیل درست نمیتوان جهان را "اداره کرد".
. تحلیل درست نمیتواند از اهدافی خاص منتج شود.
. در نگاهی کلی تر امروزه نیروهای دست اندر کار جهت دهی به آینده جهان بشری، از نظر اهمیت در تحلیلهای آینده نگر به دو گروه اصلی تقسیم میشوند:
1. گروههای ارتجاعی که سد راه تکاملند.
2. گروههای پیشرو که نیت و قابلیت تغییر و تکامل دارند.
. جالب توجه اینکه هر دو گروه را میتوان در همه جا و درون اکثر دسته بندیهای سیاسی و اقتصادی و اعتقادی و غیره یافت. اما شناختشان نیازمند شفاف سازی دقیقتریست تا همه جوامع به راحتی حرکات ارتجاعی و پیشرو را از هم باز شناسند.
. این شفاف سازیها می باید ابتدا از درون جوامع پیشروی غربی آغاز گردد! چرا که فارغ از ظواهر مدرن و پیشرو بسیاری از نهادهای سیاسی و اقتصادی و اعتقادی غرب هنوز هم ماهیت یا حرکتی رو به عقب و ارتجاعی دارند. اینان خود بزرگترین سد تکامل تاریخ معاصر بشریت بوده اند. چرا که بجای تغییر و تکامل برای حفظ ماهیت ارتجاعی، در لفافه های نو، از یکسوی مفهوم مدرنیته را به سود خویش بد تفهیم کرده و از مسیر تکاملی (که همواره در جهت ارتقا کل بشریتست و نه گروهی خاص) خارج کرده اند و از سوی دیگر به خس و خاشاک پسمانده از تاریکخانه های مخوف تاریخ برای ماندگاری خویش چنگ انداخته اند و راه تمدن را بدینگونه در سایر جوامع نیز سد کرده اند.
این روند همچنان ادامه دارد و در همه تشکلهای پیشرو هم نفوذ کرده و گسترش می یابد و اگر نادیده گرفته شود همه دسترنجهای مدرنیته را بسود تحجر خواهد بلعید.
. تحلیلگر خبره نمی باید چشم بر اشتباه گروهی هر چند همفکر یا همراه ببندد. در غیر اینصورت از این محیط بسته رسانه های غیر مسئول پورسانتی هرگز نمیتوان امید پیشروی و بهبودی در شرایط جهان غرب یا شرق داشت.
. دلیل تکرار شرق و غرب اینست که جامعه جهانی منظورش از جهان بیشتر جوامع غربیست. بقیه هم هنوز مستعمره و برده اند. بردگان و مستعمرات هم اگر پیشرفتی نداشته اند قصور از اربابشان است.
. و میرسیم به بحث جذاب استعمار! این هم از آن موضوعاتیست که بدون پرداختن شفاف به آن تکاملی در جهان حاصل نخواهد شد، حتی در خود غرب!
. چرخه استعماری اگر درست بررسی شود اختاپوسیست که برای بقایش به همه ارگانهای متحجر دنیا چنگ انداخته و هر چند با استثمار بشر بنائی عظما پی افکنده اما متاسفانه خشتهایش از پوسیده ترین عناصر دورانست. خود دریابید این به چه معناست.
. حال در نظر بگیرید نیروهای دست اندر کار جهان را که با دو برآیند کلی، مایلند در جهات مخالف هم پیش روند. چاره کار چیست؟
. تغییرات ماهوی عناصر متحجر درون همه گروهها و جوامع به همان میزان مهمند که تغییرات ظاهری و ساختاری. و این نوع تغییر نیازمند همت صد چندان در روشنگری و شفاف سازی ماهیتهاست. (همراه با نقد صریح، غیر مغرضانه و بدون تبعیض!)
. خودکاوی و درون نگری از ابزار اولیه تکامل هر انسانیست. این در خصوص جوامع و ساختارها هم صادق است.
. باقی راه هر چه پیش رویم آشکارتر خواهد شد. لذا طرحریزی دقیق برای آینده بشر غیر ممکنست و بدون انعطاف و تاثیر پذیری این راه طبیعی طی نخواهد شد و دگر نامش تکامل طبیعی هم نخواهد بود. و تکامل خود ماهیتی طبیعیست. لذا تضادی آشکار بر سیر بشر تحمیل شده است که نمیتواند مثبت باشد.
. این خود اشاره به ایراد سیستم فعلی دارد. یعنی در "مسیر طبیعی تکامل" نیست. با این نگرش، ایراد و هم چاره کار شفافترست.
. و میرسیم به عامل اصلی غیر طبیعی شدن سیر بشری و آنهم چیزی نیست جز "تحمیل" در همه اشکالش. ایراد اصلی استعمار و استثمار و دلیل ارتجاعی بودن و عدم امکان تکاملش در همین نکته نهفته.
. نمیتوان با ابزاری مدرن، نیاتی ارتجاعی و تحمیلی و استثماری را برآورد و در عین حال حرکت پیشرونده و تکاملی داشت، و بالعکس. اینها بوضوح با هم در تضادست.
. ابزار تکامل طبیعی در طبیعت انسان و ماهیت جهان نهفته و در اختیار همگانست. اگر نیت تکامل راستین باشد، ابزارش بر همگان مشخص است.
. زرتشت مهمترین ابزار تکامل بشر را در یک کلام خلاصه کرده: نیکی! هرگاه پندار و گفتار و کردار بر برآیند نیکیها منطبق گردند، سوی حرکت تکاملیست طبیعی و بهره مند از بالاترین شتاب در پیشروی، چرا که با برآیندهای طبیعت و جهان همسوست!
. معیار و میزان درک نیکیها هم در خردست. و خرد مجموعه ای از دانش و بینش و وجدان.
. ایراد اساسی و چاره کار سیستم کنونی هم درینجا شفاف میشود که چیست. با حذف عامل وجدان از معدلات جهانی، طرحهای امروز و آینده از خرد هم بی بهره شده و از مسیر تکامل طبیعی به دور افتاده.
. پس معلوم شد پیش از همه روی کدام بخش می بایست کاری اساسی صورت گیرد: وجدان!!
* * * *
انسان را فراموش کرده اید
بشریت همواره به سیر تکاملی در مسیری طبیعی ادامه میدهد، مگر اینکه نیروهائی در جهاتی دیگر بدان "تحمیل" گردد.
. پس چاره کار حذف "ابزار تحمیل" است.
در نقدی منصفانه از خود سیستم غرب اذعان خواهد داشت که ابزار تحمیل را در تاریخ معاصر بیش از همه فراهم آورده. اگر نیت خیر دارند در جهت حذف این ابزار و هرگونه تحمیل بر کل بشر از کودک تا سالمند و همه جوامع و اقشار بکوشند.
. خواهید دید مناسبات سیستمی نوین می باید بر پایه "عدم تحمیل و استثمار" طرح و بنیان شود. سیستم کنونی پاسخگو و تکاملی نیست. سود محورست و آنهم تنها سود گروهی اندک به زیان کل بشر و آینده همگان.
. آیا این سودها هر چند کلان، ارزشی معادل بهروزی و آینده بشریت دارند؟ خیر.
. بنیان سیستم نوین اگر بر پایه ارزشهای راستین و والاتری باشد تکاملیست. تشخیص هم با خرد و وجدان نیکان است. خردمند بی وجدان بی معناست. همچنان که سیستم تکاملی بی وجدان بی معناست. شاید عاقلانه باشد اما خردمندانه نیست.
. تا آنزمان اگر اشکال اقتصادی بیشتری پیش آمد، اجازه دهید جوامع خودکفاتری فرم یابند و از داد و ستد و راهکارهای دیگری بهره گیرند.
. زمین هر آنچه مورد نیاز بشرست فراهم آورده، این سیستم استثماریست که همه نعمتهای زمین را برای خود ظبط و از دسترس بشر خارج کرده.
. چرا نمیتوان جوامعی داشت که همگان در تولید سهیم و به همان میزان از نیازمندیهای اولیه اقلا بهره مند باشند؟ این به ضرر کیست؟ می بینید که راه زندگانی طبیعی بشریت را همین سیستم کنونیست که سد کرده. خودتان هم خوب میدانید اکثر معظلات بشر ریشه در استعمار اروپا و سیستم استثماری غرب دارد.
. بیاد بیاورید و اذعان کنید دانش غرب هم بر پیش زمینه دانسته ها و مکاشفات سایر نقاط زمین بنا شده. خودکامگی خود را به نقد بکشید، اگر براستی خواهان تکاملید. وگرنه در چرخه باطل گیر خواهید کرد و بشریت را هم با خود به تباهی می کشانید. همه آن پول و سرمایه و دانش هم آنزمان دگر به نجات نخواهد آمد.
. انصاف دهید! این سیستم اصلا برای انسان ها تنظیم نشده. انسان را فراموش کرده اید؟!
پس برای که و چه طراحی کرده بودید؟ عمق حمق سیستم برای همگان بس شفاف شده الا خودتان طراحان و مجریان اصلی.
. با آنهمه مدرکهای آنچنانی از بهترین دانشگاهها، چگونه است که هر بار فراموش میکنید انسان نه حیوانست و نه روبات؟ مگر خود انسان نیستید؟!
* * * *