نکند اشتباه از ماهاست و مردم در ایران خیلی هم از این حکومت خوششان می آید و میخواهند که بماند و هیچ مشکلات آنچنانی هم که ما "اپوزسیون" ادعا میکنیم با سیستم بنیادگرای بنظر ما غیر انسانی و ضدایرانی حاکم ندارند؟
نکند بیشتر این اخبار بد قلابیست یا بزرگنمائی!
اصلا شاید این هیاهوی کارتلهاست که این حکومت را بد جلوه میدهد!!
شاید حاکمیت راست گفته تا کنون و در ایران نه خیانتیست و نه جنایت و نه بی عدالتیهای آنچنانی و ظلم یا رفتار تحقیر آمیز یا خشونت آمیز با مردم و همه اینها خبرسازی و غلو است یا صحنه سازی مافیاهاست برای "تشویش اذهان عمومی"!
نکند این بنده خدا خامنه ای و آخوندها و بازاریها و سران سپاه و خلاصه "خودیهای نظام" راست میگفتند همه این سالیان!
ما بودیم که فریب خوردیم و "دشمنان" را باور کرده و ره به خطا بردیم؟ باورمان شد ملت تحت ظلم و ستم و استبداد و استثمار و غارت و سرکوب و فشار و خفقان و سانسورست!
همه خوب و خوشند و نسبتأ راضی از همین اوضاع؟!
بنظرم احتمالش زیادست که ما به خطا میرویم...
چون اگر نصف این خبرها هم راست باشد و اوضاع تا این حد بد و وخیم باشد، هیچ ملتی مرض ندارد که بیخودی اینهمه ظلم را تحمل کند و اصلا تحمل اینکه ما میشنویم و میخوانیم اصولا از توان بشر خارجست!!
اگر راست بود اینهمه ظلم و ستم و جنایت...
هیچ ملتی تاب نمی آورد و تا بحال مردم میلیونی به خیابانها ریخته بودند یا بطور سراسری در خانه مانده بودند تا اقلا حاکمان بفهمند و دنیا هم بفهمد که راضی نیستند!
اگر چنین نمی کنند خب لابد راضیند!
چه مرضیست ما اصرار کنیم که راضی نیستند؟
مگر آن هفتاد میلیون گوسپندند یا آدم!!
اگر مردم ایران راضیند،
اصلا به ما چه که دایه مهربانتر از مادر شده ایم؟!
هفتاد میلیون نفر دارند در مملکت تحت همین شرایطی که ما خیال میکنیم "بحرانی" و "افتضاح" است زندگی میکنند و هیچ هرگز اعتصاب میلیونی هم نمیشود و در همه شهرها هرگز میلیونی هم به خیابان نریخته اند.
کدام عقل سلیمی باور میکند و با کدام منطقی قابل استدلال است که این ملت این حکومت را نمی خواهند؟
بنظر میرسد میخواهند!
و خوشند با همین ارتجاع و افتضاح!!
این نشانه ایست از رضایت.
به دنیا نشان میدهد و ثابت میکند که اوضاع ایران و شرایط مردم خیلی باید خوب باشد که ایرانیها حتی به قدر مردمان اروپا و آمریکا و سایر کشورها هم معترض نیستند!
چون این روزها و ماهها در بیشتر نقاط دنیا اعتصابات برگزار میشود و مردم هر هفته در سراسر دنیا تجمعات گسترده کارگری و دانشجوئی و تظاهراتی دارند و مطالباتشان را مدام دارند در همه جا مطرح میکنند.
مردم دنیا همه مطالباتی دارند.
تنها در ایران و عربستان است که کسی مطالبه ای ندارد!
یعنی مردم ایران و عربستان جزو راضیترینهای دنیا هستند!
آنوقت ما را باش چقدر خودمان را الکی برای این ملت به این خوشبختی و راضیترینهای عالم زجر داده ایم و رنج بیهوده برده ایم!!
امیدارم همینطور باشد و حکومت جمهوری اسلامی و بازاریان و رهبر و موتلفه خیلی اسلامی و اینها راست بگویند.
مدعی تدین همینهایند؛ خب لابد راست میگویند!
متدین که دروغ نمیگوید و ریا نمیکند. مگر نه؟
چه میدانیم...
بلکه هم راست بگویند که فقط کافیست این تحریمها برداشته شود و مثلا جنابان رضائی یا عسگراولادی تدارکچی ولی مطلقه بشوند...دیگر همه چیز عالی و جای ماها خالی...!
ایرانیها میشوند خوشبخترین ملت دنیا.
یعنی تنها چیزی که لازم داریم همین یک فروند تدارکچی گوش به فرمان بت اعظم یعنی چیز است.
خب چی از این بهتر؟!!
ما که از خدایمان است روزی برخیزیم و ببینیم این ظلم و جنایات و کشتار و شکنجه و غارت و تاراج ایران و اقوام و کل مظالم این حکومت و خودیهایش همه خواب و هذیانی بیش نبوده و حقیقت ندارد!
تا...زه
آزادی که زوری نیست!
بیشتر مردان ایران نمیخواهند ما حقوق بشر داشته باشیم!
چه کنیم؟ زور چپان کنیم حقوق بشر را به اینها؟
حقوق بشرست آقا جان، اسلام ناب که نیست!
پدران ما اکثرشان خیلی هم خوشحال شدند
از شنیدن شعار "یا روسری، یا توسری"!!
ما دخترانشان را حتی با مدارک عالیه
داخل آدم حساب نمیکنند...
چه رسد به ضعیفه های کتک خورشان!
چکارشان کنیم؟
به هر راه رفته ایم عوض شدنی نیستند!
مغز بیشترشان در چهل-پنجاه سال پیش فریز شده.
ضد-فرهنگ رایج یا بقولی گفتمان غالب در ایران
هنوز گفتمان "دیکتاتوری نامردسالاری ارتجاعی" است.
راهی هم برای تغییرش در کوتاه مدت نیست.
بقول معروف: گشتیم نبود... نگردید نیست!
مگر به شکنجه از این نامردان اعتراف بگیرید
که "خسته شدم دیگه نمیخوام نامردسالار باشم"!
زور که نیست. هست؟
............کوش؟!
ما هم چاره ای جز سوختن و ساختن به پای آنان و میهن گرفتار در چنگال ارتجاع نداریم.
چاره درد ما "بردگان ارتجاع غالب"
یا مرگست و یا فرار از ایران و فرار از نامردان سالاران و فرار از خانواده و حتی فرار از خود و فرار از خاطرات رنج آور و فرار و فرار و فرار...
همه مدام در حال فراریم! نیستیم؟
فراری کی مبارزست؟!
چه ادعای بیهوده ای.
هرگاه دگر فرار نکردیم آنروز مبارزیم!!
آنروز جانانه ایستاده ایم!
با خویشتن خویش رو برو شده ایم!
چشم در چشم آئینه و حقیقت و واقعیت دوخته ایم!
تا آنروز...
هم حاکمان در حال فرار از واقعیتند و هم ملت!
هَمَـه با هم
در سراب توهمات خویش سرگردان
یا غرق در رویاهای دور دستهای دور.
دنیا را آنهائی درین لحظه شکل میدهند
که در همین لحظه بیدارند و حیّ و حاضر!
اینان در هر لحظه نو میشوند!
و جهان در هر لحظه نو میشود!
وگر پنجاه سال همانیم که بودیم
بیهوده خود را آزادیخواه میپنداشتیم
تصویر درستی از خود یا رهائی نداشتیم
نیازمند آئینه بودیم نه آزادی.
رهائی خاصیت حقیقت است
درک حقیقت رهائیبخش است
من اگر واقعیت خویش را درک نتوانم
حقیقت را چگونه درک توانم کرد؟!
*
اما در همان حال ما هر یک و همگان هم اینک و همواره شایان احترام و کرامت و حقوق انسانی برابر هستیم.
بسیار بیش از این و آن هم شایسته و سزاوار ما انسانها و خانواده بشرست.
* * *
هیچ قوم و قبیله ای را بر دیگری برتری حقوقی نیست و نمی باید اجازه سلطه و استثمار سایرین را بیابد!
ما خانواده بشر میتوانیم و قادریم هم اینک و همزمان در سراسر زمین از اسارت "رسوبات استعمار" رها شویم و اجازه ادامه این استثمار را به آنان ندهیم!
اولین و بلندترین گام در راه رهائی و تکامل درک همین حقیقت است.