آنچه نبايد آزاد باشد "استثمار مقدس" است.
* * *
امروزه وقتی بسیاری از مردمان میگویند Spiritual هستیم، منظورشان از این واژه اینست که پیرو بی چون و چرای هیچ ارگان مذهبی نیستیم یا نمی خواهیم باشیم.
بدین معنی که:
ترجیح میدهند مقلدان کور نباشند یا اعتمادشان از دکانداران دین سلب شده!
این عکس العمل جمعیت کثیری از مردمان دنیای مدرن است در برابر پدیده ای بنام "دین" که همیشه بهترین ابزار مسخ و سلطه و استثمار چند جانبه با ماهیتی استعماری بوده است.
در دنیای "پسا-استعمار" امروز، قانع کردن مردمان به ادامه بردگانی ارگانهای دینفروش و استثمار مقدس دشوارتر شده!
مقایسه ماهیت این "ارگانهای استثمار مقدس" با استعمار
'Colonialism' شباهتهای وحشتناکی را آشکار میسازد!
(از ریا و مکر و مسخ و تحمیل سلطه و بردگانی تا شکنجه و کشتار و نسل کشیها برای غارت و چپاول و اشغال کشورها و اسارت ملل و ...)
این همانیها با کندوکاو شفافتر میشوند!
تا جائیکه در "ضمیر ناخودآگاه" بشر مدرن تاثیر گذاشته و به وجدانها تلنگر میزند.
'وجدان' مردمانست که اجازه نمیدهد بگویند:
من دنباله روی همان ارگانهای تحمیل بردگانی مقدس و جنونزا و تفرقه افکن و جنگ افروز و کشتارگر و سود گرای متکبر و خودمحور و دگر آزار و ... هستم!!
روشنست که مردمان از ماهیت شوم ارگانهای دینفروش با خبرند، حتی اگر در ضمیر ناخودآگاهشان.
بسیارانی از این "استثمار مقدس" بیزار شده اند.
اما قادر به تحلیل "روح" انسان و جهان و رسیدن به پاسخی اغنائی نیستند و لذا میگویند Spiritual هستیم.
بدین ترتیب منظور مردمان از این Spirituality مدرن اینست که نوعی جنبه و ماهیت "روحانی" برای انسان و جهان قائلیم. اما هنوز دقیق نمیدانیم این به چه شکل و مفهوم است!
بسیاری در تکاپو و موشکافیند تا این جنبه روحانی را بهتر بشناسند و درک کنند. بسیارانی هم به همان درک گنگ و کلی در ضمیر ناخودآگاهشان اکتفا میکنند و مفهومش خیلی هم برایشان مهم نیست.
بر این توضیحات نکاتی را میتوان افزود که شاید بتواند ماهیت این "روحانیت انسان و جهان" را از دیدگاهی مدرن توضیح دهد:
1. Spirit لزومأ مفهومی "ماورالطبیعی" نیست!
گستره علوم مدرن امروزه به حد و ظرفیتی رسیده است که بتواند بسیاری مفاهیم "ماوراء الطبیعه" را در برگیرد و برایشان توضیح علمی بیابد.
2. هر آن پدیده ای که به یاری علوم قابل توجیه باشد پدیده ایست "طبیعی" و نه در ماوراء.
3. برای مثال:
- نیروی جاذبه از زمانیکه با علم شناخته و توجیه شده نیروئیست طبیعی.
- همچنان علم وجود میدان الکترومگنتیک را دور موجودات شناخته است و پس آنهم پدیده ای طبیعیست و نه ماورائی!
- Psyche:
علم سالیانیست که پدیده ای بنام "روان" انسان را تحت بررسی دارد و آنهم بعنوان پدیده ای طبیعی پذیرفته شده!
- Conscience, Conscious, Sub-Conscious
+ Universal Consciousness
همچنین است "ضمیر ناخودآگاه و خودآگاه انسان و جهان" و ارتباطشان!
-در پاسخ به "از کجا و به کجائیم؟":
'قانون تبدیل ماده و انرژی' را داریم!
تحقیق روی تئوری Big Bang هم که ادامه دارد و اینک در آستانه رسیدن به پاسخ "منشاء اولیه" کائنات!
- علوم سالیان طولانیست که وارد حیطه "ماوراء الطبیعه" شده! و در حال شناخت آن و تبدیلش به "طبیعه" است!!
* * *
شاید بیشتر قطعات این "پازل روحانی" Spiritual Puzzle هم اینک در دسترس علم باشد و تنها در انتظار نوابغی که آنانرا درست در کنار هم بچینند و به ماهیت "روح" انسان و جهان و ارتباطات و کارکردهایشان پی برند.
آنگاه پدیده های Spiritual قابل بهره برداری بهتر انسانها هم خواهند بود! و دگر ابزاری ناشناخته و توهمزا در دست دکانداران دین برای بردگانی و استثمار مقدس نخواهد بود.
این نه به معنای پایان همه باورهای دیگرست، که امیدست پایانی بر "فرقه های استعماری-استثماری مقدس مآب" باشد.
آن فرقه های ستمگر از همین نگرانند!
چون بدنبال سود و سلطه خویشند و نه بدنبال حقیقت انسان و هستی!! وگر نه دلیلی برای نگرانی نیست.
* * *
شناخت جهان و پایان انواع انحصار و استثمار خواست امروز و مسیر فردای بشرست. این مسیر سرانجام طی خواهد شد و به هدف میرسد.
*
هرآنکه از این سیر تکاملی دل نگرانست
دلش با خانواده بشر نیست؛ با دگرانست!