semi philosophical
~political satire~

no mo' ho'ly and mo'dern slavery!
please

۹.۳.۹۰

Occult: "آنچه مسیحا میکرد!"

.
بشر همواره به دنبال کشف رازهای هستی بوده.
تاریخ گواه این حقیقت تلخ است که کلیسا برای حفظ قدرت و ثروت و نفوذ و کنترل خویش نه تنها همه کتابها و دانسته های بشر تا آنزمان را در انحصار خود گرفت و از دسترس عموم خارج کرد، که حتی اجازه تحقیقات و کشفیات بیشتر هستی را نمی داد! این کم شناعت و دناعت و جنایتی نیست. در کنار این تحمیل تحمیق و برده داری و استثمار مقدس بسیار کشتار هم کردند و بسیار مردان و بخصوص زنان را زنده به آتش کشیدند که خود گواه دست داشتن پسمانده های همینان در جنایت هولوکاست است.

- اینطور که پیداست:

* کلیسا از اینکه بشر بدنبال علم و تحقیق در مورد ناشناخته ها رفته و بار دیگر علوم و اکتشافات و "خلاقیت بشر" رو به اوجگیری و نفوذ نحس اهالی طویله واتیکان رو به زوال است بس غضبناک شده و در پی انتقام و بدنام کردن علم و دانش بود.
هولوکاست در واقع نهایت انتقام کلیسای تحجرگرا و اهالی طویله دین از داروینیستها و اهالی علم و اکتشاف بود. 

هیاهوی "جن" از طویله آیت الارتجاعهای قم یادآور هیاهوی هم آخورهایشان در قرون وسطی و قتل عام آزاد اندیشان اروپا به بهانه جادوگریست.

جالب است بدانید آخوندهائی که با فروش مسیح به قدرت و مکنت و کنترل بر اروپا رسیده بودند اما هرگز قادر به شفای یک سرماخوردگی هم نشدند، درست مثل ابلیسان خبیثه همزادشان در ایران از تخریب و آتش زدن مدارس و مکانهای کسب دانش شروع کردند.

انگار همین اراذل و اوباش گوش بفرمان اهالی طویله قم بودند که پریروز تاریخ به دستور آیت الابلیسهای آنزمان به مدرسه علوم سقراط یورش می بردند و آنرا تخریب کردند و سقراط را بسوی دهکده ها فراری دادند...

تا انسان قدمی به هستی نزدیکتر نشود!
و بجای شناخت "خدا" و برقراری ارتباط با هستی، در دام سیستم استثمار مقدس آخوندی زندانی و برده بماند.

* ادیان همه ابزاری شده اند برای استمرار همین سیستم برده داری نامقدس.
(کلمه "دین /Din " در دیاگرام های کابالائی بمعنای "قدرت" است.)
آخوندهای همه ادیان هنوز هم علم و دانش و شناخت هستی را "دشمن" فرمانروائی نامحسوس خویش بر جوامع و زمین می دانند.

وقتی میگویند "دشمن" منظورشان  "انسان" است!
منظورشان انسان آگاه و عارف به خویش و هستی است.

دشمن خدافروشهای قدرتمدار اهل تحمیل و سلطه به غیر از انسان عارف راستین، انسان کامل حکیم یعنی انسان انقلابی راستین نیست. چون اگر انسانها به درجه بالاتری از شناخت خویش و هستی برسند دگر اراذل و اوباش و گوسفند و بزغاله و غلامان حلقه بگوش خوبی برای آخوندهای اهل طویله تحجر و استثمار مقدس نخواهند بود.
اشرف مخلوقات خواهند بود و سرور عالم نه برده و بنده و عبد و عبید و خوار و ذلیل و همواره نالان پای منبر و توسری خور و خراجگزار و فرمانبر و خاک بر سر.

برده جان! در انتظار کدام ناجی هستی؟!
هیچکس قادر نیست بی اذن و انتخاب خودت زنجیر و یوغ بردگانی آخوندهای خدافروش را از گردنت باز کند.
خاک بر سری بس است. 
ای یهودی, ای مسیحی, ای مسلمان,  پایان استثمار مقدس فرارسیده!
بندهای نامرئی را بیاب و بگشا! رها شو. همین. بهمین سادگیست.

بزرگترین وحشت خدافروشان
یعنی آخوندهای "یهودی و مسیحی و مسلمان"
و امپراطوری نامرئیشان این است که روزی "دیگران...!" هم بکنند آنچه مسیحا میکرد.
برای همین جلوی شناخت بهتر ارتباط میان انسان و هستی را قرنهاست دارند به هزار فتنه سد میکنند.
چون این بمعنای پایان "دکان دین!" است.
.

به امید چنان پایان خوش و رهائی بشر. 
.

فیض روح القدس ار باز مدد فرماید  (شناخت و بيداري بشر)
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد
* * * *
. > علم و 'ماوراءالطبیعه'
> مستند: دشمنی تاريخي خدافروشان با دانش و بینش
Secrets of the Occult - The Magicians part 2/5

(کلمه جن/ jin: بمعناي پنهان و ناشناخته, معادل Occult است.)
!...Jini, Genius, Enginuity, Engine, Engineer, Geneology, Genes...

ارتجاع هزار چهره

نظریه پردازی کردن در خصوص اینکه مشتی روانپریش محصولات درجه یک مغزشوئی ادیان هنوز معادلات جهانی را در راس هرم یا بقولی در ورای راس هرم بسوی ارتجاع به پیش یا به پس میبرند، و اینکه احتمال بدهیم اینان پسمانده های قرون وسطی هستند و امپراطوری عثمانی که بیشتر جنگهای بزرگ تاریخ را دامن زده اند و به احتمالی همین گروه در پس جنگهای جهانی بوده و مشغول طراحی آرماگدون یعنی جنگ نهائی برای تکمیل سلطه شان بر زمین هستند, نظریه ای ضد-یهود یا ضد-مسلمانان نیست! چرا که یهود و مسلمان و همه ملتها قربانیان "آرماگدون" یا جنگ جهانی بعدی خواهند بود!

یعنی بواقع امروز تحقیقات در خصوص ماهیت "راس هرم قدرت" و رسیدن به حقایق پشت پرده و هشدارها لازمه نجات خانواده بشرست.

خواهشمندم اینرا به حساب راسیسم نگذارید و مرعوب اتهامات دیوانگان خشک مذهبی راس هرم هم نشوید و سعی کنید هر چه زودتر حقایق "جبهه ارتجاع هزار چهره" شفاف شود. راهی جز این نداریم! اگر از ترس ضد-یهودی خواهنده شدن خفقان بگیریم، دیوانگان راس هرم به نام "یهود" جنگ جهانی بپا میکنند که یهود و مسیحی و مسلمان بهمراه سایرین در آتش آن خواهند سوخت. آیا همین را میخواهید؟!

هزارن سال آئینهای مسخ و جنون خون و استثمار مقدس بنام خدایان از موبدان و مغها و آخوندهای مسلط بر قبایل جانوران مخوف روانپریش سادو-مازوخیستی فاسد رذل و مردم آزار و خونآشامان سیری ناپذیری ساخته که درک این مطلب و ماهیت مخوف این جبهه ارتجاعی راس هرم چندان هم دشوار نیست.

اگر این دیوانگان مدعی یهودیت یا مسحیت یا مسلمانی شدند و مثل خامنه ای میگویند از طرف خدا ماموریت دارند که قوم برگزیده شده اند تا آرماگدون براه بیندازند و زمینیان را در سلطه اسارت استثمار مقدس هزاره ها یکجا به زنجیر بکشانند، آیا بنظر شما بشریت باید از ترس اینکه ضد-یهودی خوانده شود بنشیند و خفقان بگیرد و یا با این طرح ددمنشانه همراه شود و بگوید به به عجب فکر سادومازوخیسمی جالبی؟!

اینها بعد هزاران سال مسخ و جنون دیوانه های خطرناکی شده اند که می باید بلافاصله تحت درمان قرار گیرند. درمان دیوانگان راس هرم آیا ضد-یهودی بودن است؟ خود یهودیان هم از اینکه مشتی سادیسمی مالیخولیائی بنامشان جنگ جهانی دیگری ترتیب دهند از اینها بیزار و خواهان صلحند. ما هم با اکثریت یهودیان موافقیم که جنگ افروزی بس است! معتقدیم استفاده ابزاری از ادیان هم بس است!

باید نامی باشد که قوم یهود را از دینشان متمایز بنامد تا بتوان تحلیل کرد که چگونه آخوندهای قبایل با سو استفاده از این هر سه دین یهودیت و مسیحیت و اسلام تنها بدنبال بسط سلطه و "استثمار مقدس" بوده اند و این ربطی به ما اقوام و قبائل و ملتها ندارد و گناه ما نیست چون ماها همگی مورد استثمار این اقلیت کاهنان و جادوگران و آخوندهای قبایل بوده ایم!
البته احتمال دارد اجداد خود من یا بسیاری از ماها هم در میان آن جادوگران قبایل مشغول استثمار مقدس بوده باشند اما این دلیل خوبی نیست که امروز ما نوادگان از حقوق بشر و برابر انسانها و کرامت انسان دفاع نکنیم!

در ضمن در خاورمیانه جداسازی ژن یهودی از سایرین غیرممکنست و اکثریت جمعیت بعد هزاران سال در هم ادغام شده و همه اجدادی مشترک داریم.
شاید موبورهای اروپا نسبت به همه ما خاورمیانه اینها احساس برتری کنند و افکار راسیستی بپرورند و آنرا به برخی خاورمیانه ایها منتقل کنند اما ماها باید در مقابل بسوی سیاست همزیستی مسالمت آمیز اقوام و قبائل خاورمیانه پیش رویم.

انگ راسیست لایق همان ارتجاعیون راس هرمست نه ما.
همانانکه پسمانده های جادوگران قبایلند!
همانانکه امپراطوریهای جادوگری-خرافی برپا داشته بودند.

اگر بگوئیم اینان همان رسوبات قرون وسطی هستند گزاف نگفته ایم.
اگر نظریه پردازی کنیم که همین پسمانده های جادوگران خدافروش قبایل و مسخ شدگان جنونزده سادیسمی اهل آزار و استثمار بشر در ورای راس هرم بدنبال آرماگدون و نسل کشی و سلطه ابدی خویشند این نه دال بر ضد-یهودی بودن، که افشای ماهیت ضدبشری گروهیست که هزاران سال یهودیان را بهمراه سایر اقوام و قبایل تحت مسخ و بندگی و استثمار مقدس نگاهداشته اند!

صد البته که نمیخواهند یهودیان هم مثل ما حقیقت پس پرده "جبهه ارتجاع هزار چهره" را بدانند.

جبهه ای از رسوبات خرافات و پسمانده های جادوگران خدافروش نفوذی در همه دربارها که تاریخسازان "استثمار مقدس" بوده اند و فارغ از تفاوتها هنوز هم در جهت استثمار بشریت اعمال نفوذ میکنند. این جبهه هنوز از مکانی ماورای راس هرم قدرت بر آن و سیاستهای جهانی و کارتلها و مافیاها نفوذی گسترده و مخرب دارد.

این گروه در طول تاریخ برای مقاصد سلطه جویانه اش به رنگ و لباس همه ادیان و ایسمها درآمده!
بنابرین جای تعجب نیست که اختاپوس ارتجاع ضدبشری هر بازوی مخربش را به نام دین و ایسم خاصی به صحنه بفرستد. "صهیونیسم" هم تنها یکی ازین بازوهاست که برای رد گم کردن از نام یهودیان سواستفاده کرده و لابد مایلست گناهانش را بنام قوم یهود بنویسد. همچنانکه بازوی دیگر همان جبهه ارتجاع بنام تروریستهای اسلامی وارد صحنه شده و یا بنام سپاه قدس مایلست گناهانش را بنام ما ایرانیان نبویسد. اینها همه بازوان یک اختاپوس واحدند. فلذا نامگذاری این جبهه واحد برای آزادیخواهان امروز ضروریست. نباید آنرا با نامهای انحرافی که خودش انتخاب میکند خواند.

این جادوگران همدست راس هرم هستند که میخواهند ما مدام "صهیونیسم" را بکوبیم تا قوم یهود سپر بلایشان شود! گناهان هم به گردن یهودیان بیگناه بیفتد. خود یهودیان می باید این فتنه راس هرم را خنثی میکردند.

وامداران "جادوگران اعصار" در راس هرم ابزار دیگری هم داشته اند: تحریف تاریخ!
با شناخت ماهیتشان میتوان دانست که تاریخ را تحریف میکرده اند.
آنگاه که روشن گردد استعمار اروپا با همه نسل کشیهای جهانی بواقع استمرار "سیستم آخوندی-جادوگری قبایل بشری" یعنی "استثمار مقدس" است،
و آنگاه که ثابت شود "جبهه ارتجاع هزار چهره" در "راس هرم قدرت جهانی" (یا در ورای آن) با استفاده ابزاری از همه باورها و آئینها و حتی ایسمهای مسخر شده برای سود خویش تفرقه می افکنده و جنگهای جهانی براه می انداخته، این حقیقت هم آشکارتر خواهد شد که اصولا نسل کشیهای دیگر هم ریشه در همین جبهه ماورای راس هرم داشته است. بالاترین نفوذ در عرصه سیاست جهانی از آن این جبهه است.

وقتی تاریخ امروز را در حضور خودمان تحریف شده به خورد خودمان میدهند، چگونه اعتماد کنیم که تاریخ پیشینیان را هم برای مخفی نگاهداشتن جنایات خودشان "اهالی سلطه و استثمار مقدس" تحریف نکرده و طوری تغییر نداده باشند که گناهانشان به نام دیگران نوشته شود؟
بنظر من شکی نیست که چنین کرده اند.
و من ترجیح میدهم بی واهمه یا خودسانسوری حقایق را بشکافم و بیابم و مطرح کنم، حتی اگر اجداد خودم در میان آن جادوگران اهل استثمار مقدس بوده باشند.

چرا که خطر "آرماگدون مقدس" و جنگ طلبان دیوانه راس هرم و جادوگران ماورای آنها بسیار نزدیک و واقعیست و می باید خطری جدی برای کل ما خانواده بشر اعم از یهودی و مسیحی مسلمان و همه گروهها و ملل زمین تلقی شود.

شما هم این خطر را دست کم نگیر و این نظریه ما را چاپ و تکثیر کن تا بلکه فرجی حاصل شد و خطر از سر بشر پرید و از گردنه "پایان تاریخ" هم به سلامت و همگی بهمراه هم عبور کردیم.

خفقان هم نگیرید!
و ماهیتهای ضدبشری را در هر ارگانی افشا کنید. حتی اگر در پس ماسک مورد علاقه شما باشد! یعنی بخواهند بنام احمد و مسیح و موسی سوار بر ما بشر و آیندگانمان بمانند! یا بنام مارکس و لنین یا مائو یا ایسمهای دیگری همان استثمار مقدس و سیستم آخوندی "مسخ و جنون و خون" را با "زر و زور و تزویر" حاکم کنند. چون بنام خودتان و خودمان چنین خواهند کرد و در تارخی مینویسند که هیتلر یهودیان را کشتار کرد اما حرفی از پشت پرده ها و مسببان اصلی جنگهای جهانی به میان نمی آورند و یا مینویسند اسلام آمد و کشتار کرد و یا فراعنه در مصر برده داری براه انداخته بودند و امثالهم...در حالیکه شباهت همه اینها با هم و شهود دیگری حاکی از دستهای پنهان واحدیست که به مثال یک جبهه واحد اما بسیار پیچیده و گسترده با ماسکهای مختلف خاص هر گروه و منطقه بتدریج در سراسر زمین بسط یافته تا امروزه سرانجام به ماورای راس هرم قدرت جهانی رسیده! و تنها یک "آرماگدون" يا "ظهور" با تسخیر کامل بشریت و زمین فاصله دارد.

برای مثال قدرت امپراطوریهای مختلف از ایرانی تا عثمانی و بریتانیا تحت نفوذ همین گروه آخوندهای بی دین همه ادیان و 'جبهه مشترکشان' درآمده. امروز هم با نفوذ در امپراطوری آمریکا آنرا از درون تغییر ماهیت داده و ارتجاعی کرده اند! از این یکی هم مثل قبلیها برای مقاصدشان بهره میگیرند تا هنگام خاکسپاریش برسد و بعد میروند به سراغ ازمحلال باقی دست آوردهای بشری!

آیا همچنان مایلید پشت پرده های راس هرم مخفی بمانند و گناه نابودی زمین به نام شما نوشته شود؟!
* * * *

در کدام جبهه ای

آقای اشتاین،
با احترام به نظر شما باید از خود پرسید:

. آیا اگر جنگ طلبان در آمریکا و اسرائیل به قدرت نرسیده بودند و دولتهای غرب و شرق بجای خشونت روزافزون به سوی صلح و همزیستی و دموکراسی و حقوق بشر پیش رفته بودند و کاتلهای سیری ناپذیر همه اندوخته های جوامع بشری را با ترور و تزویر به جیب خود نریخته بودند و قدری هم به فکر خانواده ما بشریت بودند، مردمان از جان شیرین سیر میشدند و به خیابانها می ریختند؟!

. آیا این جدال ایران و آمریکاست؟
به خودتان هم دروغ میگوئید یا براستی نمیدانید این جدال دیرینه دو جبهه پیشرو و واپسگراست؟!
بنظر شما جنگ طلبان نئوکان و امثال برژنسکیها که با بن لادن مسلحانه عکس می گرفتند، در جبهه پیشرو و تکاملی میگنجند یا متعلق به جبهه استعماری-ارتجاعی استمرار استثمار مقدس هزاران ساله اند؟

. باقی نیروهای ضد-تکاملی این جبهه کدامند؟
آیا کارتلهای نفت و سلاح و مافیاهای تجارت انواع برده داری انسان و مواد مخدر و اینها در همین مجموعه نیستند؟!

. "هزاران چهره قهرمان" را بیاد دارید؟
امیدست "هزاران چهره استعمار و ارتجاع" هم نگاشته شود تا گستره این جبهه ضدبشری شفافتر آشکار گردد.

آقای اشتاین!
اگر شما ندانید پس چه کسی میداند؟

در پس کدامین ماسکها پنهانست این "ارتجاع هزار چهره"؟!

. "ابرقدرت"؟!

ابرقدرت جهانی قرنهاست که همواره و همچنان همان جبهه ارتجاعی است.
ابرقدرت نه آمریکاست و نه هیچ کشور دیگری. برنده نه آمریکا خواهد بود و نه هیچ کشور دیگری!
خودتان هم خوب میدانید، بشریت هزاره هاست که همچنان تحت سلطه است!!

. چرا نمیگوئید سرمایه های آمریکا به کجاها غیبش زده؟ 
حدس میزنید الان کجا باشد؟
آیا ایران اندوخته های ملت آمریکا را هر بیست سال یکبار بالا کشیده یا "راس هرم" قدرت؟

. آیا پروژه "کمربند سبز" طرح همان راس هرم برای بسط تروریسم مذهبی نبود؟

. آیا تروریسم مذهبی یادآور قرون وسطا نیست؟
. آیا قرون وسطا استمرار استثمار مقدس هزاران ساله نبود؟

چه دلایلی بر افول این "ابرقدرت" هزاره ها هست؟
مگر استعمار اروپا با "کلیسا + نسل کشی" بسط نیافت؟!

. آقای اشتاین!
چه قدرتهائی به شکل گیری نظامهای استبداد دینی یاری رسانده اند؟ براستی نمیدانید؟
نقش بی بی سی لندن و بی.پی را در روی کار آمدن حکومت استثمار مقدس آخوندی در ایران نمیدانید؟

. از ارتباطات تاریخی ادیان ابراهیمی هم لابد بی خبرید!
میدانستید همسر پیامبر اسلام از اقوام یهودی "تجار پیامبرساز" عربستان بوده؟
نشنیده اید ملکه استعمار انگلیس بگوید از خویشاوندان حضرت محمد است؟
از وجود "لژهای اسلامی" زیر نظر گراند لژ لندن هم لابد بی خبرید! مگر نه؟

. باور کنیم که شما نمی دانید؟
نمیدانید ادیان + جنگها همواره ابزار مسخ و سلطه و استثمار بوده اند؟
نمیدانستید گسترش استبداد دینی حرکتی استعماری استثماری ارتجاعی ضدتکاملی و ضدبشری است؟!

. راستی چرا چندین دهه استبداد مذهبی را در خاورمیانه و جهان حمایت میکنید در حالیکه "کمونیستها" را بزرگترین دشمنان آمریکا برشمرده اید؟
آیا نه برای اینست که استثمار مقدس آخوندی ادیان ابراهیمی کنترل راس هرم قدرت جهانی را به دست دارد؟ دلیل آنهمه سال جنگ احمقانه سرد با دشمنی خیالی بنام کمونیسم مگر جز وحشت راس هرم از باز شدن زنجیرهای استثمار نامقدس مذهبی چه میتوانست باشد؟
* * *
پرسشها بسیارند.  پاسخها قانع کننده نیست.
تاریخ را تحریف کرده اید!

اما حقایق بزودی آشکار خواهند شد.
و همگان خواهند دانست که جنگ افروزان نئوکان و تروریستها و کارتلهای نفت و سلاح همگی در خدمت یک جبهه ارتجاعی به هم پیوسته بوده اند و در تلاش برای استمرار و بقای یک "ابرقدرت"!

همان ابرقدرت هزاره ها: "سیستم آخوندی استثمار مقدس"
سیستم استثمار جنسی-جسمی-روحی-روانی-اقتصادی!

آری این چهره راستین ابرقدرت و راس هرم است.
و تا این جبهه باقست، همه ملل را به بردگانی میکشاند. و با نیروهای پیشرو در جدالی دائمیست.

شما در کدام جبهه ای آقای عزیز؟
نمیخواهم بشنوم که چون یهودی هستید یا مسلمان یا مسیحی لذا به بقای جبهه ارتجاع جنگ افروز استثمارگر یاری خواهید رساند! اگر پاسخ اینست نگاهدارید برای نوادگانتان در کمپهای بردگی و بیگاری کلونیهای استثمار مقدس آینده!

برای من ایستاده مردن شیرینترست از یاری به جبهه ارتجاع.
و این ندا و طنین میلیونها انسان در سراسر زمین خواهد بود.

بزودی خواهی شنید آقای اشتاین.
تا آنروز میتوانید به تجارت خدا و انسان یاری رسانید! یا به خودآئید و زنجیرها را بگشائید!
* * *

یهودیان را از بردگانی برهانید! مسیحیان و مسلمانان را هم!

وارثان زمین خانواده بشرست
نه آمریکا. نه ایران.نه راس هرم!
* * * *

۲۵.۲.۹۰

"برده داری مقدس"

یکی از روشهای تشخیص سیاسیون وابسته به جبهه ارتجاع و واپسگرائی اینست که نفرت و کینه از آمریکا در وجودشان نهادینه شده و همزمان ارادت به استعمار:
با وجود فحاشیهای روزانه به آمریکا که انگار شغل و وظیفه شان شده هرگز نسل کشیهای کلونیالیستها را محکوم نکرده اند یا حاضر نبودند از استعمار ایراد بگیرند.

دلیلش اینست که آمریکا بر ایده های مدرن بنا شده اما استعمارگر مکار نوک پیکان جبهه ارتجاعست که حتی تاج ملکه اش را کلیسا باید بر سرش بنهد.
* * *

دلیل دشمنی جبهه ارتجاع استعماری با پادشاهان پهلوی دقیقأ همان خصلت و گرایشهای مدرن و سکولار آنان بود.

اگر اجازه میدادند یکی از همین خاخامهای آیت الابلیس شده مدل استعماری با قوانین حامورابی ادیان ابراهیمی تاج بر سرشان بگذارد آنگاه کودتای استعماری-ارتجاعی بر علیه شان نمیشد!
* * *
چرا کسی نمیگوید Colonialism را با کلیسا + نسل کشی در همه قاره ها بسط داده اند؟


ادیان ابراهیمی اگر در کل خرافه و ابزار تحمیل "برده داری مقدس" نبودند، بنیانشان بر قوانین ضدبشر حمورابی هم نمی بود. خیلی واضح است!

مشکل اینجاست که تاریخ را همان استعمارگران تحریف کرده اند تا حقایق روشن نشود.
حتی تاریخ آمریکا را هم تحریف کرده اند. وگرنه مردم دلایل جنگهای خونین داخلیشان را میفهمیدند:
این جنگها همواره پس از استقلال ملل از استعمار بریتانیا با تفرقه برای تجزیه کشور رخ داده و آمریکا هم مستثنی نشد!
* * * 

همه دار و ندار استعمارگران و اجدادشان از زمان آخرین فراعنه مصر،از دستگاه ارتجاعی-خرافی مذهب نشأت می گیرد و سیستم آخوندی استثمار و برده داری مقدس! این رابطه بسیار شفاف است.

اجدادشان انگلیسی نبوده... ملکه شان گفته است ما با پیامبر اسلام فامیل هستیم.
منظور احتمالا نه فامیلهای همسر پیامبر، حضرت خدیجه از اقوام یهودی عربستان( مادر 'اهل بيت')، بلکه بیشتر اشاره ای به همسر امام یازدهم شیعیان و مادر "امام زمان" بود. تاکیدی بر آگاهی از پروژه امام زمانی خاص جبهه ارتجاع؟! بعید نیست.

دلیل تاکید بر جبهه ارتجاع و ارتباطات خرافی استعماریش برای همینست
... که این پروژه هم اکنون کلید خورده!
و بدنبال بهانه ای برای شروع جنگی جهانیست.
* * * *

۲۴.۲.۹۰

گام در راه رهائی

رهائی خاصیت حقیقت است
درک حقیقت رهائیبخش است
*
هیچ قوم و قبیله ای را بر دیگری برتری حقوقی نیست و نمی باید اجازه سلطه و استثمار سایرین را بیابد!

ما خانواده بشر میتوانیم و قادریم هم اینک و همزمان در سراسر زمین از اسارت "رسوبات استعمار" رها شویم و اجازه ادامه این استثمار را به آنان ندهیم!

اولین و بلندترین گام در راه رهائی و تکامل درک همین حقیقت است.
* * * * *
Truth will set us free 

حقیقت ادیان ابراهیمی:

حقیقت ادیان ابراهیمی اینست
که همگی استمرار مسخ و تحمیل سلطه اقوام ابراهیمی هستند در سراسر تاریخ و جهان!

حقیقت ادیان ابراهیمی اینست
که اسلام به همان میزان استمرار سیر سلطه قبایل ابراهیمی بر شرق است که مسیحیت استمرار سلطه شان بر غرب.

حقیقت ادایان ابراهیم اینست
که همگی با انشعابات و ضمائم گوناگون
بواقع استمرار "نظام آخوندی" هزاره هایند.

حقیقت "نظام آخوندی" هزاره ها اینست
که استمرار سلطه قبایل ابراهیمی است
که زیربنایش بر مسخ و بردگانی بشرست
که قوانینش استمرار قوانین هزاره هاست
که کهنترین و پیچیده ترین و گسترده ترین سیستم استثمار جنسی-جسمی-روانی-اقتصادی-همه جانبه است!

ادیان ابراهیمی همگی استمرار سیستم بردگانی آخوندهای قبایل ابراهیمیند.
و ما نوادگان ابراهیمیان
خود اولین و بیشترین قربانیان سیستم آخوندی مسخ و استثمار و بردگانی مقدسیم!!
* * *

مخفيترين حقیقت "نظام آخوندی" مدرن اینست که منشا و باني و مخفيگاه و تکيه گاه ...
"جبهه ارتجاع جهاني" است:

. کلونياليزم
.جنگهاي جهاني
.تجارت جنگ و استبداد
.سياست "تفرقه بينداز و حکومت کن"
.فتنه "زر و زور و تزوير"

.کارتلهاي نفت و سلاح
.مافياي مواد و فحشا و برده داري مدرن

.باور و ايسم و خرافه بعنوان ابزار مسخ و استثمار
. رسوبات قرون وسطي و حکومتهاي استبداد ديني


يعني خلاصه آنچه راس هرم موذيانه "صهيونيسم جهاني" ميخواند، در واقع "جبهه ارتجاع هزار چهره است"
استمرار سلطه تاريخي جهاني "سيستم استبداد آخوندي" ما قبايل ابراهيمي بر بشر غرب و شرق!
* * *
شما بوديد چه لقبي به راس اين هرم سلطه جهاني ميداديد؟
لابد که بايد هم به راس چنين هرمي بگويند امام زمان!

پيشاپيش دستشان را براي جنگ جهاني آخرين باز گذاشته اند آن اجداد نامدسالار کذاب ساديسمي استکباري ما!
(براي پيشگيري از کله پا شدن هرم سلطه و برون رفت ما خانواده بشر از اين چرخه باطل ارتجاعي-استثماري هزاره ها)

براي رهائي بشر
لازم باشد به گور اجداد ابراهيمي جادوگرمان ميخنديم و اين چرخ باطل مسخ و برده داري که بر نسل کشيها بنا نهاده اند را حتي به کفاره نابودي خودمان ابراهيميان بر هم خواهيم زد تا آيندگان بشر بتوانند طرحي نوين و انساندوستانه و پيشرو بنيان نهند.

و زمين در وراي 'سيستم برده داري جهاني استکبار آخونديسم' به پرديس و آرمانشهر نزديکترست!

آيا چنين نيست اي انسانها؟
بگو با دل خود اي اشرف مخلوقات در جهنم استثمار مقدس!
براستي آيا حقيقت اين نيست آزادگان؟
آري همينست
همين.

چون پرده برافتد

چه جورياست؟!
خاندان اسد هم با تروريستهاي لبناني-عراقي سپاه قدس و حزب الابليس نوکر کارتلهاي نفت و سلاح براي استثمار سوريها همدست ميشوند (!) و هم با مرتجعين حاکم بر اسرائيل و انگليس و عربستان و غيره لاس ميزنند (!) که بگذاريد ما در قدرت بمانيم نوکر همه تان هم هستيم!

شفاف نيست؟!
شفاف است که جبهه ارتجاع* هزار چهره استعماري و تفرقه افکن و اهل استثمار و جنگ طلب در پس پرده جدالهاي خاورميانه بوده و هست.

حالا شفافتر هم ميشود.
الان کارتلها پشت سر عمال ارتجاع در ايران و سوريه و سپاه قدس و اينها پنهانند...

اينها هم روزي درميابند که قرباني مطامع کارتلهايند و پرده ها را به کنار ميزنند!

هر چند نوعي خودزني سياسي هم باشد، در پايان بهترين انتقام افشاگري رئوس هرم و کارتلهاست.

روزي درخواهند يافت که جبهه ارتجاع از انتحاري دلشاد ميشود و هراسش از برافتادن ماسک ها و هويدا شدن پس پرده جنگهاست.

دير و دور نيست
که بجاي خودکشي مدل هيتلري يا انتحاري مدل بن لادن- خواست اربابان پشت پرده هيتلرها و ديوانگان جنگ طلب مسخ ارتجاع- پيش از سفر به روش خيام بزرگ رندانه زمزمزه کنند:

هست از پس پرده گفتگوي من و تو!؟
چون پرده برافتد، نه تو ماني (!) و نه من


به همه ديوانگان جنگ افروز خاورميانه:
توصيه ميشود اگر يک جو وجدان در ميان شمايان هست
بجاي آتش افروزي، ماسک از چهره ارتجاع برداريد!
. . . . . . . . .

* جبهه ارتجاع: Sum of Regressive Political Forces
برآيند نيروهاي واپسگرا و بازدارنده تکامل و نگاهبانان جهنم در زمين و همين چرخه باطل استعماري تفرقه-جنگ-استثمار-انحطاط...

* جبهه ارتجاع هزار چهره:
موجب استهلاک نيروهاي خلاقه بشريت است.
نيروها را بجاي پيشرفت و تکامل، در خدمت ايستائي و بازگشت و نابودي گرفته و باقي انرژيها را هم در مقابله با خود مستهلک ساخته.

* انقلاب جهاني کنوني:
در مخالفت با همين "جبهه ارتجاع" است.
هر که همراه نشود، لاجرم در جبهه ارتجاعست!

لذا لزوما "جدال نسلها" نيست.
آزاديد بپيونديد!

آزاديد؟! بپيونديد
(در باطن، نه در کلام)


علم و 'ماوراءالطبیعه'

مردمان در باورهايشان آزادند.
آنچه نبايد آزاد باشد "استثمار مقدس" است.
* * * 

 امروزه وقتی بسیاری از مردمان میگویند Spiritual هستیم، منظورشان از این واژه اینست که پیرو بی چون و چرای هیچ ارگان مذهبی نیستیم یا نمی خواهیم باشیم.

بدین معنی که:
ترجیح میدهند مقلدان کور نباشند یا اعتمادشان از دکانداران دین سلب شده!

این عکس العمل جمعیت کثیری از مردمان دنیای مدرن است در برابر پدیده ای بنام "دین" که همیشه بهترین ابزار مسخ و سلطه و استثمار چند جانبه با ماهیتی استعماری بوده است.

در دنیای "پسا-استعمار" امروز، قانع کردن مردمان به ادامه بردگانی ارگانهای دینفروش و استثمار مقدس دشوارتر شده!

مقایسه ماهیت این "ارگانهای استثمار مقدس" با استعمار
'Colonialism' شباهتهای وحشتناکی را آشکار میسازد!
(از ریا و مکر و مسخ و تحمیل سلطه و بردگانی تا شکنجه و کشتار و نسل کشیها برای غارت و چپاول و اشغال کشورها و اسارت ملل و ...)

این همانیها با کندوکاو شفافتر میشوند!
تا جائیکه در "ضمیر ناخودآگاه" بشر مدرن تاثیر گذاشته و به وجدانها تلنگر میزند.

'وجدان' مردمانست که اجازه نمیدهد بگویند:
من دنباله روی همان ارگانهای تحمیل بردگانی مقدس و جنونزا و تفرقه افکن و جنگ افروز و کشتارگر و سود گرای متکبر و خودمحور و دگر آزار و ... هستم!!

روشنست که مردمان از ماهیت شوم ارگانهای دینفروش با خبرند، حتی اگر در ضمیر ناخودآگاهشان.

بسیارانی از این "استثمار مقدس" بیزار شده اند.
اما قادر به تحلیل "روح" انسان و جهان و رسیدن به پاسخی اغنائی نیستند و لذا میگویند Spiritual هستیم.

بدین ترتیب منظور مردمان از این Spirituality مدرن اینست که نوعی جنبه و ماهیت "روحانی" برای انسان و جهان قائلیم. اما هنوز دقیق نمیدانیم این به چه شکل و مفهوم است!

بسیاری در تکاپو و موشکافیند تا این جنبه روحانی را بهتر بشناسند و درک کنند. بسیارانی هم به همان درک گنگ و کلی در ضمیر ناخودآگاهشان اکتفا میکنند و مفهومش خیلی هم برایشان مهم نیست.

بر این توضیحات نکاتی را میتوان افزود که شاید بتواند ماهیت این "روحانیت انسان و جهان" را از دیدگاهی مدرن توضیح دهد:

1. Spirit لزومأ مفهومی "ماورالطبیعی" نیست!

گستره علوم مدرن امروزه به حد و ظرفیتی رسیده است که بتواند بسیاری مفاهیم "ماوراء الطبیعه" را در برگیرد و برایشان توضیح علمی بیابد.

2. هر آن پدیده ای که به یاری علوم قابل توجیه باشد پدیده ایست "طبیعی" و نه در ماوراء.

3. برای مثال:
- نیروی جاذبه از زمانیکه با علم شناخته و توجیه شده نیروئیست طبیعی.

- همچنان علم وجود میدان الکترومگنتیک را دور موجودات شناخته است و پس آنهم پدیده ای طبیعیست و نه ماورائی!

- Psyche:
علم سالیانیست که پدیده ای بنام "روان" انسان را تحت بررسی دارد و آنهم بعنوان پدیده ای طبیعی پذیرفته شده!

- Conscience, Conscious, Sub-Conscious
+ Universal Consciousness
همچنین است "ضمیر ناخودآگاه و خودآگاه انسان و جهان" و ارتباطشان!

-در پاسخ به "از کجا و به کجائیم؟":
'قانون تبدیل ماده و انرژی' را داریم!
تحقیق روی تئوری Big Bang هم که ادامه دارد و اینک در آستانه رسیدن به پاسخ "منشاء اولیه" کائنات!

- علوم سالیان طولانیست که وارد حیطه "ماوراء الطبیعه" شده! و در حال شناخت آن و تبدیلش به "طبیعه" است!!
* * *
شاید بیشتر قطعات این "پازل روحانی" Spiritual Puzzle هم اینک در دسترس علم باشد و تنها در انتظار نوابغی که آنانرا درست در کنار هم بچینند و به ماهیت "روح" انسان و جهان و ارتباطات و کارکردهایشان پی برند.

آنگاه پدیده های Spiritual قابل بهره برداری بهتر انسانها هم خواهند بود! و دگر ابزاری ناشناخته و توهمزا در دست دکانداران دین برای بردگانی و استثمار مقدس نخواهد بود.


این نه به معنای پایان همه باورهای دیگرست، که امیدست پایانی بر "فرقه های استعماری-استثماری مقدس مآب" باشد.

آن فرقه های ستمگر از همین نگرانند!
چون بدنبال سود و سلطه خویشند و نه بدنبال حقیقت انسان و هستی!! وگر نه دلیلی برای نگرانی نیست.
* * *
 شناخت جهان و پایان انواع انحصار و استثمار خواست امروز و مسیر فردای بشرست. این مسیر سرانجام طی خواهد شد و به هدف میرسد.
*
هرآنکه از این سیر تکاملی دل نگرانست
دلش با خانواده بشر نیست؛ با دگرانست!

۲۲.۲.۹۰

چُـرت انقلابیـون

گفتی ببین که شیخ انقلابمان را دزدیدِش
یک لقمه چپـش کرد و شبـانه بلعیــدِش!

گفتی و همچنان رفتی چپـیدی بزیر عبا
گویا کسی تو را با آن شتـر ندیــدِش!

حالا که گیر کرده انقلابتان در گلوی شیخ
ترسی زنی مشـتی هم بر پشت خمیـدِش!
*
کِیفت هنوز به همان "انقلاب بلعیده" کوک!
چشمت بر دهان شیـخ! بلکه بالا آوریـدِش؟!

چاقست دماغتان هنـوز  به    بــو ی  هر آنچ
سی سال در جهاز هاضمه اش شیخ لِهیــدِش!
*

گفتم در انتظار کدامین معجزه ای؟! گفتی که هان!
"بـل اسهـال گرفت شیخنـا، وز یُوبسی رهیــدِش"

گفتـم به ماتحـت شیـوخ انـقلابـت مجــــوی
کان تحفه دُر هم اگر بود، تا بحال گندیدِش!!

*
گفتـی چـرا چُـرت انقلابیـون بیـهوده میدری؟!
گفتم کنون انقلابی هموست که چرت شمایان دریدِش!

(به هر دو مفهوم)
*
پاشو! منشین "بر در ارباب بی مـروت دنیـا"!
کاین خواجه را نیست اعتباری به ریشِ سفیـدِش!!
* * * *

unity

The enlighted

People are afraid, very much afraid of those who know themselves. They have a certain power, a certain aura and a certain magnetism, a charisma that can take out alive, young
people from the traditional imprisonment....

The enlightened human cannot be enslaved - that is the difficulty - and he cannot be imprisoned.... Every genius who has known something of the inner is bound to be a little difficult to be absorbed; he is going to be an upsetting force. The masses don't want to be disturbed, even though they may be in misery; they are in misery, but they are accustomed to the misery. And anybody who is not miserable looks like a stranger.


The enlightened man is the greatest stranger in the world; he does not seem to belong to anybody. No organization confines
him, no community, no society, no nation

The Rebel challenges us to be courageous enough to take responsibility for who we are and to live our truth

The Zen Manifesto: Freedom from Oneself Chapter 9

Spirituality


راه یافتن به بعد مینوی یک تلاش نیست، یک نیاز انسانیست که با آگاهی از ماهیت انسان و جهان هستی دست یافتنیست. درین راه همه انسانهائی که در طول تاریخ به این ماهیت دست یافته اند میتوانند راهگشا باشند. صرف حضور فیزیکی یا مینویشان روحفزاست. صرف خواندن اشعار مولاناهای تاریخ و حتی بازدید از آنها پس از قرنها تاثیرگذارست. پیام همه آنها که با هستی یگانه شدند یکیست. هستی حقیقتی متصل و یگانه است. سفر مینوی یعنی یگانه شدن با خود برتر و جهان هستی. این سفری عقلانی و فلسفی نیست! عقلا و علما و فلاسفه راهنمایان این راه نیستند. مگر آنکه خود خدایگونه شوند! آنگاه دگر خود را عالم و فیلسوف نخواهند نامید. چون عقل و علم و منطق و استدلال ابزار شناخت جهان مادیست. و سفر مینوی برای شناخت جهان مینویست. سفریست درونی و شخصی! جهان هستی دانشگاهش، اساتیدش همه روشن شدگان تاریخ بشر! زندگی کلاس درس این سفر!

ابزار این سفر در روان و جان هر انسانی جاسازی شده است. هر چند بالاجبار همه درین کلاس ثبت نام شده ایم اما ورود به مراحل بالاتر اختیاریست.اگر به درسهای هر مرحله بی توجه نمانیم امتحانات بعدی سهلتر خواهند بود. مدرکی هم در کار نیست، غیر از آنچه روان هر یک ما در هر مرحله به ما و هستی گزارش و گواهی میدهد! معمولا هم ما و هم اطرافیان براحتی متوجه نمره ردی یا قبولی مینویمان میشویم. انسان مینوی به همه عالم بی قید و شرط عشق میورزد. برای شادمانی درونی نیاز به بهانه های برونی و مادی نیست. انسان مینوی آزارش به هیچ موجودی نمیرسد و ظلم به موجودات هستی را تاب نمی آورد!

زمان آن رسیده که درسهای مینوی را آغاز کنیم: قدم اول نشنیده گرفتن افکار منفیست و آینده را زیبا ترسیم کردن. دنیای بی سر و ته امروز برآیند افکار همه ما انسانهاست! نگاهی به دنیای بیرونی بخوبی از درون خانواده بشر در هر زمان خبر میدهد. تنها با زیبائی مینوی درونی میتوان به دنیای زیبای برونی رسید و بس.



آنگاه که برآیند اندیشه های نیک بر افکار مغشوش نفس پرستان طماع و زورگوی و ستمکار غلبه کنند ما خانواده بشر پیروزیم! روشن شدگان تاریخ تنها انسانهای ورای زمان و مکان خواهند بود. اما در نهایت خوبیها بر بدیها و بقول ما ایرانیان اهورائیان بر اهرمنیان پیروزند. چون جهان هستی مثل ما آدمیان بیکار ننشسته بود و در همه این مدت مشغول تکامل بوده. هر چند از دید حواس پنجگانه بشر نامحسوس؛ اما در طولانی مدت میتوان تفاوتها را دریافت. کودکان امروز قابل مقایسه با کودکان قرون گذشته نیستند. حتی اگر هرگز به مدرسه نرفته باشند و در محرومترین نقاط زمین بدنیا آمده باشند بنظر میرسد روان و خرد بشر امروز در سطوح بالاتر مینویست. اتفاقا کودکان شهر نشین بیشتر غرق در مادیات شده و امکان کمتری برای بروز استعدادهای مینوی می یابند. اگر چنین نشود امروز هر کودکی قادرست خدایگونه شود! این احتمال در هزاره های پیش بسیار کمتر بود. مادیات هم تا این اندازه ذهن و وجود بشر را مدام به خود مشغول نمیکرد.



آیا این بی اعتنائی به هدیه های مینوی هستی سزاوارست؟ آیا این همان کفران نعمت نیست که فرشتگان را بال پرواز ببندیم و خودمان هم بجای انسان راستین بودن مثل روباتهای برنامه ریزی شده زندگی کنیم؟ برده وار بدنبال نفس و قدرتهای پوچ بدویم؟!



من از دینداری نمیگویم. تاریخ گواه خیل دایندارانیست که دین را ابزار سرکوب یکدگر کردند. دین تنها ابزار دگردیسی مینوی بود و بس. برای دگردیسی کرمهای در پیله.



دگردیسی مینوی دلیل زندگانی ما انسانهاست. وگرنه عقل هم میداند این نوع زندگی منفصل از یکدگر و هستی دیر یا زود محکوم به نابودیست. تصور بفرمائید زمین پر از انسانهای راستین مینوی میبود. آنگاه علم و تکنولوژی هرگز در جهت نابودی زمین و منابع و انسانها بکار نمیرفت. خرد آنست که بنیان تکنولوژی هر عصر را منطبق با چرخه های حیات در زمین پایه ریزد و نه بر نابودی ذخایر زمین. چرخه طبیعی حیات را بر هم زده ایم، چون از چرخه مینوی هستی منفصل شده ایم. زندگی امروز بشر هیچ پیوستگی با محیط اطرافش ندارد. انگار زمین و موجوداتش همه در حال نواختن یک سینفونی زیبا و باشکوهند و تنها ما بنی بشریم که درین میان خارج میزنیم!



انسانهای مینوی هر سازی که بزنند در همراهی با سنفونی زیبای هستیست. گر بگوش جان بشنویم همه روشن شدگان تاریخ نوازندگان ماهر یک سنفونی بوده و هستند. ساز درونشان درست کوک شده!

شاید ما نتوانیم مانند آنان با سنفونی هستی همراهی کنیم، اما بد نیست گهگاهی هم به تماشای این ارکستر زیبا بنشینیم. بلکه ارتعاشات این موسیقی موزون کائنات بر تار و پود وجودیمان اثر کرد و روزی آنها را هم با خود به ارتعاش و رزونانس واداشت! تا نوای نت خاص وجود یکتای خویش را همراه این سنفونی رویائی بشنویم. و بدانیم که هستیم! و از آن پس هستی همواره ما را خواهد یافت: در همان نت بی همتا! آنگاه هرگز گم نخواهیم شد!! ما هم میشویم جزو روشن شدگان. اقلا نیمچه روشن شدگان! از گم شدن برای همیشه که بهترست.



آنانکه از معنویات گریزانند ای کاش بگویند آخر این ایرادش چیست که روزی بی بهانه های مادی شادمان باشید چون میدانید در غم شما هستی ناخشنودست! اگر نبودید کنسرت هستی یک نت کم داشت!



تا حالا دلم برای بشر میسوخت. اما به اینجا که رسید گمان کنم دلم برای جهان هستی بیشتر میسوزد! طفلکی باید بجای نوای خوش میلیاردها جیغ بنفش در هر ثانیه بشنود!



اگر انسانهای نیک موسیقی دلنشینند لابد ما آدم بدها هم هر یک بگوش کائنات عین جیغ بنفشیم! تصور کنید زمین و کائنات چقدر از برآیند افکار مغشوش بشریت ناخشنود میشوند!



اگر خود شما بجای زمین بودید روزی چند بار آتشفشانی میشدید؟! طفلی مادرم زمین، عجب تحملی داشته تا بحال! بهترست اقلا آخر هفته ها همگی در سراسر زمین همراه و همنوا سرودهای عاشقانه بخوانیم. حال که نوروز جهانی شده، یعنی به رسم نوروزی همه سیاستمداران دنیا موظفند دشمنیها را به کنار زده و دست دوستی بدهند.



ما ملتها که میتوانیم اقلا دست دوستی بدهیم نمیتوانیم؟ البته ما با سیاستمدارانی که هنوز با دیگران دشمنند دست دوستی نمیدهیم! ما ملتها بهترست خودمان با خودمان دیدار و گفتگو کنیم و هم به افتخار خودمان خانواده بشر جشن و شادی براه اندازیم و آنچه داریم با دیگران قسمت کنیم و شریک و یاور هم باشیم و آخر هفته ها هم در گروههای مختلف به بهانه های مختلف در سکوت و یا با نجوا اما با دلی سرشار از امید به آینده ای بهتر از عمق وجودمان به کل بشر و زمین و هستی متصل شویم، تنها برای اینکه متصل باشیم و یگانگی هستی را برسمیت بشناسیم!



خیلی مهم نیست در زبان به چه آئینی باور داریم و یا اصلا به خدا و توحید باور نداریم. مهم اینست که خود را جدا از دیگران و هستی ندانیم!



مهم اینست که در نفس خود غرق و گم نشویم و هستی را فراموش نکنیم. مهم اینست که افکار منفی را با احترام به خود و اطرافیان و بشریت و هستی رها کنیم و نیک بیندیشیم و نکوئی همگان را بخواهیم و جز نیکی از ما به جهان نرسد! اما در برابر آنانکه موجب آزار انسانها میشوند هم سر فرود نیاوریم! در صف ظالمان نمانیم. فریاد مظلومان را بشنویم و انعکاس دهیم و بشر را به همراهی و همدلی بیشتر تشویق کنیم. همواره صمیمانه رویای رهائی بشر و بهشت جاودان زمین را پیش رو داشته باشیم. حتی در دشوارترین دورانها. بخصوص در دشوارترین دوران!



زمان آن رسیده که عینک باورها را به کنار گذاریم و دوباره با نگاه کودکانه به جهان بنگریم. براستی که کودکان بهترین آموزگاران مینوی ما هستند. بجای فرم دادنشان در قالبهای بسته بیائید کمی هم ما از آنها بیاموزیم. آنها که در زمان کودکی بیدار شده اند خودشان بلدند بدون دخالت بزرگترها مسیر تکاملیشان را بیابند! لطفا این حق را از آنها سلب نکنید. چون در هر حال به راهی که باید میروند. اما با دشوارهای بیشتر! بجای انگولک کردن فرزندان بیائید قدری به درون آشفته خود سر و سامان دهید.



در مسیر مینوی تنها با آنانکه براستی میدانید از انسانهای مینوی بزرگ دورانشان بودند ارتباط برقرار کنید. عقلا و فلاسفه فانوس راه مینوی شما نیستند! پس اول بدانید انسانهائی که این مسیر را رفته اند و خدایگونه شدند چه خصوصیاتی دارند تا به اشارت هر "عاقل ِعالم" به چاه جنون نروید! آن دیوانه ای که مولانا میگوید از هزاران عاقل و فیلسوف به رموز هستی آگاهترست! تا بروز و ظهور عشق مینوی و "خدایگونگی" را تشخیص ندادید، بدنبال هر ننه قمری که مدعی روحانیت بود روان نشوید، هر چند معروفترین عالم و فیلسوف دهر هم باشد. بجایش مولانا بخوانید و سماع کنید بهترست! چون عقلا و فیلسوفان اگر متکبر هم باشند معمولا همین مقدار سرخوشی طبیعی شما را هم نابود میکنند. شما هم برج زهرماری میشوید مثل خوشان! کجای هستی دائم به غم اندرست؟ پرندگانی که شما دیده اید دائم نوحه میخواندند و بر سر میزدند؟ یا طبیعت حوالی شما یکسر سیاهپوش و در ماتم و عذا بوده؟ آیا هرگز دیده اید حیوانی به حیوان دیگری فخر بفروشد یا حسادت کند؟ انتظار دارید با همین تفاخر به زمین و زمان با هستی یکی شوید؟!



: First Lesson on a Spiritual Jurney

Calm your Mind!



Our Inner & Outer world

is the Sum of our Thoughts

_________________________________________