انگاری سرانجام
همان که روزی برخی پرولتاریا می خواندند
اما امروز همانها دشمن خونینش شده اند
و حتی یارای به زبان آوردن پرولتاریا را هم ندارند
در ایران به قدرت رسیده!
آیا اینچنین نیست؟!
* * *
لمپنش می نامی!! اما
براستی پرولتاریا کیست؟
پرولتاریا اوست
که به یمن دور ماندن از قدرت و ثروت
از همه صفات زشت وابسته هم دور مانده!
منجمله همان با پنبه سر دوستان دیرینه بریدن
زین روست که پرولتاریا وفادارترینهاست!
دروغگو نیست! چاخان شاید
آنچه میگوید باور دارد!
آنچه باور دارد براحتی بر زبان میراند
در عین حال نظراتش انعطاف پذیرست.
پرولتاریا نقد پذیرست
برخلاف مدعیان روشنفکری!
اهل تحمیل یک دیدگاه شخصی مطلقه نیست
اهل تعامل و مداراست...
مگر اینکه ثابت شود طرف فتنه گرست
و خنجر از پشت بسته!
در عشق و دوستی پایدارترینهاست
آنکه در جوامع مردسالار هم
تا آخرین روزهای عمر عاشقانه
دست بر گردن یار دیرینه انداخته
یا افسار خشم در برابر یار از کف نداده
به احتمال قریب به یقین پرولتاریاست!
آنکه در جبهه های نبرد
بیشترین از خودگذشتگیها را نشان داده
آنهم نه در برابر دوربینها،
پرولتاریاست!
خواستگاه رستمها و آرشها
فرهادها و هم کاوه ها
که یک تار مویشان شرف دارد به
هزاران مدعیان ادب و سیاست
* * *
بنظر میرسد تاریخ ما ایرانیان
بار دیگر به دست همین پرولتاریا
رقم خواهد خورد
و چه بهتر!
از نشستن بر در ارباب بی مروت دنیا
و جای بسی تعجب
که مدعیان حمایت از پرولتاریا
در برابرش خنجر از پشت و رو بسته اند.
* * *
به که از آنان نپرسم
مرحله پس از "دیکتاتوری پرولتاریا" چیست؟
چپ چهار- پنج بعدی کمیابست
پرولتاریا کمتر از اینها نشخوار میکند!
از همان شاهنامه خودمان میپرسم
از رستمهایمان و از کاوه های خودمان
روسیه روسیه است، ایران ایران!
پرولتاریای ما هم ایرانیست
نه روسی نه عربی نه غیره
نوابغ ما ایرانیها هم
اغلب از میان همین پرولتاریا برخاستند
قهرمانان تاریخسازمان هم!
به پرولتاریای ایرانی نتازید
پرولتاریا ساده و بی قلع و غش هست
اما لمپن نیست!
خودتان هم خوب میدانید:
لمپنها عمال اهالی قدرت و ثروت و خرافه اند!
لمپنها عوامل مسخ و سلطه بر پرولتاریا بودند
برای این خیانت قرون تقاص پس خواهند داد.
* * *
پرولتاریای ایران
شفافترینهای تاریخسازست!
حیف
ما و شما هر یک به دلایل و درجاتی
به رنگ شفافیت و خلوص کور رنگیم!
و شیشه خرده های رنگین را
از آئینه تمام نما دوست تر میداریم
همچون کودکان بازیگوش بی مسئولیت!!
آنکه همواره مسئولیت پذیر بوده؟
پرولتاریاست.
* * *
براستی بدون او ما چه خواهیم بود؟!
مشتی گرسنه خیال پرداز فخر فروش حراف!!
چه احمقانه بر پرولتاریا فخر میفروشیم!
ما مشتی گمگشته مالیخولیائی عقده ای دیپرس
او همه مظهر بودن!
بودن درین لحظه! اکنون! اینجا!
ما همه عمر در سرابی بدنبال اوهامی دوان!
دریغ از لحظه ای تامل
تکیه بر درختی کهن با نی! سرودی عاشقانه
تنفس هوای تازه! لمس خوشه های گندم
...
زنده اوست!!!
ما مومیائیان تاریخیم
مسخ مائیم!!
گمگشته مائیم
حیران در سراب وهم ما
* * *
زمان اینزمان
به همت او رقم خواهد خورد
و تاریخ به فرمان او ورق!
خواهی بپذیر
نتوانی گریبان بدر
همینست که هست...
جبری که خود بر خویش هموار کرده ای
ما بر خلاف هستی رفته ایم نه او
زین رو هستی اینک با اوست!
* * * * *