تو که در تار و پود هستی پنهاني
مپسند بر ما زمینیان! مپسند:
که در بند جور و جنگ در مانیم!
* * *
نه که بوسه زنیم ما هر بار
بر آلات قلاته پیام آوران صلح!
نه که مصلوب بمانیم بیش از این
بر صلیب برده داران "مقدس" اعصار!
نه که با صلیبی به گردن برده وار
برویم به جنگ خویشتن به قتل عام عشق!
*
نه که بس مفت خر باشیم
به حیاتی اینچنین مادون وحش!
که نه شایسته انسان است٬ نه مایه فخر
آنچه پیروان ادیان با بشر کردند!
اینچنین ننگ بر پیام آورانت مپسند!
* * *
مپسند قاتلان را بیش از این سالار!
و نه کشتار دیگری چون ویتنام و کامبوج!
و نه تخریب دیگری چو افغانستان و عراق!
و نه دیگر هیچ سلاح اتمی!
*
مپسند بر ما زمینیان, مپسند
که به خونخواهی بشر برآشوبیم
و تو هم جاهلان را نهیبی زن!
و به خونخواهی بشر
... برخیز!!
* * * * *
.
نه که نتوانیم دگر ببخشائیم
.
.
.