* هیچ در عالم غمگنانه تر از مرگ فرهنگها به زیر سم ستوران وحوش آدم نما نیست.
از آن غمگنانه تر مرگ فرهنگهاست به زیر چکمه های خونین استعمارگرانی که خود را برتر و متمدن میخوانند! و از آن غمگنانه تر استمرار همان بربریت ناب است در دورانی که پسا مدرنش خوانیم.
* تاسف بار تر از بربریتی که در پس پسا مدرنیزم پنهان شود چیست؟
تفاوت این بربریت و آن بربریت در چیست؟! آیا اگر بربریت با تکنولوژی پسا مدرن مجهز شود دگر بربریت نیست؟ اتفاقأ این یکی بربریت به توان سه و سی و سه و اینهاست. بسی غمگنانه تر و تاسف بارتر همین بازتعریف بربریت در پسا مدرنیزم است که بربریت کل تاریخ در برابرش رنگ میبازد.
براستی کلام و قلم از توصیف درجه و نهایت رذالت و تباهی
و جهالت نهفته در این بربریت پنهان در پس پرده های پسا مدرن قاصرست.
* هرگز هرگز هرگز در طول تاریخ بشر
چنین تنزلی به حذیذ ذلت و جهالت در اوج شکوفائی اندیشه های بشری نبوده
و این بربریت ناب تکنولوژیک پسا مدرن براستی که آخرین سنگر بربریت را فتح کرده!!
باید که به خود تبریک هم بگویند این وحوش مدرن!
* آخرین سنگر بربریت را در دوران پسا مدرن فتح کردند!!
چه عظمت عظمائی از این بالاتر.
فرزندان خلف آدمسوزان قرون وسطایند
استادان پشت پرده هیتلرها و قذافی ها
چرا که به خود نبالند.
* عنکبوتهای عظما!
جبهه ارتجاع عنکبوتی تشکیل دادند.
همه جور عظمائي دارند!
هر آنچه خلاقیت بشری را به دورش تار میتنند.
سرانجام پروژه اجداد عنکبوتیشان تکمیل شد:
سرانجام به دور زمین تار تنیده اند!!
حالا چه؟!
بس مفتخرند به این فتح الفتوح در دو بعد و نیم!
* * * * * * * *
* *
وه چه دژها ساختی! ارتجاع
تا شوی سـد راه آینـدگان!
هر یکی را زمـان ضمانت کرد
که فروپاشند به گاه آیندگان
هر دژت زندان و بنـد خـودت
خود به بند کشی! نه آیندگان
*
تار عنکبوتی در انتـظار طوفان
نـرهـی از طنیـن آه آینـدگان
عنکبوتی در دو بعد و نیم حیران
کی رسی به گـرد پای آیندگان
*
خوش بیارام در جمـادی دنیات
که بخواب هم نبینی دنیای آیندگان
مر به اوهـام توانی باز داشت
مطلع صبــح دلگشـای آینـدگان
*
بس بچرخید زمـانه و نچرخیدی
هان نظاره کن: سمـاع آیندگان!
* * * * * * *