.
آمریکای سرمایه داری - سوسیالیستی:
بنظر میرسد راه بهتری برای برون رفت از بحران سرمایه داری،
از حرکت بسوی سرمایه داری سوسیالیستی، فعلأ در افق نیست.
آنچه در افق است بحران است و طغیان!
آمریکا هم اگر آمریکای "طبقه یک و دو درصدی" باقی بماند، پس از بحران، سهمش را از طغیانها هم دریافت خواهد داشت و مستثنی نخواهد بود.
دورانی فرا روست که دگر هیچ میزان پول و سرمایه یا همان کاغذ پاره یا گلوله و خمپاره و بمب، چاره بحرانهایش نیست؛ بلکه تنها به بحرانهای بیشتری دامن خواهد زد.
چاره بحران امروز جهانی همانند دیروز و فرداها تنها سیستمی بر مبنای وجدان انسانی و همسو با خردست که این تنها متضمن وسیعترین دیدگاه روشن پیش روی بشرست.
سیستم سودمحور بی وجدان کنونی
طبیعتأ از محدودیت بینش و عدم بهره گیری از خرد رنج میبرد و از همین روست که بحران آفرین شده و تا هست در بحرانهای خودآفریده بیشتر گیر میکند و سرانجامش در صورت عدم نیت و توانائی تغییر بنیادین بسیار روشن است که فروپاشی کامل خواه ناخواهست.
فروپاشی سیستم کنونی خبر خوشی نه برای راس هرم قدرت و ثروتست و نه برای بشر!
تغییر بنیادین از این روست که می باید با نهایت همت و قدرت در بسیاری از زمینه ها بطور موازی و در گستره جهانی از سوی همگان پیگیری و اجرا شود.
به سود خود سیستم است که خود پیشآهنگ تغییر شود!
به سود راس هرم نیست که بیش از این چوب لاب چرخهای تغییر بگذارد.
به سود هیچکس نیست، که به هرگونه نیروی مخالف و ارتجاعی حتی گامی و لحظه ای اجازه به عقب کشاندن این حرکت لازم و پیشرو داده شود.
(چه این نیروهای ارتجاعی در درون لایه های قدرت خود آمریکا باشند و چه سایر قدرتمداران و سرمایه داران کلان غرب و شرق و بانکها.)
شروع تغییر با تغییر قوانین بازی ممکن میشود!
همانطور که هم اینک سرمایه ها میدانند در داخل چه سیستم و با چه قوانینی قادرند بازی کنند و فراتر از آن بازی غیر-قانونی خواهد بود؛ به همان ترتیب در سیستم نوین هم همگان ملزمند در چارچوب قوانین جدید, سرمایه گذاری و بازی کنند! به همین سادگیست.
همه آنها هم که اعتراضی دارند و تصور میکنند سودشان کاسته شده یا نمیخواهند شرکت کنند و یا چوب لای چرخ تصویب طرحها و قوانین و پیشروی, یعنی برون رفت از بحران جهانی می اندازند، نامشان بعنوان خاطی و ارتجاعی و ضدترقی و ... مطرح میشود و در نهایت در می یابند که از قافله پیشروی جهانی جا خواهند ماند، یا توجیه میشوند که ماندن درین باتلاق معادل سود منفیست!
... و یا با شنیدن صدای گامهای مردمان خشمگین در خیابانهای آمریکا از خواب خرگوشی بیدار خواهند شد.
تنها مشکل اساسی بشر درین تغییر بسوی دورانی نوین کارتلهای انرژی و سلاحند، که می باید هر چه زودتر افسارشان از طریق ناتو، از دست کارتلها در آید و به دست دولتها بازگردد. یعنی راههای نفوذی و سوراخهایشان لازمست مسدود شود!
* * *
امروزه بر کسی پوشیده نیست که گسترش نظامهای خودکامه فاشیستی و تروریسم در جهان بدون اینگونه سوراخها در ناتو و نفوذ کارتلهای انرژی و سلاح در همه لایه های قدرت سیاسی-اقتصادی-نظامی ممکن نمیبود!
این نفوذ و فجایع می باید هر چه سریعتر ناممکن گردد، اگر قرارست بشریت از بحران جهانی سیستم سرمایه داری برهد.
وگرنه که همه بنشینید و آبجو بنوشید و آماده قربانی کردن فرزندان و نوادگانتان به پای همین سیستم در حال فروپاشی باشید! اگر اینطور می پسندید.
مطمئن باشید در این یکی فاجعه نوادگان راس هرم هم با ما و شما هم سرنوشت خواهند بود و آنانرا نیز از گزند رهائی نیست.
مگر اینکه قدرت را از دست پدران دایناسور خویش بگیرند و به جبهه ارتجاع پشت کرده و آماده پیشروی بسوی آینده ای روشنتر برای همگان باشند.
خانواه بشر چشم به راه تصمیمات تاریخساز شماست.