semi philosophical
~political satire~

no mo' ho'ly and mo'dern slavery!
please

۹.۹.۹۰

تيک تاک

.
خوبست باورمندان به طويله هاي زرکوب جاهليت
و نمادهاي آلت پرستي آدمسوزان جنگ افروز سادو-ماچوئيسم
و همه آنچه از آن خرافات پيشين به اديان رسوخ يافته
و بربريت حاصل از آن... قدري با خود بينديشند!

* که براستي در انتظار چيستند؟ و در خدمت کدامين جبهه؟!

آيا بدنبال رهائي بشريت از همه طويله استثمار تاريخيند؟
يا هيزم براي آتش آرماگدون و ظهور "دجال" مي آورند؟!
.
* چون اينها در يک مسير نيستند.

مسير رهائي بشر از استثمار يک مسير است.
مسير جهنميان قرون وسطائي يا همان سادو-ماچوئيستهاي آلت پرست اعصار مسيري ديگر، در خلاف جهت.

يکي به رهائي بشريت از زندان دوزخيان قرون مي انجامد.
يکي به امپراطوري جهاني آدمسوزان قرون وسطا و دوزخ مجسم!

يکي هدف و وعده آزادگان پيام آور مهر و خرد و رهائيست.
يکي وعده دشمنان بشريت است! (براي سرپيچي از دوزخيان)

از يکي به پرديس جاودانه زمين و مطلع فجر ياد شده...
آن يکي را آلت پرستان در مقابله با فجر، فرج! گفته اند.
(و شما طبق معمول کورکورانه اراجيفشان را نشخوار کردي)

نماد و سمبل رهائي بشريت چيست؟!
چون بي گمان نمادهاي آلت پرستي ساديستيکها نيست!

* نماد آلت پرستي ساديستيک؟!
 Sado-Machoistic phallus worshippers
خيلي واضح و شفاف در همه ارگانهاي تحت نفوذشان پيداست.
نشانه تسلط سادو-ماچوئيستها بر اديان و معابد و کارتلها.

هم چماق و باتونهاشان را به بشر حواله ميدهند،
هم منارها و اوبليسکهاشان را به باورمندان جاهل،
هم بمب و موشکهاشان را به رخ يکدگر ميکشند...
که ببين مال من درازترست، مال اون يکي قويترست، الي آخر!

سر آخر هم وعده داده اند که در يک آرماگدون جهاني
گنده ترينهاشان را به ماتحت کل ابناي بشر حواله دهند!!

و تو جاهل باز هم بجاي مطلع فجر و رهائي بشر از همينها
بنشين و بنال که` اي صاحبان بت لاط و همه ماتحتها...
پس اين موشکهاي آرماگدون کي به فرج ما بشر ميرسند؟!`

که تا... چه بشود؟! که دجالشان را ديگر بار ظهور کنند؟!
و اينبار نه فقط براي سلطه بر چند کشور، که کل کشورها

* يعني همان که برايش کورکورانه دعا ميکنيد!

يعني امپراطوري گلوبال!...
آدمسوزان آلت پرست تفاله قرون وسطا!!

جز اينست؟!

* نشانه ها بس واضحند.
اگر از مسخ طلسم سادو-ماچوئيسم به در آئيد!!

خواهيد دانست در خدمت کورکورانه کدامين جبهه بوده ايد.
* * * *

بقول مدونا: Your world, your lives, your choice
زمين و زندگي خودتانست! آينده خودتان! انتخاب کنيد!!
(تيک تاک)

پل صراط !




بخشي از اين مقاله جالب و کم نظير و نو
نيازمند بازنگري عميق و همه جانبه است:

> "آیا بدون دین سازمان یافته، دنیای بهتری نمی داشتیم؟"
[ دستاوردهای اديان سازمان يافته در جنايت عليه بشر، پاکسازی مذهبی و کشتار جمعی و در مقابل، پيش گيری از اين امور چه بوده است؟ درست است که جنايات غير دينداران (روس‌ها و چينی‌های کمونيست، نازيست‌های آلمان؛ خمرهای سرخ) کمتر از دينداران حاکم در قرون وسطی يا روحانيت حاکم بر ايران يا طالبان افغان نبوده است اما دينداران به نام خدا و ارزش‌های الهی می کشته‌اند که بسيار خطرناک تر از کشتن به نام جهانگشايی يا قدرت و ثروت است. نقطه‌ای از تاريخ بشر را سراغ نداريم که اديان سازمان يافته موجب صلح و دوستی ميان ابنای بشر (حتی از يک دين واحد) شده باشند يا به طور سازمان يافته برای پيش گيری از جنايت عليه بشريت يا کشتار جمعی يا پاکسازی مذهبی اقدامی کرده باشند بلکه طرف مقابل آن بيشتر مشاهده شده است. ]
مجيد محمدی
* * * * *
نکته قابل تامل/ نظريه:  Hypothesis
دور از احتمال و منطق نيست که روزي نه چندان دير و دور
با ريشه يابي دقيقتر عوامل جنايات دوران،
و برملا شدن نقاط کور تاريخ معاصر،
(ارتباط جنايات با محافل ذينفعي در پشت پرده ها)
ريشه هاي مشترکي را آشکار سازند
که در نهايت درخت واحدي را با خون بشر سيراب ميکرده!!
(درخت کهن و بيمار 'استثمار مقدس': دین سازمان یافته)
* * *
اگر ظواهر امر را ناديده بگيريد خواهيد دريافت:
در 'عملکرد' از همان سيستم پيچيده 'مسخ و خون و جنون' براي 'تسلط و تحميل استثمار همه جانبه' و چپاول ملتها پيروي کرده اند!!

آيا اين تنها يک شانس اتفاقي Random بوده
که هيتلر و استالين و قذافي و غيره... همگي
دقيقا همان مسير 'سلطه مقدس' را طي کرده اند؟!
(هر بار در ماسکهاي ظاهر فريبي نوين!)

* اين مقايسه براي زمان ما حياتيست!
اگر قرارست چرخه باطل 'برده داري مرئي و نامرئي' پايان يابد.
* * *
اگر به ريشه هاي 'مولد و بازتوليد چرخه استثمار' نرسيم
نشانه ها گواهست که جهانخواران بدنبال امپراطوري جهاني مقدسند.
(با 'آرماگدون و ظهور دجال' و همه آنچه کاهنان Evangelist در انواع نقابها با شعارهاي حزب الهي و صهيوني و نئوکاني و نظم نويني و غيره وعده ميدهند!)

يا بهتر بگوئيم:
دکانداران طويله گويم
بشر را با وعده ويرانگريهاي 'آخر زماني'
تهديد ميکنند!!!!

(همچون نفرين کاهنان نگارنده متون...
دستورالعمل گويم سازي! و طويله داري!
و استثمار زود بازده موفق!! )
* * * *
* مهمترين دليل بيان اين مطالب اما اينست:
ميتوانيد حدس بزنيد در صورت صحت نظريه
(احتمال و نشانه هايش زياد است)

هرگاه اصل کاريهاي آتش افروز تاريکخانه ها کم آورده اند
براي تبرئه خود "ساير عمال ارتجاع" را تشويق به جنايت کرده اند
تا خود در مقام مقايسه از مهلکه و اتهام برهند.
(و اين خطريست که شما در همين مقاله، غيرمسقيم به آن دامن زده ايد بي آنکه چنين قصد و خواستي داشته باشيد.)
* * *
نتيجه:
همينطور که مي بينيد
سيستم استثمار مقدس پيچيده تر از آنست
که بشريت به همين راحتيها و بزودي
از شر طويله ها و دوزخها و نگاهبانان عالم و جاهل و
شکنجه گران و قاتلان و مارها و ماردوشان و مغزخواران و
حمالان مفتي و اساتيد اعظم و فرقه هاي کهنه و نوينش...رهائي يابد!

بياد مثل "پل صراط" مي افتم!!!

ميخواستم بگويم
انگار در هر قدم ديدي 180 درجه نيازست!
اما انصافا به دو بال پرواز هم نيازست!!

چاره نيست جز اينکه در هر گام
راه را بر سواستفاده نيروهاي شر ببنديم

چون نيروهاي کژي و شر (اهرمني) خلاق نيستند...
اگر دقت کرده باشيد همه اين شري که به ما بشر رسيده
با سواستفاده "جبهه پيوسته! ارتجاع" از نوآوريهاي نوابغ خودمان بوده.

شايد راه
بستن راههاي سواستفاده بطور تدريجي باشد.
شايد راه، بيداري و امتناع از بازگشت به طويله هاست!

اما 'کاهنان!'
همواره شيوه اي نوين براي سلطه بر بشر يافته اند!!
* * *
* از همه بدتر همان 'نفرين' آخر زماني کاهنان:

[ اي بشر! (ها!چيه؟چته! چقده زر ميزني کاهن!)

اي بشر! اگر مسخ و بنده و برده و گويم و
سرباز و روبات ما بتهايت نشوي....!!
به جهاديون ناتو! فرمان خواهيم داد
تا کلتان را نابود کنند! و آنها هم ميکنند!!

چون قبلا مغزشان را Evanglist هايمان خورده اند!
و جايش خرافات و کاهگل پر کرده اند!
تا خيال کنند کشتار بشر براي ظهور دجال است!
نه چيزه بخشيد، اسمش چي بود؟ ... امام زمان است؟
يا مسيحا؟! اوکي حالا فعلا دعوا نکنيد
SMS ميديم جفتشون از پشت پرده با هم بپرن بيرون!
يعني بقول شما 'ظهور' کنن!! خوبه؟!!
حالا برو بمباران اتمي بکن و برگرد به طويله دين!
يعني اين...!! پادگان؟ آها، همون!]
Re- Legion/ Messianic Legion/Evangelists/ Arma'get'on/ Armament/weapon cartels
so what's the big plan? ...world Domination/ Re-Legious Empire/ Global Dark Ages ?!!


(this is what destroyed many countries & cultures including mine, and you should ask what's next!...what's the big plan...? they are taking the globe to hell, literally. the sado'machoist phallic worshippers who used to sacrifice pretty european women for their idols are now going global. ie phallic symbols! Dick and it's bush? and their phallus like armaments...how normal of them! the 'sado-machoists' enjoy human sacrifice...it's a very ancient tradition going further back than babylon. but you go ahead and ignore them, and play with toys and pretend everything's fine. those of you who were supposed to protect nations, had you not been so busy playing with your dicks, the world's weight wouldn't be on the youths' shoulder, and the enemies of humanity wouldn't be this close to performing their human sacrifice ceremonies in your  capitals! burning your daughters alive is what they plan, just like they have done to your ancestors all over Europe!! idiots! wake up.)



۸.۹.۹۰

فرزندان انقلاب


.
بارها شنیده ایم و دیده ایم که
انقلاب فرزندانش را می بلعد! اما براستی چرا؟!

شفاف نیست؟
معمول این بوده که تنها یکی از گروههای انقلابی
قدرت را از سایرین ربوده اند!!
(که معلوم میشود انقلابی راستین نبوده اند)

گروهی که با ادعای انقلابیگری
و با ابزار شعارهای فریبنده توخالی
بدنبال قدرت تحکم مطلقه بر جامعه است
معمولا آرمانی جز ثروت اندوزی و تحمیل خود ندارد.

گروه غالب شده به زر و زور و تزویر
به قتل عام آرمانها همت می گمارد و
هر آن ندای مخالف را در دم خفه میکند!

تا... در بازار مکاره قدرت و ثروت
به تنهائی و بیش از همه غوطه بخورد!

قدرت مطلقه هم که "مطلقا فسادآورست!"
اینچنین میشود که مدعیان انقلابات تاریخ
خود به فاسدترین عناصر جامعه بدل میشوند!

انقلابیون سابق و مفسدان امروز
چنان به منجلاب خودانگیخته خو میکنند
که نه برای رهائی خویش و فرزندان در تلاش
که برای حفظ وضع اسف بار موجود حاضرند...
فرزند و نوادگان را هم قربانی گرگ درون کنند!

اگر میگویند انقلاب عفریتیست که فرزندانش را میبلعد

آن "عفریت فرزند خوار" همینانند
همین خو کرده ها به جمادی خویش!

از دیدگاه این گمگشتگان:
هر آنکه به تغییر و تحول
و تکامل همت گمارد لابد ضد انقلابی است.

عفریتان, انقلابی راستین را بر نمی تابند!
( حتی در صفوف خویش )

انقلابی راستین
تحول خواه و آرمانگراست
انقلابی راستین بیزار از جمادیهاست!

و عفریتان فرزند خوار...؟!
تمثیل نامبارک: "آنکس که نداند و نداند که نداند!"

و آنکس به حبل پوسیده "زر و زور و تزویر" هم آویخته!
تا همگان را ابدادهر...با خود در جهل مرکب نگاه دارد!!
* * *
و اینچنین است که "خدا - فروشان":
ارتجاعی ترین عناصر ضد-انقلابی تاریخ مانده اند.

نگاهبانان دوزخ در زمین!
سنگ زیر چرخ تکامل بشریت و زمان
انقلاب خواران و فرزند خواران قرون!!

خدافروشان
انسان بيدار متکامل آرماني را بر نمی تابند
چون شناخت و تحول و تکامل را بر نمی تابند!

اهالی جمادی کجا و
انسان بیدار دل اهل تکامل کجا

مهر به انسان کجا
فرزندخواری عفریتگان دوران کجا

آرمان رهائی از تحمیل کجا
ما کجا؟! انسان کجا؟

پردیس زمین کجا
دکان تجارت سیاست دین کجا

روشنگری کجا و
زر و زر و زور و تزویر کجا
* * * *

به کجا...؟! چنين شتابان !
.
.
.

۶.۹.۹۰

فخيمه جان بنال


افتضاح سياستکاران بين الملل هم
مثل دينکاران جبهه ارتجاعيشان
دارد به درجات خلوص و شفافيت بي نظيري ميرسد!

آخر يکي نيست به اين " فخيمه! "
که هنوز کسي درست نفهميده چيست!!... بگويد:

"تو ديگه چي ميگي؟
اين تحفه هاي شر را تو گذاشتي روي دست بشر!!

حالا ناراضي هم هستي؟!
نميشود هم بشر ناراضي باشد، هم تو شر!!
حاليا فخيمه جان بنال بينيم نارضايتيت از چيست؟
* * * *

اي به قربان چشاي شورت...هر چه آلت اللات
ايکه ميخ تابوت زرکوبت...کلهم نوچه هات!!

که آتش معبد بابيلون، نرسد بپاي کوره هات!
*
تو که صد اوبليسک و مناره طلا داري
که به هر تار مژگان هزار بلا داري!

اي که دست آموز محفلت بسي هيتلر
با بني بشر اينچنين جفا چرا داري؟!
*
اي که  تاج شاهان  تو برداشتي
جاهلان را کلم به سر کاشتي!

اي که در غارت قاره ها و فرهنگ ها
هيچ از جنايت عليه بشر، کم نگذاشتي

 باز با ما... سر ريا داري؟!
باز ديگر... چه ادعا داري؟!
ثروت ما را تو کم بردي؟
نفت و خونمان تو کم خوردي؟!

نه تو بودي که شر بپا کردي؟!
نه تو بر "جاهليت!" اقتدا کردي؟!
*

بسکه سانسور شد! مردم آزاريت!
بس که باليدي... خودت به سالاريت!

باورت گشته... شرخر بشري!!
تو که از شامپانزه تکامل نيافته تري
*
بس نگفتيم!!

بس نگفتيم..."فخيمه!" ننگ بشرست

به خيالت... که آدمي ت پدرست!!


باز با ما... سر ريا داري؟!!

باز ديگر... چه ادعا داري؟!!
* * * * * * * * * * * *

۱.۹.۹۰

مافين


فکر ميکنم نظم برده داري نوين هيچ تفاوتي با نظام ولايت مطلقه ندارد، جز اينکه يکي پنهان و ديگري آشکار است!

فکر ميکنم ديکتاتوري کارتلها هم دموکراسي را قرباني منافع يک درصد کرده و هم ميرود تا غربيها را هم به بردگاني بدون حقوق انساني بدل کند.

فکر ميکنم نظمي که جنبشهاي صلح و هيپيها و جنبشهاي عدالتخواهانه امروز را به هزار ترفند سرکوب ميکند، سد راه سير تکاملي همه نسلهاست و بدين سان مهمترين حقوق بشريت را که حق تعيين سرنوشت خود بر اساس وجدان و خرد جمعي است را از کل ما خانواده بشري سلب کرده.

بزرگترين ايراد اين خيانت به بشر درين نکته است که
بدون حق آزادانه هر نسل بشري در تعيين جهت و مسير آينده (خرد جمعي و خلاقيت هر نسل نوين) تکامل بشر مختل شده است.

اختلال در سير تکاملي نسلها، با واداشتن هر نسل به تمکين کامل و بي چون و چرا از نظمي تحميلي و سرکوب نوآوريها در تغيير روش زندگي بسوي نظمي تکامل يافته تر...تاثيراتي مخرب بر همه سلولهاي پيکره جامعه و بشريت داشته و دارد.

ادامه ديکتاتوري جهاني کارتلها و نيروهاي سرکوبگر و بازدارنده و ارتجاعي، بخودي خود عامل اصلي اضمحلال ملتهاي غرب خواهد بود. چرا که تکامل مهمترين اصل و نظم هستي و از شروط حياتي بقاست! نقض اصل تکامل نقض هستي و بودن است و حرکت به سمت نبود! (نه در جا زدن در نظم تحميلي موجود)

در نهايت هر دو هزار و اندي سال، که براي کهکشان بقدر پلک بر هم زدن است، دوراني نوين با نظامات لازمه آن خواهي نخواهي شکل گرفته است، چه بهتر که نظامات کهنه چنگ نيندازيم و به هر نسل حق ابراز وجود دهيم!

به هر روي آيندگان خواهند دانست چه کساني در راس هرم قدرت مانع جنبشهاي صلح و برابري شده اند! اسامي همه دايناسورهاي دوران ما، تا ابد مايه ننگ و نفرت تمدن بشري خواهد بود اگر وال استريت و کارتلها و يک درصد به سرکوب نسل جوان ادامه دهند و بلوغ فکري و شرافت و خرد فهم اصل حياتي تکامل جوامع بشري را نيابند.

از بوش پرسيدند چرا همه پس اندازمان را خرج جنگ کردي؟ ميليونها خانواده بي سرپناه و گرسنه داريم که نان هم گيرشان نمي آيد بخورند! جرش به تمسخر گفت: نان ندارند؟ خب مافين بخورند!!     ho ho ho

جلوه خرد برتر

.
آنجا که نوازنده٬
ساز جان و وجدان کوک میکند

آنجا که بشر
به کنسرت هماهنگ هستی می پیوندد

خرد برتر در جلوه گریست!
* * *

آنجا که خرد برتر در جلوه است
هر آنچه در هستیست بر جانفزائیش گواه

هر آن وجدان به وجد٬ در سرور و سماع
* * *

اینک اما جهانیان مبهوت!
که بنی بشر چرا "خارج میزنند"؟!

بشر! بشر!
کوک کن سازت را

گرد و غبار جان بتکان
همنواز شو رازت را !
* * * * *

رهایی


گرد  م   از دین  و!  ز دنیای  دنی  یکسر  پاک
"مرغ   باغ   ملکوتم... نیم  از  عالم   خاک!

چند  روزی ...  قفسی  ساخته اند  از  بدنم. "
* * * *

* * * *

مقاومت در برابر تکامل ؟!
!!... Resisting to BE



خودنويس خود نوشت:
"در فهرست آخرین تحولاتی که درباره پرونده جمهوری اسلامی در مجامع جهانی صورت گرفته، دو قطعنامه، چندین تحریم و چندین بیانیه و اظهار نظر علیه جمهوری اسلامی به چشم می‌خورد. این حجم از اقدامات بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی طی تاریخ حیات این حکومت، اگر بی‌سابقه نباشد، کم‌سابقه است."

از همينجا مراتب قدرداني ملت مظلوم ايران را از همه خادمين شرور يا ارتجاعي يا مافيائي يا هر چه...اعلام ميدارد، که در کمال شهامت درين سي و دو سال به نظم استثمار نوين جهاني و بسط شر بنام دين و خدا و مولا و اينها ياريهاي بيدريغ مادي و معنوي رسانده اند، بدون کوچکترين عذاب وجدان يا کمترين پشيماني از هر آن جنايت و خيانتي که لازمه چنين توفيقات عظيميست در خدمت تباهي خود و بشر، به شيرين کامي رئوس اهرام متحدالمرکز زرکوبي بنام حلقه قدرت:

. کلکسيوني بي بديل و بي ارزش
از فسيلترين دايناسورهاي Tyrant تاريخ

. نوادگان چنگيز و نرون و جک آدمخوار و بخت النصر و
کاهنان اعظم استاد اخلاق همه شان!

. عصاره هر آن ژن ساديسم مزمن!همه يکجا!
اينک متبلور در پيکره دايناسورهاي دوران ما

. در پسا مدرن!!
هزاران سال پس از عصر آدمسوزان آلت پرست بعل
شاهد عصر يخبندان افول همه ارزشها و آرمانهائيم!

همه ارزشها و آرمانهائي
که به "زندگي بشري" ارزش و معنا ميبخشند!

که بدون آن ارزشهاي اخلاقي و فرهنگي زيبا:
داعيه تفوق انسان بر حيوان پوچ و بيهوده و واهيست!!

و جهان هستي سرانجام
به يمن همين تفوق حيوان:
بي شک بقاي آن موجودات زيباي همزيست با زمين را
به بقاي ما بشر هر آئينه، هر دم، ترجيح ميدهد!

نشانه هايش هم نيک پيداست.
* * *
"ما" که تنها به ظواهر و خصايص حيوانيمان مفتخريم،
بي شک از جايگاه خرد برتر به خويشتن خويش ننگريسته ايم.

> خب اصلا چه جاي پيدايش انسان بود؟!
اگر بخواهيم همچنان مادون وحوش بمانيم!!

> بي گمان با چنين مقاومتي در برابر تکامل نخواهيم توانست بمانيم!

نه که خواهيم توانست بمانيم.
* * * * *
(اتفاقا! منطق بشري هم احتمالا همين را تائيد ميکند! )

۲۹.۸.۹۰

فرشته زمینی بی پر و بال!

.
عنکبوتیان را ببین!
تار ارتجاع میتنند
بدور مام زمین!

فرشتگان زمینی
شکار میکنند!!
*
گهی به تار این اسیر و
گاه به تار آن عنکبوت!

فرشته جان
رهائیت شده رویا!
*
به قتلگاه این بمیري؟
یا که برده آن شوي؟!
انتخاباتمان در همين حدست! ماجده جان
* * *
عنکبوتیها
همچنان پیله میتنند
بدور فرشتگان کوچک ما :

فرشته زمینی بی پر و بال!
عروسک کوکی ما باش!!

به تار من بیا!
حور مجلس ما شو!
يا whore مجلس آنها!

با ما عنکبوتیها بلاس!!
چه در آستان قدس  و چه وگاس!

به ساز تار ما برقص!
نه به ضربآهنگ جان و خرد!

به هر سوي روی
زندانی تار ارتجاعي! اي عليا ماجده
* * *

چه تارها تنیده اند
بدور مام زمین! عنکبوتیان

فرشته جان

به خود آ
* * * *
.

۲۵.۸.۹۰

آه ای خرد برتر!

 تو که در تار و پود هستی پنهاني

 مپسند بر ما زمینیان! مپسند:
که در بند جور و جنگ در مانیم!
* * *  
نه که بوسه زنیم ما هر بار
بر آلات قلاته پیام آوران صلح!

نه که مصلوب بمانیم بیش از این
بر صلیب برده داران "مقدس" اعصار!

نه که با صلیبی به گردن برده وار
برویم به جنگ خویشتن  به  قتل عام عشق!
*
نه  که  بس مفت خر  باشیم
به حیاتی  اینچنین  مادون  وحش!

که نه شایسته انسان است٬ نه مایه فخر
آنچه پیروان ادیان با بشر کردند!

اینچنین ننگ بر پیام آورانت مپسند!
* * *
مپسند قاتلان را بیش از این سالار!

و نه کشتار دیگری چون ویتنام و کامبوج!
و نه تخریب دیگری چو افغانستان و عراق!
و نه دیگر هیچ سلاح اتمی!
*
مپسند بر ما زمینیان, مپسند
که به خونخواهی بشر برآشوبیم

و تو هم جاهلان را نهیبی زن!
و به خونخواهی بشر

... برخیز!!
* * * * *
.
نه که نتوانیم دگر ببخشائیم
.
.
.

۲۳.۸.۹۰

دورانهای تاریخ

*
آریان اشاره به هیچ نژادی نیست.
آریان در حقیقت اشاره به یک دوران تاریخیست: دوران Ram!

دوازده صور فلکي اشاره به 12 دوران متفاوتند, نه دوازده قوم!
* * *
تمدنهای باستان توجه ویژه ای به صورتهای فلکی داشته اند و دورانهای تاریخی مربوط به هر یک از آنها. این دوره های تاریخی اینهایند (همراه با نشانه هايشان):

--- Astrological Ages

The Age of Leo/ The Leonian Age
(10,000BC - 8000BC) (لئو-اسد- شير سپهر)
. "The Golden Age" دوران طلائي!
Ruled by Sun, آفتاب (شير و خورشيد)

اکثر نمادهاي شير و خورشيد اشاره به اين دوران دارند
که آغاز تمدن در فلات ايران بزرگ است.

> The Age of Cancer/ The Cancerian Age
(6450 - 8600BC) (کانسر - سرطان - خرچنگ)
. "The Age of the Great Mother."

!?Age of The Mother Goddess
Ruled by Moon , ماه (الهه و مهتاب)

> The Age of Gemini/ The Geminian Age
(6450-4300BC) (جميناي - جوزا - دو پيکر/ دوقلو ها)
. "The Age of Communication, Trade and the Twins"

writing developed,and trade started to accelerate]
[Multiple gods, such as the pantheon of gods in Ancient Greek literature

> The Age of Taurus/ The Taurean Age
(4300-2150BC) (توراس- ثور - گاو نر)
. "The Age of Earth, Agriculture and the Bull"
[Bull worship: in Assyria, Egypt, and Crete]

* * * :Moses & Cyrus: * * *
!Killing the bull": Means ending Age of Taurus"

The Age of Aries/ The Arian Age
(2150-1AD) (ائري/آريان/Ram - قوچ)
Age of Ram/ دوران آريان!/Arian Age

. "The Age of Conquests, Fire and the Ram"
expanding empires of China, Persia, Greece and Rome

  ,Ra (Sun God), Ram, Rama, Brahman, ]
[ Brahma,Abram/Abraham, Amon Ra, and RamessesI
.
* * * Abraham * * *
!Sacrifice of the Ram: Means Ending Age of Ram

The Age of Pisces/ The Piscean Age
 (1AD - 2150 AD) 
. "The Age of Monotheism, Spirituality & the Fish"

:traits of pisces/ Rise of Spirituality
(Buddhist Spirituality (6th to 4th Century BC
(Christianity(1st Century), Islam (7th Century

[Jesus & Bible often refer to the Fish: a sign of this Era]
:Traits of Pisces
such as being "gentle" and artistically able
but at the same time "impractical" may hint to
the dominance of "European empires" on the world

* * * ? sign of ending this Era * * *
         !?Killing the 2 Fish

* * * * *  This New Age  * * * * *
The Age of Aquarius/ The Aquarian age
(?- 2062/2150)
(آکوارياس -دلو -آبريز/ زني با کوزه آب
the water bearer / ( الهه آب:آناهيتا . ie)

. "The Age of Freedom"
[  Age of Freedoms & technologies /Space travel ]

ie. the hippie and New Age movement

Traits of Aquarius:   such as being 'humanitarian', but at the same time 'unemotional' (in control of one's emotions),
may indicate the emergence of active intergovernmental organisations and global solidarity movements.

Alternatively, it may indicate individual New Age spiritual awakening en masse, which although is not organized, spontaneously forms a worldwide 'humanitarian' yet 'unemotional' era of spiritual clarity and spontaneous friendship
Ref:  Wikipedia / Astrological Ages ...
* * * * * * * * * *
 

۱۶.۸.۹۰

Cults_ the order of Not to Be

Thinking:
. When did Demo-Cracy turn into yet another Cult?!

. Do all Pyramidal Structures of Power have the potential to turn into a Cult? Hmm...Don't they?!
. Haven't all pyramidal orders started or ended up as some Cult like order (disorder/ mis-order)?!
. Have Political Pyramidal orders, thus far, not defied the very meaning of Demo-cracy?
. What is it about Pyramidal Systems which can not generate or contain real Democracy?

. Don't Democracies need a more Liminal/ Lateral System to flurish?
. Can Democracies even survive in any Pyramidal system?!
 * * *
Seems to me that:
All Pyramidal Structures of power/pollitics/re-legion/etc, eventually turn any/every idea into a Cult.
Organizations are either Liminal/Demo-cratic or they are Cults (!) Isn't that so?!

* Cults: 
Are those organizations which 'Have to' constantly brainwash, manipulate,
..., control, suppress, and forcefully maintain 'Dominance'!
Dominating is the primary function of any Cult or Pyramidal power-Structure/order.

Democracy stops, where Domination begins. Does it not?
Democracy & Domination can not co-exist!!!
(how Can Opposite Forces co-exist? an Equilibrium perhaps?! How progressive is that?! ;)
* * *
* The need for Domination emerges out of
   Un-Natural or Anti-Natural Worldviews:
   "Backwards"/ "Death Oriented"/ "Not to be" ...Worldviews!

. Un-natural orders are those which constantly defy the Natural Universal Order.
. Universal Order naturally resists any Un-Natural Order!!
 => Un-natural orders are naturally in constant Tension with nature and All there Is.


Organizations based on un-natural orders /"dis-orders" find themselved in constant battle with the world.
This is the very root of Any Need for Dominance: Opposing Nature and Universal Order of Existance!
The need for Domination: results all kind of manipulation, brainwash, suppression, force, wars, etc.

=>  Any Dominating Order is a Cult   <=

. Naturally Existing, does not require forceful domination over people.
. Democracy is not any dominating order housed in pyramidal organizations.
. Democracy is a Natural/ Cultural Lateral/ Liminal Bond amongst groups of people Naturally Co-Existing.
. Any Dominating Order has to be housed in a pyramidal structure/organization.
. Any Pyramidal structure/organization is for Domination, and therefore, is a Cult.
* * * *

To be: to be aligned with natural order of existance.
Not to be: Not to be so aligned with natural order of existance
(commanding non-existance? existing in a backward manner?! ;)

ie. the "death -oriented" or "life-defying" worldviews!
... or fundamentally backward pyramidal orders.
* * * *

۱۳.۸.۹۰

و اینک انقراض دايناسورها


و دایناسورهای دوران بعل
هنوز در غارهای زمین پرسه میزنند
هنوز گوساله های طلائی هوا میکنند
هنوز در دوران بعل منجمد مانده اند!

آلت پرستی و آدمسوزی رسم بت پرستان بعل
مسخ و استثمار و برده داری تجارتشان!
و ردپاهاشان در همه فرقه ها و ادیان!

و دایناسورهای دوران بعل
هرگز پایان دوران بعل را نپذیرفته اند
و نپذیرفته اند پایان برده داری مقدس را هرگز
خشمشان از موسا و کوروش و عیسی از همین روست!

و دایناسورهای دوران بعل از آن پس
به شکل و شمایل همه ادیان در آمدند
آزادگان را سوزاندند و مصلوب کردند
قوانین جاهلیت را در کتب گنجاندند
شمایل بتهاشان را هم در معابد!!

و دایناسورهای دوران بعل
اینگونه معابد و دژها و لژها را تسخیر کرده اند!
اینگونه به بشریت اعلان جنگ داده اند مدام!!
اینگونه به استثمار انسان و برده داری ادامه داده اند تا امروز!

و دایناسورهای دوران بعل
تا تسخیر مدرنیته با بربریت تمام پیش آمده اند
ردپاهاشان در مدرنیته انحصاری هم فراوانست

فضولاتشان را همه روزه تبرک میفرمائید!
بانکهاشان بول و منی پخش میکنند در میان بشر!
و اینچنین بشر را به سخره و بیگاری می گیرند هنوز!

و جالبتر اینکه
افاضات میفرمایند دایناسورهای بربریت بعل
هر چند
قبائیست به غایت گشاد بر تنشان
ادب و فرهنگ و خلاقیت پویای پیشروان هر دوران!
دایناسورهای فرهنگ دوست براستی از عجایب است!

و سرانجام اینک انقراض دايناسورها؟!

زمان Extinction دایناسورهای عصر بعل فرارسیده است.

به قدر کافی انسانها و فرهنگها و دورانها را
قربانی جنون آلت پرستی و سادیسم برده داریشان فرموه اند!
نفرموده اند؟!

و دایناسورها چه بانمک به هم نان قرض میدهند
ادیان بعلزده حق نان و نمک سرشان میشود؟!

لابد سوراخ غار هم به هم قرض میدهند
در معابد و لژهاي تسخير شده ميخزند...
تا اين بار در "تاريکخانه هاي اشباح" عصر بعل
چه خوابهاي استعماري-انحصاري-استثماري ببيند برايتان!
در توهم بربريت جاهليت بعل!!
* * * *
گوئيا واژه "دايناسورها" از ابتدا
توصيف ماهيت همين جهان خواران بوده و بس
همين تفاله هاي تمدن و رسوبات تاريخي!

و انقراض دايناسورها؟!
اشارتي! به چاره ماندگاري... بشر!؟!

گوئي آنها نيک دريافته بودند، که برآشفته بودند!
زمان آن رسيده بشر هم نيک دريابد اين "دايناسورها" را

۱۱.۸.۹۰

برده داران دنی


سود باید بردن!
سود از تجارت سلاح و انسان و خدا

بول بایست ساختن!
بول و منی! (پول و money)

دوره دوران نامردسالاریست
دور بربریت پسا مدرن!
*
سود باید بردن!
سود از جنگ و جنون و غارت فرهنگها

چه کسی میگوید
استعمار پنهانیست؟

این چه بربریت است
این پسا مدرن عجب نکبتزا دورانیست!
*
سود باید بردن!
بول باید ساختن 
بولها را باید در بانکها اندوختن

آتش جنگ بباید در زمین افروختن!
و بشر را همه جا در کوره هاشان سوختن

این یعنی پسا مدرن!!
فخر فرهنگ و هنر اینسان توان بفروختن!
*
چه کسی میگوید استعمار، استثمار
در تناقض است با جان و خرد؟!

چه کسی جرات دارد که بگوید
این پسا مدرن عجب ددمنش است!

Bull ها حاکم شدند!!
گوئيا دوران بعل است هنوز!
*
سود باید ساختن بهر شما؟
بول باید بردن در بانکها؟
جنگها می باید افروختن, بهر سودهای سلاح؟
نکند جهان گروگان همان دزدان دریائیست؟!

یا زمین  
زندان جاهلیت صحرائیست؟!!
*
بت پرستید و
دهید انسانیت را بر باد
مایه عبرت تاریخ شوید کوردلان

دن شدید، دنی شدید و
دون شدید و دین شدید!

ای شما لشکر جهل
ای شما تشنه خون
برده داران! ننگتان باید باد
از شما D(a/i)N  تاریخ
نکند جز به دناعت هیچ یاد
گر شمایان مانید:
برده داران  دنی!
دين فروشان با مني!

گو دگر زمین مباد!!
* * * * * *

!Ahora
اي اهورا مزدا

تا به کي خون گريي؟!
مهر ببار!

unity

The enlighted

People are afraid, very much afraid of those who know themselves. They have a certain power, a certain aura and a certain magnetism, a charisma that can take out alive, young
people from the traditional imprisonment....

The enlightened human cannot be enslaved - that is the difficulty - and he cannot be imprisoned.... Every genius who has known something of the inner is bound to be a little difficult to be absorbed; he is going to be an upsetting force. The masses don't want to be disturbed, even though they may be in misery; they are in misery, but they are accustomed to the misery. And anybody who is not miserable looks like a stranger.


The enlightened man is the greatest stranger in the world; he does not seem to belong to anybody. No organization confines
him, no community, no society, no nation

The Rebel challenges us to be courageous enough to take responsibility for who we are and to live our truth

The Zen Manifesto: Freedom from Oneself Chapter 9

Spirituality


راه یافتن به بعد مینوی یک تلاش نیست، یک نیاز انسانیست که با آگاهی از ماهیت انسان و جهان هستی دست یافتنیست. درین راه همه انسانهائی که در طول تاریخ به این ماهیت دست یافته اند میتوانند راهگشا باشند. صرف حضور فیزیکی یا مینویشان روحفزاست. صرف خواندن اشعار مولاناهای تاریخ و حتی بازدید از آنها پس از قرنها تاثیرگذارست. پیام همه آنها که با هستی یگانه شدند یکیست. هستی حقیقتی متصل و یگانه است. سفر مینوی یعنی یگانه شدن با خود برتر و جهان هستی. این سفری عقلانی و فلسفی نیست! عقلا و علما و فلاسفه راهنمایان این راه نیستند. مگر آنکه خود خدایگونه شوند! آنگاه دگر خود را عالم و فیلسوف نخواهند نامید. چون عقل و علم و منطق و استدلال ابزار شناخت جهان مادیست. و سفر مینوی برای شناخت جهان مینویست. سفریست درونی و شخصی! جهان هستی دانشگاهش، اساتیدش همه روشن شدگان تاریخ بشر! زندگی کلاس درس این سفر!

ابزار این سفر در روان و جان هر انسانی جاسازی شده است. هر چند بالاجبار همه درین کلاس ثبت نام شده ایم اما ورود به مراحل بالاتر اختیاریست.اگر به درسهای هر مرحله بی توجه نمانیم امتحانات بعدی سهلتر خواهند بود. مدرکی هم در کار نیست، غیر از آنچه روان هر یک ما در هر مرحله به ما و هستی گزارش و گواهی میدهد! معمولا هم ما و هم اطرافیان براحتی متوجه نمره ردی یا قبولی مینویمان میشویم. انسان مینوی به همه عالم بی قید و شرط عشق میورزد. برای شادمانی درونی نیاز به بهانه های برونی و مادی نیست. انسان مینوی آزارش به هیچ موجودی نمیرسد و ظلم به موجودات هستی را تاب نمی آورد!

زمان آن رسیده که درسهای مینوی را آغاز کنیم: قدم اول نشنیده گرفتن افکار منفیست و آینده را زیبا ترسیم کردن. دنیای بی سر و ته امروز برآیند افکار همه ما انسانهاست! نگاهی به دنیای بیرونی بخوبی از درون خانواده بشر در هر زمان خبر میدهد. تنها با زیبائی مینوی درونی میتوان به دنیای زیبای برونی رسید و بس.



آنگاه که برآیند اندیشه های نیک بر افکار مغشوش نفس پرستان طماع و زورگوی و ستمکار غلبه کنند ما خانواده بشر پیروزیم! روشن شدگان تاریخ تنها انسانهای ورای زمان و مکان خواهند بود. اما در نهایت خوبیها بر بدیها و بقول ما ایرانیان اهورائیان بر اهرمنیان پیروزند. چون جهان هستی مثل ما آدمیان بیکار ننشسته بود و در همه این مدت مشغول تکامل بوده. هر چند از دید حواس پنجگانه بشر نامحسوس؛ اما در طولانی مدت میتوان تفاوتها را دریافت. کودکان امروز قابل مقایسه با کودکان قرون گذشته نیستند. حتی اگر هرگز به مدرسه نرفته باشند و در محرومترین نقاط زمین بدنیا آمده باشند بنظر میرسد روان و خرد بشر امروز در سطوح بالاتر مینویست. اتفاقا کودکان شهر نشین بیشتر غرق در مادیات شده و امکان کمتری برای بروز استعدادهای مینوی می یابند. اگر چنین نشود امروز هر کودکی قادرست خدایگونه شود! این احتمال در هزاره های پیش بسیار کمتر بود. مادیات هم تا این اندازه ذهن و وجود بشر را مدام به خود مشغول نمیکرد.



آیا این بی اعتنائی به هدیه های مینوی هستی سزاوارست؟ آیا این همان کفران نعمت نیست که فرشتگان را بال پرواز ببندیم و خودمان هم بجای انسان راستین بودن مثل روباتهای برنامه ریزی شده زندگی کنیم؟ برده وار بدنبال نفس و قدرتهای پوچ بدویم؟!



من از دینداری نمیگویم. تاریخ گواه خیل دایندارانیست که دین را ابزار سرکوب یکدگر کردند. دین تنها ابزار دگردیسی مینوی بود و بس. برای دگردیسی کرمهای در پیله.



دگردیسی مینوی دلیل زندگانی ما انسانهاست. وگرنه عقل هم میداند این نوع زندگی منفصل از یکدگر و هستی دیر یا زود محکوم به نابودیست. تصور بفرمائید زمین پر از انسانهای راستین مینوی میبود. آنگاه علم و تکنولوژی هرگز در جهت نابودی زمین و منابع و انسانها بکار نمیرفت. خرد آنست که بنیان تکنولوژی هر عصر را منطبق با چرخه های حیات در زمین پایه ریزد و نه بر نابودی ذخایر زمین. چرخه طبیعی حیات را بر هم زده ایم، چون از چرخه مینوی هستی منفصل شده ایم. زندگی امروز بشر هیچ پیوستگی با محیط اطرافش ندارد. انگار زمین و موجوداتش همه در حال نواختن یک سینفونی زیبا و باشکوهند و تنها ما بنی بشریم که درین میان خارج میزنیم!



انسانهای مینوی هر سازی که بزنند در همراهی با سنفونی زیبای هستیست. گر بگوش جان بشنویم همه روشن شدگان تاریخ نوازندگان ماهر یک سنفونی بوده و هستند. ساز درونشان درست کوک شده!

شاید ما نتوانیم مانند آنان با سنفونی هستی همراهی کنیم، اما بد نیست گهگاهی هم به تماشای این ارکستر زیبا بنشینیم. بلکه ارتعاشات این موسیقی موزون کائنات بر تار و پود وجودیمان اثر کرد و روزی آنها را هم با خود به ارتعاش و رزونانس واداشت! تا نوای نت خاص وجود یکتای خویش را همراه این سنفونی رویائی بشنویم. و بدانیم که هستیم! و از آن پس هستی همواره ما را خواهد یافت: در همان نت بی همتا! آنگاه هرگز گم نخواهیم شد!! ما هم میشویم جزو روشن شدگان. اقلا نیمچه روشن شدگان! از گم شدن برای همیشه که بهترست.



آنانکه از معنویات گریزانند ای کاش بگویند آخر این ایرادش چیست که روزی بی بهانه های مادی شادمان باشید چون میدانید در غم شما هستی ناخشنودست! اگر نبودید کنسرت هستی یک نت کم داشت!



تا حالا دلم برای بشر میسوخت. اما به اینجا که رسید گمان کنم دلم برای جهان هستی بیشتر میسوزد! طفلکی باید بجای نوای خوش میلیاردها جیغ بنفش در هر ثانیه بشنود!



اگر انسانهای نیک موسیقی دلنشینند لابد ما آدم بدها هم هر یک بگوش کائنات عین جیغ بنفشیم! تصور کنید زمین و کائنات چقدر از برآیند افکار مغشوش بشریت ناخشنود میشوند!



اگر خود شما بجای زمین بودید روزی چند بار آتشفشانی میشدید؟! طفلی مادرم زمین، عجب تحملی داشته تا بحال! بهترست اقلا آخر هفته ها همگی در سراسر زمین همراه و همنوا سرودهای عاشقانه بخوانیم. حال که نوروز جهانی شده، یعنی به رسم نوروزی همه سیاستمداران دنیا موظفند دشمنیها را به کنار زده و دست دوستی بدهند.



ما ملتها که میتوانیم اقلا دست دوستی بدهیم نمیتوانیم؟ البته ما با سیاستمدارانی که هنوز با دیگران دشمنند دست دوستی نمیدهیم! ما ملتها بهترست خودمان با خودمان دیدار و گفتگو کنیم و هم به افتخار خودمان خانواده بشر جشن و شادی براه اندازیم و آنچه داریم با دیگران قسمت کنیم و شریک و یاور هم باشیم و آخر هفته ها هم در گروههای مختلف به بهانه های مختلف در سکوت و یا با نجوا اما با دلی سرشار از امید به آینده ای بهتر از عمق وجودمان به کل بشر و زمین و هستی متصل شویم، تنها برای اینکه متصل باشیم و یگانگی هستی را برسمیت بشناسیم!



خیلی مهم نیست در زبان به چه آئینی باور داریم و یا اصلا به خدا و توحید باور نداریم. مهم اینست که خود را جدا از دیگران و هستی ندانیم!



مهم اینست که در نفس خود غرق و گم نشویم و هستی را فراموش نکنیم. مهم اینست که افکار منفی را با احترام به خود و اطرافیان و بشریت و هستی رها کنیم و نیک بیندیشیم و نکوئی همگان را بخواهیم و جز نیکی از ما به جهان نرسد! اما در برابر آنانکه موجب آزار انسانها میشوند هم سر فرود نیاوریم! در صف ظالمان نمانیم. فریاد مظلومان را بشنویم و انعکاس دهیم و بشر را به همراهی و همدلی بیشتر تشویق کنیم. همواره صمیمانه رویای رهائی بشر و بهشت جاودان زمین را پیش رو داشته باشیم. حتی در دشوارترین دورانها. بخصوص در دشوارترین دوران!



زمان آن رسیده که عینک باورها را به کنار گذاریم و دوباره با نگاه کودکانه به جهان بنگریم. براستی که کودکان بهترین آموزگاران مینوی ما هستند. بجای فرم دادنشان در قالبهای بسته بیائید کمی هم ما از آنها بیاموزیم. آنها که در زمان کودکی بیدار شده اند خودشان بلدند بدون دخالت بزرگترها مسیر تکاملیشان را بیابند! لطفا این حق را از آنها سلب نکنید. چون در هر حال به راهی که باید میروند. اما با دشوارهای بیشتر! بجای انگولک کردن فرزندان بیائید قدری به درون آشفته خود سر و سامان دهید.



در مسیر مینوی تنها با آنانکه براستی میدانید از انسانهای مینوی بزرگ دورانشان بودند ارتباط برقرار کنید. عقلا و فلاسفه فانوس راه مینوی شما نیستند! پس اول بدانید انسانهائی که این مسیر را رفته اند و خدایگونه شدند چه خصوصیاتی دارند تا به اشارت هر "عاقل ِعالم" به چاه جنون نروید! آن دیوانه ای که مولانا میگوید از هزاران عاقل و فیلسوف به رموز هستی آگاهترست! تا بروز و ظهور عشق مینوی و "خدایگونگی" را تشخیص ندادید، بدنبال هر ننه قمری که مدعی روحانیت بود روان نشوید، هر چند معروفترین عالم و فیلسوف دهر هم باشد. بجایش مولانا بخوانید و سماع کنید بهترست! چون عقلا و فیلسوفان اگر متکبر هم باشند معمولا همین مقدار سرخوشی طبیعی شما را هم نابود میکنند. شما هم برج زهرماری میشوید مثل خوشان! کجای هستی دائم به غم اندرست؟ پرندگانی که شما دیده اید دائم نوحه میخواندند و بر سر میزدند؟ یا طبیعت حوالی شما یکسر سیاهپوش و در ماتم و عذا بوده؟ آیا هرگز دیده اید حیوانی به حیوان دیگری فخر بفروشد یا حسادت کند؟ انتظار دارید با همین تفاخر به زمین و زمان با هستی یکی شوید؟!



: First Lesson on a Spiritual Jurney

Calm your Mind!



Our Inner & Outer world

is the Sum of our Thoughts

_________________________________________