semi philosophical
~political satire~

no mo' ho'ly and mo'dern slavery!
please

۱۰.۱۰.۹۰

Psudo-philosophy


.
هر انسانی دارای یک فیلسوف درونیست.
فیلسوف درون در تکاپوی اکتشاف فلسفه وجودی خویش و هستیست.

داستان فیلسوفان درونی ما و کشف اسرار وجود٬ همان داستان مولاناست که عده ای در تاریکی سعی در کشف پیلی داشتند که تا آنزمان برایشان موجودی ناآشنا بود. هر یک پیل را از یکی از وجوهش میکاوید و توصیف مینمود. وصف آن فلاسفه فیل ندیده بی گمان برای هندوان مایه انبساط خاطر بود. بخصوص که فلاسفه می باید بر اساس تصویر کلی که از پیل داشتند تازه به فلسفه وجودیش هم پی می بردند! چون کارکرد فلسفه رسیدن به فلسفه وجودیست.

از همین رو نمیتوان گفت کسی در تاریخ فلسفه ای را ابداع کرده!
نه کسی فلسفه را ابداع کرده ٬ و نه فلسفه هرگز چیزی را ابداع کرده.

اگر تشخیص یک پیل در تاریکی برای اولین بار دشوارست٬ تشخیص فلسفه وجودی هستی و اجزای آن که دیگر جای خود دارد. هر انچه فلسفه تا کنون کشف کرده محصول کاوش هزاران ساله فیلسوف درونی بشرست در جای جای زمین.

اما در کل تاریخ٬ فلسفه وجودی هستی هم نظیر فلسفه وجودی همان پیل داستان مولانا از دیدگاههای گوناگونی دریافت و ادراک شده. بستر کل دیدگاههای فلسفی٫ جهان بینی است:

گسترده ترين و عميقترين ادراک فيلسوف دروني ما از جهان هستي، به يک معنا، که احتمالا ادراک ضمير ناخودآگاه را هم شامل ميشود! (اما تعريف جامعي نيست)

ميگويند جهان شناسي بر هستي شناسي استوارست؛ اين خاصيت فيلسوف درونست که انگاري وقتي گير ميکند بيخودي مسائل را کش ميدهد. خب حالا گيريم نبود.

جهان شناختي يا هستي شناختي را اگر بخواهيم خيلي کش ندهيم، ميتوان در کل مسير فلسفي تاريخ بشر، که زيربناي همه آئينها و فرهنگهاي جهانست و همچنين اديان و سياست، ريشه ها را تا دو نوع نگرش يا ادراک اساسي دنبال کرد.

يعني هر آنچه بشريت تا کنون انجام داده ريشه در يکي از اين دو نوع ارتباط با جهان هستي دارد:

1. ارتباط طبيعي با خويشتن خويش و هستي
( هستي شناختي زندگي - محور سالم )
2. اخلال در برقراري ارتباط طبيعي با ...
( هستي شناختي مرگ - محور يا ناسالم )

اگر ما بشر با فيلسوفي دروني پا به عرصه وجود ميگذاريم، غير منطقيست که فلسفه وجوديمان دوگانه باشد و دوگانه دريافت شود. درست است که ديدگاههاي مان مختلف است، اما پيل همان پيل است! دو نوع هم نيست! دو تا هم نيست!

* هستي شناختي و جهان بيني ريشه اي "انسان" در کل يکيست
    آنهم "زندگي-محور" است يعني هم جهت با قوانين هستي.

منطقيست که موجودات هستي در تضادي دروني و بنيادين با اصول بنيادين هستي نباشند!
مثلا اگر تکامل از اصول هستيست، امکان اينکه فيلسوف دروني ما هستي را ضد-تکاملي يا ارتجاعي و واپسگرا درک کرده باشد چقدرست؟!

پس اينهمه "جهان بيني هاي ارتجاعي!" را از کجاشان درآورده  اختراع کرده اند؟!
البته بنيان همه نظامهاي استثماري بر همين نوع 'فلسفه هاي اختراعي*' ضد تکاملي و غير طبيعيست.
که صد البته فلسفه وجوديشان همانست!!
* * *
* بنيان همه آئينها و فرهنگها:
بر پايه درک فيلسوف درونست
از فلسفه نهفته در وجود انسان و هستي!
* * *

* جهان بيني اختراعي مرگ -محور:
ريشه همه طويله هاي برده داري مقدس است.
چه از نوع ايدئولوژيک- سياسي و مدرنشان، و چه از انواع کهن و ديني)

و بطور خلاصه هر آنچه ارتجاعي و ضد-تکامليست، يا بيمارست، يا براي استثمارست که باز هم بيمارست، يا حاصل مسخ و مغزشوئي است که سرانجام به بيماري خواهد انجاميد.

در غير اين حالات، همه انسانها ميتوانستند با اصول بنيادين جهان هستي همسو بمانند!!! (يعني در مسيري تکاملي زندگي کنند)
* * * * *

*  Psudo-philosophy ='فلسفه هاي اختراعي'
Philosophy is an internal process of Discovery, not an invension!
Therefore any 'invented philosophy' is psudo-philosophy.
Most Pyramidal system of Greed/Opression/Deceit for Domination, are based on some kind of Psudo-philosophy; and the basis of all psudo-philosophy is The "Death-Oriented Worldview".
There is only one natural (life-oriented) Worldview, for every World; especially by those living in it, and effected by it's natural laws! How can we mistakingly perceive this world as backward & regressive?!
Those who perceived the world: as backward as themselves or their priests or politicians, were just as sick!
(some sick manipulators of the masses who enjoy sick games like Holy Slavery!)

Happy 2012

Love, Light, Peace      

Year of Water Dragon


Legendary APALALA
Apalala encourages you to take part in discussions about peace, and will support you in finding ways to promote peace on a personal, practical, and global levels.
* * *

Working with the Water Dragon
“Invite peace into your life by choosing to work with people and beings whose beliefs are aligned with yours, and who are held with integrity. Understand that the conflict around you is the result of people attempting to control each other’s hearts and minds and futures. Apalala teaches us that the here and now, when tended with love, creates exciting and peaceful outcomes for all.”
* Being in here now (Ahora)
* * * * * * * * * * * * * * * * * *

۹.۱۰.۹۰

"with or without cartels"

New Order from G.O.D s
to:? 'our bastardos de governos'... whatever
Title: Ultima'tomate to our foolish subjects! 
"with us? or without us"
(!?)
اخيرا دستورالعملي از پشت پرده ها
به دولتهاي جهان ديکته شده با عنوان:

يا با ما، يا بدون ما!
"چگونه بشريت را برده خود کنيم:"

ميفرمايد اگر ميخواهيد نوکران ما کارتلها باقي بمانيد بايد به ما کمک کنيد
تا کل ملل را تبديل به برده کارتلها و دنيا را در بازگشت به عصر حجر اداره کنيم!

* وظايف ديکته شده به دولتها در جهت بازگشت به عصر حجر اينگونه عنوان شده:
1. طرحهاي کلي را بسپريد به ما و "تانکهاي متفکر" نوکر ما کارتلها و کلا فکر کردن ممنوع!

2. سرمايه و منابع هر چه هست بسپاريد به بانکهاي نوکر ما تا روي طرح هاي عصر حجري خودمان سرمايه گزاري کنيم. سرمايه گزاري روي هرگونه انرژي پاک جايگزين و کل نوآوريها براي بهروزي بشر کلا ممنوع!

3. ملتها همه بايد بردگان ما باشند و براي خوشآمد ما با هم بجنگند. مخالفت حکومتها با جنگ اکيدا ممنوع!

4. آمريکا بايد پادگان ما باشد و غلط ميکند نباشد، اروپا هم بانک ما باشد، آسيا هم کارخانه ما باشد، آفريقا هم منابع نوادگان ما باشد، آمريکاي جنوبي هم استراحتگاه زمستاني ما باشد، نورديک هم تفريحگاه ديک ما باشد، خاورميانه هم عشق اول و آخر و قلب حياتي ما باشد و قبله گاه بردگان ما هم ميتواند باشد اما ما فقط خدا باشيم و فروش خدائي غير از ما ممنوع!

5. تا اينجا همه چيز به ميل ما خدايان است و از همکاري شما دولتها قدرداني ميکنيم (وقت گل ني!) حالا خوش داريم جنگهاي بيشتري راه بيندازيم و حال کنيم. دستور داديم صلح بشدت محکوم و منفور و ممنوع باشد!!

6. ماموران نفوذي ما و فرماندهان ما و رسانه هاي ما در حال فراهم آوردن بهانه هاي جديدي براي جنگهاي بيشتري ميان بردگان ما هستند.

* محرمانه - زير نور رومانتيک مهتاب بخوانيد
بزودي با اخلال در يک يا چند تنگه خيلي راحت همه شما احمقها را به جان هم مي اندازند تا هم نفت قاچاق بخريم، هم گرانتر بفروشيم، هم WMD بيشتري بفروشيم تا شما بردگان احمق بيشتر همديگر را بکشيد و ما، که با کمک خودتان و دولتهاي خنگ و سياستکاران حريصتان خداي همه تان شده ايم، بيشتر از تماشاي حماقت شما نوکران و بردگانمان مشعوف گرديم.

* غيرمحرمانه - نخوريد! الان بخوانيد
به همه سياست بازان مان که بر طبل جنگ نمي کوبند يادآوري ميشود:

کشورتان مستعمره و ضميمه ماست
ضميمه امپراطوري ارتجاعي-مقدس برده داري مقدس نوين ما!

* غلط ميکنيد همکاري نکنيد
. شما دولتها و مجالس غلط ميکنيد با ما همکاري نکنيد!
. با نظم عصر حجري تروريستي نوين ما!!
. با مافياهاي سودآور! با رسانه هاي گويم پرور ما!
. با نفوذيهاي باورمند به ما در ان.اينتليجنس!
. با تروريستهاي مومن ما!!!

* همراهي کنيد برده هاي خنگ
. بايد هر طور شده جنگ راه انداخت
  بهانه پيدا کنيد نوچه هاي بي خاصيت!
اينکه کاري ندارد انترهاي بيشعور! چقدر لفتش ميدهيد
اه اه اه

* حالمان از شما بشر به هم ميخورد
. شما و اخلاق و پرنسيپ نکبتي تان!!
. شما و فرهنگ و هنر و خلاقيت بدرد نخورتان!
. شما و عشق تهوع آورتان به يکديگر!! اه

* شما بشر بدترين بردگانيد
. چرا نميتوانيد بردگان بهتري باشيد؟!!
. چقدر ديگر بايد مغزشويتان کنيم با رسانه ها؟
. چند تا ديوار ديگر بايد دور کشورها بکشيم؟؟
تا  گويم هاي خوب و خام و رام ما شويد!!!

* اي موجودات عجيب و غريب, اي بشر !
 آخرش نه ما شما را درک خواهيم کرد، نه شما ما را!
برويد بچپيد در لانه زنبورهاتان، از جلوي چشممان دور شويد.

* حوصله هيچکدامتان را نداريم امروز
فردا شايد فکر بهتري براي تصاحبتان به سرمان زد!
شو...! شو...! ...دور شويد! گم شويد!
* * * * * *

شما هم برو!
اساتيد اعظمتان نکرديم که لبخند ژکوند بما تحويل دهيد!
يادتان باشد احمقهاي گراند لژ, خدايتان حالا مائيم!! ما
maaaaaaw
maaaaaaaaaaaw
!mooooooooooow

۷.۱۰.۹۰

Holy Slavery. Mummification

.
Everytime Crimes against Humanity are committed by one re-legion, all re-legions are responsible!

Because:
All re-legions are but ONE SYSTEM: system of "holy slavery".
* * *
Re-Legion is a Pyramidal form of Power Structure which is only for Control & Dominance,
with no other goal than Enslaving the Masses, for which it uses Greed/Oppression/Deception.

Any Pyramidal power structure is for Control, Dominance and Oppression!
That is the basic structure of any Re-legion!!

=> Re-legions are all just ONE, pyramidal system of control.
 "The pyramidal system of holy slavery" = Re-legion
=> Re-legion is not about the 'belief', it's only about control!

No pyramidal structure of power and control leads to anything but Slavery!
None are designed or intented for anything but holy Slavery!!
(same system of holy slavery: be it in Egypt, Qum,Vatican or N. Korea)
* * *
Therefore, if you or any group of people
really respect your ideas and beliefs
(be it scientific, cultural, ideologic or spiritual)
you will prevent it from being abused!
you will keep it away from the abuse of any pyramidal control!
you will have to make sure no pyramidal structure will take control over it or you!

All pyramidal forms of greedy/oppressive/deceitful control,
mummify humans and ideas/ beliefs!!!

If you really strongly love somebody or believe in something
you'll protect it from any "pyramidal control" before too late!

If it's been under pyramidal type of control for a few decades up to a century,
it's probably been gutted and mummyified by now, and it's too late to save it.

Mummified ideas or beliefs are good for dead people, afterlife, and coffins.
Better create a new & live idea or belief, than hold on to mummified ones!
* * * *
Too bad; I'm really sorry for your loss,
and for what the priesthood had done to your faith!
The least you can do now, is not to let them mummify more people, ideas, cultures, etc.
* * * * *

کليد داران مقدسات

.
امروزه ديگر بايد براي همگان روشن شده باشد
که گروگانگيري جنبشهاي حق طلبانه تاريخ و تهي کردن آنان از مفاهيم اساسي و انساندوستانه
و کج کردن مسير اقوام و ملل از آرمانهاي والا بسوي پرتگاههاي بردگاني اشرافيت مقدس راس اهرام قدرت با ابزار 'زر و زور و تزوير' بارها اتفاق افتاده و در همين زمان شاهدش هستيم!

اين استمرار همان نظام استثماري مقدسات اهرمنيست
که همه جنبشهاي پيشروي تاريخ بشر را با روشهاي مشابهي به بيراهه برده،
منجمله قيام همه آزادگان و پيام آوران رهائي بشر را با جعل خرافات و تحريف تاريخ و به تزوير و مغزشوئي چنان واژگونه جلوه داده اند که فراريان طويله هاي مقدس را با جعليات منسوب به همان آزادگان فريفتند و چندين صد باره به همان طويله هاي استثمار اهرمني-مقدس در اشکالي ديگر و با عناويني دگر بازگرداندند، در حاليکه عمال ارتجاع خود چهره عوض کرده بودند, اما نشانه ها گواه استمرار همان سيستم ارتجاعي پيشين است و دکان خدافروشي اديان همان دکان بت فروشي کاهنان بيمار استثمارگر انحصار طلب حريص سيري ناپذير با همان ابزار زر و زور و تزويز و همان سمبلهاي پيشين و همان برده پروريها و همان شلاق و سنگسار و دست و پا بريدنها و همان شکنجه ها و مصلوب کردنهاي مخالفان انحصار و استثمار! و همان قوانين اهرمني مخلوط با کلام حق, عرضه شده به گويم بنام کتب مقدس!!

اگر چيزي از دموکراسي و ليبرتي و حقوق بشر در خود غرب حتي باقي گذاشتند، لابد چيزي از پيام راستين پيام آوران رهائي بشر از شر همين طويله داران مقدس مآب خدافروش هم در کتب و تاريخ باقي مانده!

چه انتظار داريد...!
وقتي نگاهبانان کتب مقدس همان کاهنان حريص بوده اند!
همان مارهاي مقدس مغزخوار وردوشان هر آن ذحاکان تاريخ
از نرون تا استالين و باقيشان و شيوخ مقدس هم از همان دودمان!
آل کاهنان > آل ابوسفيان > نگاهبانان طويله ها > کليد داران کل مقدسات!
(کهن و مدرن و نوين)

خاطر گويم آسوده باد
تا بوده پيامبري نبوده
که از دست عظماهاي مقدس شما خو کردگان به جمادي و استثمار در رفته باشد!

اگر فقط يکيشان موفق شده بود
امروز هيچ ظلمي و قساوتي مقدس نبود!!

قاتل جان کودکان زمين شدن شغل محسوب نميشد!
اينهمه کارتلهاي تسليحات کشتار جمعي براي Shock & awe  هم نداشتيم!
اما حيف که تا اعلام امپراطوري مقدس کاهنان فقط چند ماه بيشتر فرصت باقي نيست و براي نجات گويم مغزشوئي شده مسلح جهادي کمي تا حدودي ديرست; مگر به معجزه اي موميائي شدگان از خواب غفلتي هزاران ساله برخيزند!

کاهنان همه شان را مغز خورده و حسابي موميائي کرده اند!
از روئساي جمهورشان گرفته تا... فرماندهان و جهاديونشان که خيال ميکنند براي سرافرازي ملتشان در تلاشند و باقي هيچيک از خود نمي پرسند که طبق کدام منطق و در کدامين قاموس نابخردانه اهرمني راه سعادت بشر از عداوت و شقاوت ميگذرد؟!

هر آن کتاب و قاموسي اينچنين گفته
بر ضد شرافت و وجدان دستور داده و لذا اهرمنيست و ضدبشري.

اما موميائيان اينرا درک نمي کنند
چون مغز و شرف باخته اند و کوردلاني منجمد گشته اند

سپاهيان موميائي کاهنان مقدس دوران!!
در راه آخرين فتح الفتوحشان: برده داري مقدس گلوبال!
* * * *
که الهي کوفتشان شود.

oh Mr. UN INC!

Since when recruiting soldiers means providing jobs?!
It doesn't.

Turning an entire nation into soldiers of a corrupt Global system of Slavery is Not providing jobs for families, it's just what it is: providing more soldiers for a corrupt system of Global Slavery. that's all.
* * * *
Next time you representatives of Global Slavery Inc. count the percentage of jobless in UN (united Inc.), please have the decency of excluding Slavery as a job!! (ie. brainwashed fighters of the 1% Slave-Masters)

۶.۱۰.۹۰

پيام پيام آوران

.
باورمندان به پيام آوران
پيام را درنيافته اند.

پيام همانا
رهائي همه بردگان
از "طويله هاي تحجر استثمار مقدس" بود!

در آغاز هر دوران نوين!!
* * *

* با کندوکاو در کنه داستان پيام آوران رهائي بشر:
غيرقابل کتمان است که همگي بزرگترين انقلابيون دورانشان بودند.

* آنچه در لابلاي لفافه هاي خرافات و نيرنگ پنهان مانده:
پيام بنيادين "رهائي بشر" است!! از...؟!

. اسارت برده داران خرافه پرور نيرنگ باز زمانه!
. يعني از اسارت همان طويله استثمار مقدس دوران!

* آنچه با نيرنگ سعي در پنهان کردنش دارند
عامل محرکه و نيت پيام آوران رهائيست:

. اعلام انزجار!
از ستم سيستماتيک 'تکنولوژي دين'!

* سيستم تکنولوژيک دين:
. از آغاز بر ستونهاي تثليث "زر و زور و تزوير" بنا شده!
. اهرام سه گانه (pyramids) سمبل همين سيستم بودند

* آنچه موسا را به قيام عليه ستم برآشفت:
همين 'تکنولوژي استثماري' دين سازمان يافته بود.

* کاهنان:
مزوران اصلي تاريکخانه هاي اهرام ثلاثه بودند!!
گرداننده نظام بيمار تکنولوژي استثمار گويم=Din

. همکاران ناشريف هر آن 'ذحاکان مقدس ماردوش'
. اساتيد اعظم هر آن مغزهاي متفکر بيمار استثمارگر!
* * *

و کاهنان زمان ما:
همان " اشرافيت 'مقدس' " اعصار!!

همواره باورها را بازيچه فريب قرار ميدهند!
. باور به صهيونيسم را دستمايه استثمار يهوديان
. باور به کلونياليزم را دستمايه بردگاني مسيحيان
. باور به تقدس شقاوت ابناي بشر را برده اينان کرده!

* کاهنان زمان ما:
آيت هاي استمرار 'تکنولوژي' پيچيده 'برده داري مقدس'

آيات مبرهن عدم شناخت پيام آوران و پ ي ا م!
* * * * * * * * *

* اى فرزندان آدم!
لباسى براى شما فرستاديم كه اندام شما را مى‏پوشاند و مايه زينت شماست; اما لباس پرهيزگارى بهتر است!!!

اي مهر پيشانيها! معبودتان چيانند؟!
بتهاتان! از شماره خارج شده!!
ديديد مال و ثروت و تكبر به حالتان سودى نداد

از خود بپرسيد: چرا مردمان را گمراه ميکنيد!
تا نگويند "اينا ما رو گمراه کردن...!!"

* چه كسى ستمكارتر است؟
پيروان اگر گرد پيشوايان گمراه را نگرفته بودند (خدافروشان) قدرتى بر اغواى مردمان نميداشتند!!
* * * * * * * *

نخير
ما را با ستمگران سر آشتي نيست

شما بفرمائيد! براستي
ستمکارتر از 'کاهنان!'
و 'نگاهبانان دوزخ مقدس!'
... کيست؟!!!!
* * * *

۲.۱۰.۹۰

دم خروس" استثمار مقدس"

.
با بررسي عميقتر جنگهاي معاصر منطقه اي و جهاني
و بررسي عميقتر ريشه هاي استعمار و استثمار و مافياها

دم خروس "استثمار مقدس" لاجرم از همگي بيرون ميزند!

اين رد پاي همان امپراطوري غيبي مقدس مآبان قرون وسطائيست
در تکاپوي بازگرداندن چرخ دوران به برده داري مقدس!
از رنسانس تا اکنون!!

جبهه اي پيوسته
از هر آن مقدس مآبان مغزخوار، آدمسوز، برده پرور، خونآشام!

جبهه  ضد تکاملي ارتجاع جهانخوار
* * *
درست به همين دليل
براي نجات بشريت و زمين از پسرفت تا تباهي همه چيز
رهبري جهان نمي بايست بيش از اين بدست ارتجاعيون پيشين باشد.

کشورهائي که رهبران يا قدرتهاي ذي نفوذشان
از گويمهاي مسخ شده طويله هاي برده داري مقدس باشند
نميتوانند راهبران دوران نوين يا عصر مهر و خرد و رهائي باشند.

ملتهائي که به پاي خويش
به طويله هاي کهن و نوين برده داران اعصار بازگردند!
يا بيدار نشوند...!!
بهترست آماده پرداخت هزينه گزاف پيوستن به جبهه ارتجاع باشند

هزينه اي که اقوام و ملل بسياري
بارها براي خو کردن به انواع طويله هاي برده داري-مقدس
و در جا زدن در چرخه هاي باطل ارتجاعي-مقدس اعصار

از جان و دل و روان
تا مهر و خرد و وجدان
و فرهنگ و زادگاه و خانمان
... پ ر د ا خ ت ن د !!
همه در متلهاي کهن و تاريخ معاصر ثبت است.

* تکرار خطاهاي فاحش تاريخي...؟ تا به کي و تا کجا...؟!!
* * * * * * * *

Revolutions & "Devolutions"

.
مفاهیم انقلاب بحث جالبیست.
مفهوم کلی انقلاب که همان دگرگونی است.
و دگرگونی هم که در جهت تکامل بشر ناگزیر است.

پس تا اینجا انقلاب به مفهوم دگرگونی مثبت و در جهت تکامل بشر امری نیک و لازم است.
اما متاسفانه دگرگونی گهگاهی هم در خلاف جهت تکاملی صورت می گیرد!
(مثل آنچه در ایران اتفاق افتاد)

بنابراین بنظر میرسد بحث در مورد انقلاب آنگاه مفیدست که به نیت و جهت و محصول آن توجه شود.
تشخیص انقلابات تکاملی از انقلابات معکوس و همه نشانه ها و وجه تمایزات این دو است که اینک ضروری و راهگشاست.

مردم باید بدانند چه میخواهند و چه نمیخواهند.
باید بدانیم جهت سیر تکاملی کدام است و ارتجاع کدام!

برای گیر نکردن در چرخه های باطل ارتجاعی این حداقل درک سیاسی - اجتماعی ضروریست.
گمان نکنم هیچ آزادیخواهی از واژه انقلاب، مفهوم درآمدن از چاله و افتادن در چاه را مد نظر داشته باشد!

پس چه میشود که ملتها گاه بجای پیشرفت کردن پس رفت میکنند؟!
آسیب شناسی این نوع انقلابات پسرو یا زوال سیاسی-اجتماعی ملل و بشر جزو مهمترین وظایف نیروهای پیشروی بشریست.

اما متاسفانه بیشترین هم و غم گروههای دست اندر کار افتضاحات تاریخی در جهت موجه جلوه دادن تصمیمات غلطیست که نتیجه عکس داده و یا اصرار بر مشروعیت نظامهای واپسگرای حاصله از سوی گروههای بهره مند از انحطاط انقلابات!

خوبست یک بار برای همیشه روشن کنیم:
منظور آزادیخواهان از انقلاب جز همان ابزار تکامل بشر نیست!

اینگونه روشن خواهد شد که انقلاب کدام بوده و ضد انقلاب ختم به ارتجاع کدام!!

و روش خواهد بود
که منظورمان از انقلاب نفی ارتجاع است

وگرنه هر دگرگونی انقلاب تکاملي نیست.
* * * *

۲۹.۹.۹۰

pillars of slavery

.
* The hidden empire of holy slavery
تا زمانيکه ريشه جبهه برده داري ارتجاع جهانخوار درست رديابي و تشخيص داده نشود، راه و مسير رهائي بشريت بوضوح آشکار نخواهد بود و نه روش گشودن غل و زنجيرهاي مرئي و نامرئي از تن و روان ما خانواده بشر.

هنگاميکه ريشه ها يا ستونهاي اصلي امپراطوري مخفي ارتجاع جهاني آشکار شوند، آنگاه مسير رهائي هم آشکار خواهد بود و نيازي به اتلاف فرصت و انرژي نيست.

تا اينجا همه نشانه ها اشاره به ابرقدرتي مقدس در پشت پرده هاي نظم استثماري عمودي اهرام متحد المرکز دين-سياست دارد. يعني تسخير هر دو براي نياتي ضدبشري!

بنابراين ميتوان حدس زد ابرقدرت مخفي بر کدام ستونهاي اصلي سوار و استوار شده.
هرچند مثال "خانه از پايبست ويران است" تقريبا صدق ميکند، اما تا اين ستونها پابرجايند، استثمار بشر هم برجاست.
(يعني نظم استثمار اهرمني-مقدس در انواع گوناگون کهن و مدرن و نوين!)
* * *
Pillars of holy slavery 
Z ar: زر = Gold $ > G. reed 
Z oor: زور = fear factor > O. ppression > O. bedience
T azvir: تزوير= brainwash >   D. eception
* * * * * * * * * * * * *

How to shake pillars of Slavery? u might be asking yourselves as well.
* The G. factor:
"Give me control of a nation's money, and I don't care who governs it!"
. so it seems, a more locally and socially controlled financial system is long overdue.

* The O. factor:
"Oh my beautiful slaves, I am your master and you need not think or decide, but just follow blindly!"
. so it seems, we are as free as we can decide our individual or common destiny without force or fear.
. so what's long overdue in this area, is independent thinkers (vs. think tanks) and Independent governments (not stooges of banks & cartels)

* The D. factor:
Deception is the main pillar of any system of Slavery;
only the brainwashed would continue working to preserve such corrupt system,
only the brainwashed would fight each other for preservation of Slavery!
only the brainwashed keep turning the wheals of a system that will definitely crush their own children as well as their grand children and every new generation's hope for a better world, in favor of a few sick slave masters and their dram of Global Slavery.

So! now you know what percentage of you, the Human Family, are actually brainwashed enough to do the 300 families' dirty work for them... so that the world could never experience Peace & prosperity for all, nor the future generations (including yours!) can ever get their wish and live in a better world.
keep up the 'good work' of making sure Humanity remain Slaves!! by all means.

If you honesty don't know what's wrong with the system, by now:
you may as well go fight in some war for your slave-masters to stay in power long enough to kick your family's butt outta their home, while you're already GONE in their defend, not your family's, nor your country's defend.

Do you even understand what you're all fightin for?! NO SIR.  most definitely NOT.

It's time to wake up and realize, neither you and your family, nor your country or your flag, or anything you're supposedly fighting for, does not mean sh...'t to the 300 slave masters. you know why? Cause the God damn basterds are now Global!!  thanks to you idiots, they now own the entire globe! (not just your country)
* * * *

the mythic memoir!

. Bible codes: "For the bull grew into an swift bear charging toward her."
> . Scene of the Crash of Bull & Bear!
Bull's head. appears in Europe. Bull's eyes in Romania. Crushing into a Bear
Bear's head in Turkey. Perhaps refers to Ottoman wars.
Memories of that Crash of the Bull & the Bear...? still engraved on Earth crust!!
in region of Spain/ Greece/ Turkey. Cradle of Civilization? or Site of the Lost one?!
* * *
> Mythology Engraved on Earth
A series of mythical figurs seal their memoir on Earth:
Each in the same location as the origin of the myth!
The best representation of that regions history or 'soul'
(Some are on land and some in the oceans)

. The 'wild Horse' of  N. America/ with a Squirrel on its back
(horses leg is left in some creatures mouth in russia!)

. The 'Sleeping Beauty' of S. America/ tiny people were also discovered here!

. The 'Snake swallowing it's tail!' of Antarctic ocean
. The 'Medosa's snakes' of Nordic region/feeding two baby snakes!
(similar myth: Zahak- Mardosh)

. The 'Horned Beast' (Div?) of western Europe/ on top of Bull's head
. The 'Flying witch w/pointed hat' of british isles/ and the little cave man
. The 'Bull's head' of Espana/ crashed bear's head in ottoman region,
. The 'Elongateds Head!' of Africa/ swallowing the bear(now more like hippo.)

. The 'Phoenix bird' of Ararat mountain/ place of Noah's landing
(similar myth: Ghoghnoos / Simorgh)
. The 'Kingly crowned figure' of Caspian region/ facing the phoenix
. The 'Lion's Head' of atarpatgan/Armenia

. The 'Prophetic figure w. cane' of Indian ocean/ cane turning into snake
. The full fox head figure 'Anubis' / showing V sign in suez canal,
(Prophet & Anubis are back to back, same ocean)

. The 'great Fish' of Pacific ocean
. The 'Fish-Crown'ed' bearded figure/ same pacific fish
. The 'mermade head?' emerged from S. pole/ seducing the fish'crowned man

and last but not least:
. The 'Red Sleeping Dragon' of China, ofcourse!

enjoy the mythic memoir  :
Some people must-a known how to fly! (a very) long time ago!
* * * *

*   Astrological Ages
    . The symbolism of Ending each Age:
    . killing the bull (or rather saddling the bull) ends age of Taurus
    . Ib-Ram & Ram-cess, of age of Ram
     . sacrifice of Ram or Lamb, ends age of Ram! obviously...
    . who are the fish of age of fish...(pope wears a fish hat like pheroahs)
    . what ends age of fish...or rather symbolizes begining of New Age...!
   
(so if for example, bulls are to be saddled, and ram are to be followed and sacrificed and eaten instead of humans! as a sign of the end of diff. ages, then, what are the fish for, to replace red meat perhaps?...and what happens to the -two fish- signs at the end of age of pisces? as a sign of begining of Aquarius, the new age; who knows!)
* * * *

پروژه گويم سازي


گفته ميشود تنها کسي که در کره شمالي
حق انديشيدن دارد رهبرست،
يا بقول خودشان فرمانده عظما

مثل پاپ يا ولي مطلقه
هر نظري از سر باد معده هم بدهد
همه بردگان طويله ايشان کورکورانه بايد بپذيرند.

خب اينکه چيز جديدي نيست،
از روي همان دکان خدافروشان کپي برداري شده
بنام کمونيسم به کره ايها زور چپان کرده اند!

دقيقا همان مدل است
چه فرقي با طويله هاي گله داري اديان دارد؟
در هر منطقه از زمين بنابر شرايط محلي
در ماسک و نقاب منافقانه جديدي ظهور شده!!
* * *

هرگاه بشريت ايده آزاديخواهانه و انساندوستانه اي داشته
اين کاهنان استثمار مقدس آنرا مصادره به نامطلوب کرده اند

از کمونيسم تا ناسيوناليسم و کاپيتاليسم و غيره
همه سرآخر رفت به جيب گشاد خدافروشان برده پرور

کمونيسم و سوسياليسم را آنطور مصادره و فرقه سازي کردند
ناسيوناليسم را طور ديگري کالت سازي فاشيستي کردند
کاپيتاليسم را هم اينطوري انحصاراتي کردند و پوکاندند!

طويله داران استثمار مقدس قرون وسطا...
وقتي با خشم انقلابي اروپا مواجه شدند

رفتند در سراسر زمين پخش و مشغول طويله سازي شدند!
در هر شهري مغز مردم را خوردند و زمينها را غصب کردند!

در بهترين نقطه هر شهر با بيگاري کشيدن از مردمان
براي خودشان کاخها ساختند بنام معبد و کاثدرال و اينها

در زيرزمين اکثرشان شکنجه گاه و سياهچال بود
آن سياهچالها هنوز پر از اسکلت يا جمجمه است

برخي معابد فقط با اسکلت اهالي منطقه بنا شده اند!
* * *

اگر شيطان وجود خارجي داشت
صد در صد در همان معابد پنهان ميشد!!

کلام مهر و مسالمت و رهائي را
با اراجيف تفرقه آميز و گرد جهل و خماري مخلوط ميکرد!
و هر از چندگاه کالت نويني مي آفريد! براي بهره کشي!!

گروهي را با ترس و آز برده خويش مي کرد
گروهي را با وعده بهشت و حوريان و عسل!
قومي را با برتري طلبي خر ميکرد
قبيله اي را با زر و زربفت!

بردگان بودند که همچنان رديف ميشدند!!
از شرق تا غرب عالم و بالعکس! نسلها در پي نسلها!
* * *
در بازگشت به اروپا کار دشوارتر شد
مي بايست در پس نقابهاي مدرن پنهان شد.

نقاط ضعف ملل را يکايک کاويد
تا به انواعي از فاشيسم رسيد!

ميسيونر و لژيون و جنگ و خون
همه جا از ملازمان قدوم مقدس بود!
به زور هم که شده ميبايست مقدس شد!!

مقدس همچون پاپ و انواع عظما و اساتيد اعظم
مقدس همچون استالين و موسيليني و هيتلر و خميني و کيم جون 'ايل'

فرزندان خلف مقدسات راس هرم
ديوانگان دست چين شده ill
آتش بياران دوزخ مقدس در زمين!!
* * *

* طويله داران استثمار مقدس اعصار:

به تقدس 'مسخ و جنون و خون!'
و 'تفرقه بينداز و حکومت کن!'
با 'زر و زور و تزوير!'

آري اين ill
و تبار مقدسش
آشنايند!!

انگاري
طويله اي براي آدميان نيست
که مقدس نبوده باشد!

ريشه همگي به يک طويله بازميگردد
همان طويله مقدسي که در آن انديشه ممنوع است!

* اگر انديشه بود که گويم نبود، انسان بود.
انسان انديشمند را دشوار بتوان به بردگي گماشت!

البته شايد بشود، اما بس دشوار
پروژه اش در کره شمالي در دست بررسيست!
* * *
شايد در جنگ جهاني نتيجه دلخواه نداد؟
آنهمه دانشمند را در طويله کردند
تا استثمار مقدس کنند.

* پروژه گويم سازي!!
از فراريان طويله دين؟!

شما انديشمندان بگوئيد،
خدائيش ترجيح نميداديد خودکشي کنيد
تا برده مقدسات نشويد ديگر بار؟!!

دو صد بار مردن به از بندگيست! واقعا؟!
شما نبودي به پاي خودت برگشتي به طويله ها؟!

99% راي به طويله استثمار مقدس!!! هورا !!!!
* * * *
(تسليت به حزب مقدس طويله توده براي درگذشت يکي ديگر از اخوان ديو!)

holy project of: making good Goyem outta u!
by this analogy, it's not difficult to see that all of these 'holy leaders' were handpicked, brainwashed, elements to carry out the hidden agenda: brainwash of the masses, towards 'holy slavery' & global dominance over humanity. All wars, including world wars, are part of the same plan, and all geared towards enslaving naions.
therefore, holy leaders like stalin, hitler, khomeini, ghaddafi, kim ill, etc, were USED for oppression of corrsponding nations, for the benefit of "the regressive forces' and re-emergence of holy empire of global dominance: global dark ages, instead of moving forward towards global liberty in the new age.
(if you carefully re-evaluate each one of such 'holy leaders', for example hitler, you'll come to the same conclusion that they were either brainwashed themselves & guided from behind the scenes or were 'agents' of regression, to counter-act the verty Progressive Movements of that time/ place. And they've all managed to do just that, with no other 'achievements' but that which benefits the Evil Forces of Regression: the hidden empire of holy slavery.) better psycho-analyse the leaders and their behaviour & speeches, next time!

۲۴.۹.۹۰

Chaotic world order



No Order comes out of this Chaos

بانيان نظم نوين هيچ نشانه اي از انسانيت بدست نميدهند
و اين جنگجويان قرون پيش که همه نهادها را به زور سلاح قبضه کرده و همچنان به فتنه و جنگ به چنگال خونين خويش ميخواهند، ميگوند:

ما اول دنيا را با جنگ و جنايت و شقاوت و غارت و اينها بر هم مي ريزيم، فقط براي اينکه بعدها از درون آشفتگي نظمي پديد آيد! (که صد البته منظورشان نظميست که بدرد خودشان جهانخواران بخورد، نه بشر)

بنظر شما از بي نظمي و جنايتهاي اين محافل عليه بشريت، ميتوان به نظم جهاني مفيد و انساني رسيد؟

يعني براي رسيدن به دنيائي بهتر بايد
جنايت و غارت و فقر و بهره کشي و جنگ و قتل عام کرد؟!

اين نظريه مورد قبول و اتکاي امثال جرج بوش و نئوکانهاست
که فقط يکي از سرهاي اژدهاي هزار سر 'جبهه ارتجاع' هستند.

کل جبهه پيوسته ارتجاع يا ابرقدرت غيبي بدنبال Chaos است
همين کي.آس / Chaos / بينظمي خودانگيخته را نظم نوين نام نهاده.

عجيب نيست؟! عجيبتر اينکه تقريبا همه روشنفکران و دانشگاهيان و فرماندهان و سياستمداران و غيره، در برابر چنين طرح مخوف و ضدبشري سرتکان ميدهند و کورکورانه آنرا تائيد ميکنند و بيخردانه زمينه ساز ادامه جنگ و جنايات جبهه پيوسته ارتجاع ميشوند!
(The Ever so united Regressive Front)
* * *
شايد هم راست بگويند! ميتوان امتحانشان کرد.
اگر راست بگويند احتمالا انقلاب درون محفلي و زير و رو شدن بساط قدرت و مکنتشان را با جان و دل ميپذيرند! چون آنها را به نظمي برتر ميرساند؟!!?Right
* One way to examine, twisted theory of "Order outta Chaos":May the invisible Empire of ages collaps then
in order to reach a higher order, from such Chaos (!?)

Content Slaves


What am I saying! don't even know where to begin, or how to say it.
People didn't just give their 'money' to some banksters and cartels, or their puppet politicians...They gave 'themselves' to bunch of inhumane crazy sadistic creatures who have no better hobby than to Enslave humanity and make everybody suffer, just for the sake of...Amusement ?! Yeah, that's the word, just for their amusement.

It's not about moeny; that's just yet another Chain, to drag everyone into...greed, madness, slavery, so on.
Just like Oil; or any other commodity, or Idea, or belief: Chains, of Slavery!
Anything can be used against you, once you believe you're incomplete without it.

The feeling of Need/ constant need, drags you down, traps you in a web, takes you away from you, away from becoming yourself!

Your True Self, is what's stolen from you, in the process.
That's the very essence and purpose of enslaving, my dear. Is it not?!

We helped creating these bubbles...these Traps, in which we are now trapped.
Like a silk warm, we wrapped our true selves, in layers and layers of webs, chains,...Things!
What are these layers, these chains? ...Belief?! Greed? Fear? what else?! Anything... but the truth.

Only the Truth can set us free now...right?
Do we even dare...to peel off all these layers!!
All these chains, we have willingly accepted to be chained in...entrapped by.

Willingly accepted Slavery? Why?!
Such good slaves, we complain if somebody takes off the chains from our life, our being.
Our very being has become all about these Chains. Content Slaves; addicted to our chains!
Don't know how else to explain it.
Try opening the chains from some of these slaves...
especially the ones enchained in religous webs...& They'll hate you for it.

How?! Just how is it possible to make people realize.
It would help...to at least SEE the web of falsehood, the chains.
How do we get them to see the chains?
Can't see the chains...before seeing our true selves
We're Human Beings, not Robots!!
Those most brainwashed of all robots,
who would carry out any order, to the end of humanity,
are the ones who need to wake up ASAP:
The religio-political-warmongers!
Soldiers/ politicians/ clerics... or all in one: Neo-Jihadists.

Let's ask ourselves again:
How do we see the chains...! before seeing Our True Selves?
How do we see our True Selves...
before peeling off these webs of falsehood! at least some of it.

The sooner the better, aint got much time:
We need to just let go of some chains; so we can see our true selves.

Leave the golden chains behind...my Prescious!
You, yes YOU The Human Beings are prescious! not your chains!

True power is within us; not in some golden ring.
Our collective power, can overcome any 'ring of power'.
Maybe we should all just leave the chains behind, and simply move on.
What if...!? What if it's really just that simple..?!
Truth is the simplest answer! so is the path of truth.
Falsehood is the twisted, convoluted, complicated path.

If freedom is always just one step away,
Then... what are we waiting for?!
Why keep clinging to falsehoods?

Clinging to our Chains..?
We're clinging to our chains! Aren't we?!
Oh my...
* * * * * *

* Slavery is a system under which people are treated as property to be bought and sold, and are forced to work. (rather than being allowed to follow their own bliss and choose their path and life and work creatively, willingly, compassionately! and that's the way to global peace, harmoney and salvation.)
not the current backward global system of ho'ly slavery! rather a... 

liminal cultural bonding via compassionate joyful creative blissful lives.
That's the life of no Slave! That's Human Life!

as in Human Beings!
as in Being Human!
Humane

can't wait to see the day
End of all slavery,
begining of Humanity


 

۲۳.۹.۹۰

رهائي از برده داري

.
کليد زندان 99% در دست کيست؟
معضلات اقتصادي که گريبانگير ملل شده اينست که بدليل ساده لوحي و بيعاري خودشان, همه "خود" را  به دست دزداني بنام بانکها و روسپيان سياسي آنها سپردند و آنها هم با وضع قوانين مورد نظر خودشان اختيار کامل سرمايه و دولت و ملت و کشورها را بدست گرفتند (که يعني دگر نميتوان نظامهاي حکومتي غرب را دموکراسي ناميد.)

اين يک درصد حاکم شده بر همه اين دموکراسيهاي سابق، الان همه سرمايه اين ملتهاي برده اليگارشي يک درصديها را از گردونه اقتصادي کشورها خارج و پنهان کرده اند تا به توهم مخيله هاي بيمار ساديستيک خودشان آنرا نه براي خير کشورها که در راه شرارت و نابودي سرمايه گزاري کنند و براي اجراي چنين توهمات بيمارگونه است که همه عمال نفوذي جبهه ارتجاع را در جهت بهانه جوئي براي يک جنگ جهاني مامور کرده اند. (بسياري از اين ماموران شايد ندانند هدف نهائي جنگ جهاني است.)
* * *
. راه رهائي ؟!
  از برده داري
  از مسير جنگ جهاني
  و بحران تحميلي توسط 'جبهه پيوسته ارتجاع' 
(کارتلها و بانکها و انواع مافياها و رسانه ها و فرقه هاي مرتجع و طويله هاي استثمار مقدس و دانشمندان خودفروخته و سياستکاران خائن و فرماندهان مغزشوئي شده و ماموران نفوذي در همه سطوح...)
* * *
رهائي از زندان برده داري جهاني يک درصديها کار ساده اي نيست و با تجمعات اعتراضي و راهپيمائيهاي ميليوني و اعتصابات عمومي هم ممکن نخواهد بود. چنانچه به تجربه شاهد بوديد که اليگارشي ديکتاتوري نوين جهاني کوچترين اهميت و اعتنائي به راهپيمائيهاي ميليوني ضد جنگ نکرد، و کرد آنچه در طرح داشت و شد آنچه نمي بايست!

اينک شما ملتهاي سابق و بردگان امروز تنها مانده ايد بر لبه پرتگاه نبود، و فرزندان کشور خودتان، فرماندهان و سياستبازان، براي آخرين تلنگرها بر پيکره نحيفتان آماده ميشوند، تا آنچه در جنگ جهاني پيش براي خوشآمد همين اليگارشي مخوف کردند را بار ديگر تکرار کنند و اينبار با وجود اينهمه سلاحها و سايتهاي اتمي خودشان هم در امان نخواهند ماند تا از کشتار نيمي از جمعيت زمين (طبق طرح افشا شده) احتمالا سودي ببرند. دليلش اينست که نيروهاي محرکه مغزشوئي شده بزودي در مي يابند که خودشان هم طبق اين طرح مخوف نابود خواهند شد و قادر به نجات ملت و کشور و شهرها و خانواده هاي خودشان هم نخواهند بود و آنگاه است که نقشه مخوف ابرقدرت مخفي Backfire خواهد کرد. و اين روند هم اينک آغاز شده.

اشتباه اليگارشي ديکتاتوري نوين غرب اينست که به بخارات مسموم مخيله هاي فسيل و بيمار خويش بيش از حد بها ميدهند، درحاليکه بهترين سرمايه گزاري همواره اعتماد به خلاقيت و نوآوريهاي نسلهاي نوين است و هرآنچه در مسيري تکاملي با 'روح زمانه' همراه باشد! چون با برآيند نيروهاي حياتي و قوانين هستي هم جهت است و بدون مانع تراشي دايناسورها اتفاقا خيلي زود و به سهولت به بار مينشيند و اين يعني خبري خوش براي همگان! بهترست روي اين موج سوار شويد و شادمانه برانيد، تا اينکه روي موج جنگهاي جهاني سوار شويد و خيلي زود خود را در برابر مردم و ارتشيان خشمگين در رديف گيوتين بيابيد. معادلاتتان بس خطاست. طرحهايتان مثل مغزتان در دوران پيشين فسيل شده!

خودتان هم خوب ميدانيد اين شيوه دلربائي از New Age نيست!!
بخصوص که اين عصر دوران رهائي هم باشد. روح زمانه (zeitgeist)، روح رهائيست.

هرآنکه بشر را برده خويش بخواهد
خود طعم بردگي در زندانهايش را خواهد چشيد.(Beware)
* * * * * * *

آليا - لوژي


بنظرم راه بهتر اعتراض فمينيستي (غيرافراطي تا نيمچه افراطي) ميتونست اين باشه که مادر بزرگهاي دنيا عکسهاي زيبا و هنري نيمه لخت بگيرند (مثل تقويمي که يکبار براي Fundraising براي درمان سرطان پستون درست شد و خيلي هم زيبا و شيک و جالب و جانفزا و روح انگيز و طرب انگيز و همه چي انگيز بود) حتما که نبايد فلان آلت پرستان نامردسالار را برانگيخت، تا مثلا از حقوق ما زنان دفاع کرد.

بگذار حالا درين دنياي سراسر نامردسالارانه
اقلا در اعتراضات فمينيستي سراپا در خدمت آقايان نباشيم!
باقي زندگي ما زنان که انگار فقط بايد در حول محور وجودي مرد بگذرد، بخصوص در سيستمي نامرد. حالمان بهم ميخورد وقتي فمنيستهاي اولترا افراطي با همان نگاه مذکر برخورد ميکنند يا شلاق را از دست آقايان گرفته بر پيکر خود و ساير زنان ميکوبند
(که لازم نکرده شما سالاران و سروران و صاحبان زحمت بکشيد!)

کارشان هيچ فرقي با قمه زني ندارد.
نوعي مازوخيسم در ژن بيشتر ما زنان نفوذ کرده انگار...
بهتره هوشيارتر عمل کنيم و آگاه به اين نوع خود آزاريها.

۱۸.۹.۹۰

Freedom for Assange

.
سواستفاده سيستم از حقوق زنان در سرکوب آزادي بيان:

سيستمي که رويش را برميگرداند تا ميليونها کودک گرسنه و خانواده زير خط فقر و ملل بمباران شده و ما آوارگان از ميهن بخاطر سياستهاي پشت پرده جهانخواران را نبيند، اما هر بار کسي پرده از چهره کريه دايناسورهاي آدمخوار برميدارد و نظم برده داري نوينشان را افشا ميکند بلافاصله متهم به تجاوز به روسپيان سيستم ميشود و اين نوع پايمالي حقوق ما زنان را خوب مي بيند چون به سود لگدمال حق بيان است و در نهايت به ضرر خودمان زنان است که اولين و بيشترين قربانيان نظم نامردسالارانه همين دايناسورهاي آلت پرست آدمسوز پشت پرده هائيم!

لذا در کمال احترام براي حقوق مسلم مادرزادي خودمان ما بشر
از کودک و زن و مرد جوان و ساخورده سراسر زمين،
لعنت بر آن دو روسپي سيستم! 
که Julian Assange را براي خوشرقصي سياسي متهم کرده اند

و شرم بر هر آن دادگاهي که چشم بر جنايت عليه بشريت ببندد و از حقوق ما زنان
اينچنين براي لاپوشاني نظم نامردسالاران جهانخوار ضدبشر سواستفاده کند

و ننگ بر ما زنان اگر همچنان در برابر جنايات
Sado-Machoistic System of Warmongers سکوت کنيم.
* * * * * *

a few days later. thinking:
arresting assange is stupid; he has the makings of a greater, more successful dictator than any of your clumsy dick-heads
(?! surprising thought, hmm)

safer dick-heads

.
time to Demand
lie detector & phsycological tests
for all politician
* * * * *
مردمي که بايد همه زندگي و آينده کشور و فرزندانشان را روي چند سياست باز حرفه اي قمار کنند و براي جنگهاي بي پايان هزينه هاي کلان جاني و مالي بپردازند... حق دارند از همه کانديداهاي انتخاباتي و حتي کل هيات دولت و سران قوا و هر که شغل حکومتي مهمي برعهده مي گيرد بخواهند که پيشاپيش هم در برابر دادگاه عالي مملکت يا کنگره به دروغ سنج وصل شده و سوگند ياد کنند که مثل اسلافشان دروغگو و خودفروخته و خيانتکار از آب درنيايند و هم يکسري تست روانکاوي را از سر بگذرانند تا مثل سابق نامردان ساديستيک و جانيان بالفطره بر سرنوشت ملل حاکم نشوند!! و اين دو تست روانکاوي و دروغ-سنجي براي همه سياستبازان انصافا در امنيت ملل نقش حياتي بيشتري دارد از تستي که در فرودگاهها از ماتحت شهروندان مي گيرند.
* * * * * * *

بيماري مشترک ارتجاعون


.
بيماري مشترک ديويد دوک
و صهيونيستهاي جنگ افروز:
*
جبهه پيوسته ارتجاع هزار چهره
اژدهاي بيمار چند سري را ماند
که سرهايش از وخامت بيماري اژدها بيخبرند

و بجاي همفکري در درمان بيماري مشترک خويش
هر از چند گاه به جان هم مي افتند!!

آقاي ديويد دوک و Clan ايشان همانقدر بيمارند
که جنگ افروزان ارتجاعي مدعي حمايت از اسرائيل و يهود.
بيماريشان هم از يک نوع است!!

چقدر خوب ميبود اگر در فکر درمان خويش بودند.
اما جاهلان دوست ندارند بدانند بيماريشان چيست!

حالا ما در هر صورت ميگوئيم،
شايد بزودي عقلشان بر بيماريشان غلبه کرد.

بيماري مشترک هر هزار سر اژدهاي ارتجاع:
'سادو-ماچوئيسم' است، Sado-Macho'ism

لابد ميپرسند 'چگونه به اين بيماري گرفتار شديم؟!'
شايد هم غرور کاذب اجازه ندهد بپرسند، اما پاسخ اينست:

قرنها بربريت افسارگيخته 'نامردسالاري ساديستيک'
شوخي نيست! خب اثرات تخريبيش را هنوز داريم مي بينيم.

داستان از آنجا آغاز شد
که بيماران ساديستيک با زر و زور و تزوير
جوامع را به بردگي و استثمار گرفتند و شدند شرخر آنها.

زر و زورش که معرف حضور همگان هست!

تزويرش هم از ابتدا تا امروز
بر بنياد 'نامردسالاري' و 'ماچوئيسم افراطي' استوار بوده.

حالا شما دانشمندان و متفکران خيلي فکور ذکور
بفرمائيد بيماري اصلي و اساسي سيستم
که در همه اين فرقه هاي ارتجاعي مشترک است
و همگي بر همان پايه بنيان شده اند را کشف و معرفي کنيد!

ببينيم اگر همان Sado'Machoism نيست، پس چيست؟!
و اگر هست، چرا جيکي از اينهمه نخبگان ذکور درنيامده تاکنون؟

آيا جز اينست که همگي ته دلتان
از سادو-ماچوئيسم افسار گسيخته سيستم سلطه جهاني
قند آب ميشود ؟؟؟!!!

بنظرم دليلش همينست.
* * * *

فدائيان دکان دين

.
آدم واقعا چقدر دلش براي اين فدائيان ميسوزد.

اينها واقعا چقدر مفت و مسلم فداي اديان شدند.

کم از پيامبران فدا نشدند.
آدميان هم کم فدا نشدند.

فقط اين وسط آخوندها ماندند و خودشان.
البته اصل کاريهاشان!

هرگز در تاريخ بتفروشي ديده نشده
يکي از اين کله گنده هاشان فداي بتي شود.

نديديم يک پاپ ناقابل فداي عشق مسيح شود.
تو گوئي مسيح فداي اين گردن کلفتها شده بود.

آرزو به دل بني آدم ماند...تا به امروز
آخرش فرق اين خدافروشان و آن بتفروشان را نفهميديم.
انگار نه انگار کسي براي بستن همين دکانها آمده بود!

چند هزار پيام آور آمد و رفت؟
بقول دوستان Business as usual

خب چطور آدم دلش براي اينها نسوزد؟
دل که سهله، فوج فوج جزغاله شدند سر همين جريان!

آخرش هم نفهميديم کي فداي کي شد!
فدائيان فداي اديان شدند يا برعکس؟

کلاف تو در توي پيچيده اي شده که بيا و ببين!
اما نگو و نپرس!!

خود پيامبران هم اگر بيايند سر در گم ميشوند.
با اينکه خودشان گفته بودند حق و ناحق مخلوط ميشود.
اما واقعا در مواجهه با فدائيانشان در مي مانند

اينها فدائي مايند؟؟؟ تو رو خدا؟!

آن قديمها طفلي مسيح کلي فدائي پيدا کرده بود
چند دهه بعد اينکه مصلوب شد!
يکسري نجبا رفتند بنام مسيح سر ببرند!

اتفاقا کلي هم سر بريدند و پول خوبي هم گيرشون اومد.
اما گمون نکنم خود مسيح هم فهميده باشه آخرش کي فداي چي شد!

کليسا فداي مسيحيت شد؟ مسيحيت فداي کليسا شد؟ بالاخره چي شد؟!

متاسفانه اين رشته سر دراز دارد.
حالا تا امپراطوري مقدس کاهنان هنوز يه کم ديگه مونده.

ولي خدائيش آدم بي اختيار دلش ميسوزه
واسه اينهمه که معلوم نشد خلاصه واس چي فدا شدن
واسه پيامبرائي که در دکان همان بت فروشا شيئ تزئيني شدن

اما از همه بيشتر واسه انواع اين آخونداي جورواجور
که بيچاره ها چقدر اينا مظلوم واقع شدن! بخصوص پاپ.
.
.
.

محافل استعمار

.
در دوران کنوني قدرت نفوذي و ثروتها بيش از دولتها در مشت محافل پشت پرده کارتلهاست و بنابراين دگر نميتوان در تحليلها به يک کلمه "انگليس" يا "آمريکا" اکتفا کرد.

اينکار ناديده گرفتن واقعيت محافل چندگانه تمرکز قدرت و ثروت در هر يک از اين کشورهاست.

شايد اين واقعيت همواره بوده و گروهها و محافلي در دوران استعمار هم دولتها را در راستاي طرحها و منافع خود تحت تاثير ميگذاشتند.

بي شک در دوران استعمار کارتلهائي چون بي پي(کمپاني هند شرقي) نفوذ و اقتدارشان در منطقه ما و هندوستان و عربستان ... بسيار بيشتر و گسترده تر از دولت رسمي انگليس بوده است.

شايد براي مدتي پس از تقويت دموکراسيها دولت انگليس و روس و آمريکا و غيره توانسته باشند خود بطور مستقيم سياستهاي خارجي را طراحي کرده و پيش ببرند و بر آنها کنترل نسبي بيشتري داشته باشند، اما نفوذ و تسلط همه جانبه محافل قدرت فرامليتي بر دولتهاي جهان، امروز ما را تنها به اين نتيجه ميرساند که دوران کنترل دولتها ديري نپائيده!

اين نهايت ستمکاري به همه ملتها و کشورهاست:
که امروزه همچنان محافل قدرت و ثروت پشت پرده را در تحليلها و رسانه ها ناديده ميگيريد
و چنين خطائي نميتواند و نمي بايست بر رسانه هاي دولتي بخصوص بخشوده شود!

طرح هاي تروريستي همانند طرح ساير جنگ افروزيها بوضوح از سوي کارتلها و براي فروش سلاح و کنترل بازارها دنبال ميشود و همه ميدانيد با چه ساز و کاري به دولتها تحميل شده و ميشود! (بي توجه به منافع ملتهاي انگليس و آمريکا و سايرين)

گيريم دولتها و رسانه ها پيش خريد شده باشند.
وجدان يکايک ما و خرد جمعي را که نخريده اند.
بزدلي روشنفکران ما و حماقت دانشگاهيان خود انگليس و آمريکا را هم آيا پاياني نيست؟!
تا کجا خيانت سياستکاران و رسانه ها را تحمل خواهيد کرد؟

باور ندارم همه تان خواهان جنگ جهاني باشيد,
يا سلطه محافل استعماري پيشين بر جهان و نظم برده داري جهاني!
(و منظور از استعماري دولت انگليس نيست که خودش شده فرمانبردار کارتلها)
* * * * * *

۱۲.۹.۹۰

Priceless Precious

Oil or Petroleum is a Vital Lubricant necessary for the Tectonic Plates; integrity of Earth Structure without it will be irriversibly damaged, leading to disasterous result for the vitality of our planet, our home.

The damage to Earth and humanity by oil and weapon cartels is already enourmous and outragous and should not be allowed to further damage life on Earth; nor to prevent further research and development of safer anternatives!

If it wasn't for the oil and weapon cartels, and their influence on all major decisions of past decades, we would be living in self sufficient, peaceful and healthy communities way more advanced, in terms of wiser living in tune with the Earth and universal laws of love and wisdom; World wars would not have happened, and humanity would not have to endure any of the terrible past and present experience of terrorism, wars, poverty, newly inflicted diseases, or periodic economic collapses! All of this could have been prevented, if we had refused to become slaves and robots of an inhumane and destructive system, created only for oppression of humanity.

We have the choice to wake up today, and realize that the Entire System is Only geared towards suppression and enslavement, or we can continue to play along in a game designed by bunch of sick sadistic twisted maniacs in this downward and backward twirl towards nothing but destruction.

If we weren't sleepwalking, we would have realized by now, that there is no other use for the banking systems except to benefit the one percent "rulling class", by ensuring continual slavery of the masses!
That's the only reason for their existance; to reduce Our Human Existance into that of a donkey or machine.
Otherwise, who can put a price on Human life, love, compassion, creativity, art, etc?!
You see, how it totally de-values the most important aspects of Human Life?!
The current system completely ignores the very Wisdom behind Human Existance!!
* * * * *

۱۱.۹.۹۰

Civi Plan: Self Sufficient Societies of Future

Think this might be a quick fix for cities in economic chaos!

What if! every city (region) circulates unique electronic service cards
.To provide the basic necessities to it's own residents

Once the right set of regulations and requirements are met
this Civic Service Card can be proven benefitial in times of economic hardship:
For Start\
. To be used only in each specific city (or region) at first
. To be used only by the local residents & only for "basic necessities"
. To be used to require items only from local market/ or nationally made
. To be used for services offered by Social Networks/ or Trustworthy Municipalities, at first.
. To be used carefully and responsibly within limits (daily,weekly,monthly limits)
(Could be replaced annually to increase security or residents' approval)

Hypothesis:
If designed creatively and used artfully,
the same system then can be used nationally, and even globally, in due time.
How it works?!
. there can be specific ratings for all types of civic activities/creativities/services, etc
. there can be different set of cards to be used for a wider range of services...
For All Those Truely Civil / Humane Beings:
. who are willing to follow their own Biss!
. who have something to offer to the social wellbeing and advancement,
. and who can do so out of Love and compassion and goodness of their hearts
. To Interact with each other and enjoy the services offered by other compassionate civil beings!
for the starter, such 'gift cards':
. will be used  by the residents/ then Citizens, only locally/ or within the country.
. will be used for local/ and later national services offered by Blissfull social networks!
. will be used wisely and responsibly within certain limits (weekly-monthly)
(to practice wiser choices, reduce Greed, and focus more on following your Bliss)
. can be used for local / national services offered by any Trustworthy government body
(the non-trustworthy gov.s responsible for current Mess, will naturally face boycotts)
. . .
It's quite possible that in a culturally advanced society,
where  people are compationate considerate towards each other
and 'wise' enough to control their Ego & Greed...(!)
This method can (solely) suffice for All Internal Transactions.
AND
It can be allowed to Naturally Flourish throughout the Globe.
In time, people will find more creative ways to interact Liminally,
by creating their own Humane Networks of Relatedness,
they will soon leave the Greedy Oppressors behind and simply move on!
* * *
wow! Talk about finacially self sufficient global societies!
Let's name it ... [The Civil or Civic plan! ie. Civi-Plan/ Civicard]
* * * * *

Truth be told,
You can not measure Love & Compassion by gold!
That which comes out of goodness of the heart is immeasurable!!

In a true civil society, with a true civil governing body, where everybody does what they like best, full-heartedly, the natural type of related-ness will be Liminal, not dominating; nor oppressive!!

First and foremost, we're Human Beings not Human Doings (Robots!)
Secondly, true Human Beings are creative compassionate Beings, if you let them BE!
Thirdly, we need a new system to accomodate Human Beings not Dinosaurs & their Robots.
Eventually, we are not here on Earth to sacrifice our Bliss for a bunch of sado-machoistic oppressors to destroy Earth, Humanity, and every generation's dream of a better world!

As Human Beings we can choose to Be our true selves and follow our own Bliss, regardless of any systematic pressure to Mal-function, or go against the higher wisdom. 

Dinosaurs surely don't belong to this Era!
and as for their "Robots": Get a Life! follow your own Bliss.
* * * * * * * *

۱۰.۹.۹۰

بنام نامي انسان

.
"بنام خداوند جان و خرد"

فردوسی در همین نکته آغازین اشاره به رمزی دارد که هم کلید تکامل انسان است و هم راهنمای رهائی بشر.

جان و خرد دو بال پروازند که جهان هستی به انسان هدیه داده است تا با آن مراحل تکاملیش را از جمادی تا آنچه در وهم ناید یکایک بپیماید.

گشایش این دو بال پرواز خود نیازمند طی مراحل و شناخت رموز انسان و قوانین هستیست و در نهایت نه آموختنی که فطرتی و تجربیست٫ همچون بال گشودن پرندگان و اولین پرواز از آشیانه امن و اوجگیریشان مرحله به مرحله در اعماق آسمان.

انسان اما با گشودن چشم جان و خرد بال میگشاید و تا اعماق وجود خویش و تاریخ و کهکشانها می پرد.

همین انسان اما بارها در چرخه های باطل گردبادهای هر دوران گیر کرده و همچنان درگیر مانده است!

پرندگان هم اگر همراه نپرند٫ چندان دور نمی روند.

آنچه شروران با بشر میکنند تا نپرد از زندانهای هر دوران و رها نشود از چرخه های باطل شر٬ چیدن بال پرواز فرشتگان زمینیست از همان دوران خردسالی و بستن دو بال پرواز بشر به لطایف الحیل و اگر کفایت نکرد حبسشان در قفسهای طلائی رنگارنگ با گربه هایی که به کمین نشسته اند.

و اینک در پسا پسا مدرن٬ مدرنترین شیوه ها بدست خودمان بشر ابداع شده تا که هم بال پرواز خود بندیم و هم پر پرواز فرشتگانمان را بچینیم٬ مبادا کسی هوس پرواز از قفسهای اولترا مدرن این دوران به سرش بزند و به دورانهای بعدی سرک بکشد!

ترسمان از چیست؟!
که در ورای این قفسهای منظم نوینمان, آسمانی باشد؟

خب هست!! آسمانی بی کرانه همیشه هست.
در هر زمان! آماده خوشآمدگوئی به پرواز تک تکمان.
* * *
هستی اما ...

در انتظار بال گشودن خانواده بشرست!
و گذارمان به ورای گردبادهای قرون!!

تا سرزمین رهائیمان:
پردیس   برین   زمین

آشیانه  خداوندان  جان  و  خرد
* * * *

unity

The enlighted

People are afraid, very much afraid of those who know themselves. They have a certain power, a certain aura and a certain magnetism, a charisma that can take out alive, young
people from the traditional imprisonment....

The enlightened human cannot be enslaved - that is the difficulty - and he cannot be imprisoned.... Every genius who has known something of the inner is bound to be a little difficult to be absorbed; he is going to be an upsetting force. The masses don't want to be disturbed, even though they may be in misery; they are in misery, but they are accustomed to the misery. And anybody who is not miserable looks like a stranger.


The enlightened man is the greatest stranger in the world; he does not seem to belong to anybody. No organization confines
him, no community, no society, no nation

The Rebel challenges us to be courageous enough to take responsibility for who we are and to live our truth

The Zen Manifesto: Freedom from Oneself Chapter 9

Spirituality


راه یافتن به بعد مینوی یک تلاش نیست، یک نیاز انسانیست که با آگاهی از ماهیت انسان و جهان هستی دست یافتنیست. درین راه همه انسانهائی که در طول تاریخ به این ماهیت دست یافته اند میتوانند راهگشا باشند. صرف حضور فیزیکی یا مینویشان روحفزاست. صرف خواندن اشعار مولاناهای تاریخ و حتی بازدید از آنها پس از قرنها تاثیرگذارست. پیام همه آنها که با هستی یگانه شدند یکیست. هستی حقیقتی متصل و یگانه است. سفر مینوی یعنی یگانه شدن با خود برتر و جهان هستی. این سفری عقلانی و فلسفی نیست! عقلا و علما و فلاسفه راهنمایان این راه نیستند. مگر آنکه خود خدایگونه شوند! آنگاه دگر خود را عالم و فیلسوف نخواهند نامید. چون عقل و علم و منطق و استدلال ابزار شناخت جهان مادیست. و سفر مینوی برای شناخت جهان مینویست. سفریست درونی و شخصی! جهان هستی دانشگاهش، اساتیدش همه روشن شدگان تاریخ بشر! زندگی کلاس درس این سفر!

ابزار این سفر در روان و جان هر انسانی جاسازی شده است. هر چند بالاجبار همه درین کلاس ثبت نام شده ایم اما ورود به مراحل بالاتر اختیاریست.اگر به درسهای هر مرحله بی توجه نمانیم امتحانات بعدی سهلتر خواهند بود. مدرکی هم در کار نیست، غیر از آنچه روان هر یک ما در هر مرحله به ما و هستی گزارش و گواهی میدهد! معمولا هم ما و هم اطرافیان براحتی متوجه نمره ردی یا قبولی مینویمان میشویم. انسان مینوی به همه عالم بی قید و شرط عشق میورزد. برای شادمانی درونی نیاز به بهانه های برونی و مادی نیست. انسان مینوی آزارش به هیچ موجودی نمیرسد و ظلم به موجودات هستی را تاب نمی آورد!

زمان آن رسیده که درسهای مینوی را آغاز کنیم: قدم اول نشنیده گرفتن افکار منفیست و آینده را زیبا ترسیم کردن. دنیای بی سر و ته امروز برآیند افکار همه ما انسانهاست! نگاهی به دنیای بیرونی بخوبی از درون خانواده بشر در هر زمان خبر میدهد. تنها با زیبائی مینوی درونی میتوان به دنیای زیبای برونی رسید و بس.



آنگاه که برآیند اندیشه های نیک بر افکار مغشوش نفس پرستان طماع و زورگوی و ستمکار غلبه کنند ما خانواده بشر پیروزیم! روشن شدگان تاریخ تنها انسانهای ورای زمان و مکان خواهند بود. اما در نهایت خوبیها بر بدیها و بقول ما ایرانیان اهورائیان بر اهرمنیان پیروزند. چون جهان هستی مثل ما آدمیان بیکار ننشسته بود و در همه این مدت مشغول تکامل بوده. هر چند از دید حواس پنجگانه بشر نامحسوس؛ اما در طولانی مدت میتوان تفاوتها را دریافت. کودکان امروز قابل مقایسه با کودکان قرون گذشته نیستند. حتی اگر هرگز به مدرسه نرفته باشند و در محرومترین نقاط زمین بدنیا آمده باشند بنظر میرسد روان و خرد بشر امروز در سطوح بالاتر مینویست. اتفاقا کودکان شهر نشین بیشتر غرق در مادیات شده و امکان کمتری برای بروز استعدادهای مینوی می یابند. اگر چنین نشود امروز هر کودکی قادرست خدایگونه شود! این احتمال در هزاره های پیش بسیار کمتر بود. مادیات هم تا این اندازه ذهن و وجود بشر را مدام به خود مشغول نمیکرد.



آیا این بی اعتنائی به هدیه های مینوی هستی سزاوارست؟ آیا این همان کفران نعمت نیست که فرشتگان را بال پرواز ببندیم و خودمان هم بجای انسان راستین بودن مثل روباتهای برنامه ریزی شده زندگی کنیم؟ برده وار بدنبال نفس و قدرتهای پوچ بدویم؟!



من از دینداری نمیگویم. تاریخ گواه خیل دایندارانیست که دین را ابزار سرکوب یکدگر کردند. دین تنها ابزار دگردیسی مینوی بود و بس. برای دگردیسی کرمهای در پیله.



دگردیسی مینوی دلیل زندگانی ما انسانهاست. وگرنه عقل هم میداند این نوع زندگی منفصل از یکدگر و هستی دیر یا زود محکوم به نابودیست. تصور بفرمائید زمین پر از انسانهای راستین مینوی میبود. آنگاه علم و تکنولوژی هرگز در جهت نابودی زمین و منابع و انسانها بکار نمیرفت. خرد آنست که بنیان تکنولوژی هر عصر را منطبق با چرخه های حیات در زمین پایه ریزد و نه بر نابودی ذخایر زمین. چرخه طبیعی حیات را بر هم زده ایم، چون از چرخه مینوی هستی منفصل شده ایم. زندگی امروز بشر هیچ پیوستگی با محیط اطرافش ندارد. انگار زمین و موجوداتش همه در حال نواختن یک سینفونی زیبا و باشکوهند و تنها ما بنی بشریم که درین میان خارج میزنیم!



انسانهای مینوی هر سازی که بزنند در همراهی با سنفونی زیبای هستیست. گر بگوش جان بشنویم همه روشن شدگان تاریخ نوازندگان ماهر یک سنفونی بوده و هستند. ساز درونشان درست کوک شده!

شاید ما نتوانیم مانند آنان با سنفونی هستی همراهی کنیم، اما بد نیست گهگاهی هم به تماشای این ارکستر زیبا بنشینیم. بلکه ارتعاشات این موسیقی موزون کائنات بر تار و پود وجودیمان اثر کرد و روزی آنها را هم با خود به ارتعاش و رزونانس واداشت! تا نوای نت خاص وجود یکتای خویش را همراه این سنفونی رویائی بشنویم. و بدانیم که هستیم! و از آن پس هستی همواره ما را خواهد یافت: در همان نت بی همتا! آنگاه هرگز گم نخواهیم شد!! ما هم میشویم جزو روشن شدگان. اقلا نیمچه روشن شدگان! از گم شدن برای همیشه که بهترست.



آنانکه از معنویات گریزانند ای کاش بگویند آخر این ایرادش چیست که روزی بی بهانه های مادی شادمان باشید چون میدانید در غم شما هستی ناخشنودست! اگر نبودید کنسرت هستی یک نت کم داشت!



تا حالا دلم برای بشر میسوخت. اما به اینجا که رسید گمان کنم دلم برای جهان هستی بیشتر میسوزد! طفلکی باید بجای نوای خوش میلیاردها جیغ بنفش در هر ثانیه بشنود!



اگر انسانهای نیک موسیقی دلنشینند لابد ما آدم بدها هم هر یک بگوش کائنات عین جیغ بنفشیم! تصور کنید زمین و کائنات چقدر از برآیند افکار مغشوش بشریت ناخشنود میشوند!



اگر خود شما بجای زمین بودید روزی چند بار آتشفشانی میشدید؟! طفلی مادرم زمین، عجب تحملی داشته تا بحال! بهترست اقلا آخر هفته ها همگی در سراسر زمین همراه و همنوا سرودهای عاشقانه بخوانیم. حال که نوروز جهانی شده، یعنی به رسم نوروزی همه سیاستمداران دنیا موظفند دشمنیها را به کنار زده و دست دوستی بدهند.



ما ملتها که میتوانیم اقلا دست دوستی بدهیم نمیتوانیم؟ البته ما با سیاستمدارانی که هنوز با دیگران دشمنند دست دوستی نمیدهیم! ما ملتها بهترست خودمان با خودمان دیدار و گفتگو کنیم و هم به افتخار خودمان خانواده بشر جشن و شادی براه اندازیم و آنچه داریم با دیگران قسمت کنیم و شریک و یاور هم باشیم و آخر هفته ها هم در گروههای مختلف به بهانه های مختلف در سکوت و یا با نجوا اما با دلی سرشار از امید به آینده ای بهتر از عمق وجودمان به کل بشر و زمین و هستی متصل شویم، تنها برای اینکه متصل باشیم و یگانگی هستی را برسمیت بشناسیم!



خیلی مهم نیست در زبان به چه آئینی باور داریم و یا اصلا به خدا و توحید باور نداریم. مهم اینست که خود را جدا از دیگران و هستی ندانیم!



مهم اینست که در نفس خود غرق و گم نشویم و هستی را فراموش نکنیم. مهم اینست که افکار منفی را با احترام به خود و اطرافیان و بشریت و هستی رها کنیم و نیک بیندیشیم و نکوئی همگان را بخواهیم و جز نیکی از ما به جهان نرسد! اما در برابر آنانکه موجب آزار انسانها میشوند هم سر فرود نیاوریم! در صف ظالمان نمانیم. فریاد مظلومان را بشنویم و انعکاس دهیم و بشر را به همراهی و همدلی بیشتر تشویق کنیم. همواره صمیمانه رویای رهائی بشر و بهشت جاودان زمین را پیش رو داشته باشیم. حتی در دشوارترین دورانها. بخصوص در دشوارترین دوران!



زمان آن رسیده که عینک باورها را به کنار گذاریم و دوباره با نگاه کودکانه به جهان بنگریم. براستی که کودکان بهترین آموزگاران مینوی ما هستند. بجای فرم دادنشان در قالبهای بسته بیائید کمی هم ما از آنها بیاموزیم. آنها که در زمان کودکی بیدار شده اند خودشان بلدند بدون دخالت بزرگترها مسیر تکاملیشان را بیابند! لطفا این حق را از آنها سلب نکنید. چون در هر حال به راهی که باید میروند. اما با دشوارهای بیشتر! بجای انگولک کردن فرزندان بیائید قدری به درون آشفته خود سر و سامان دهید.



در مسیر مینوی تنها با آنانکه براستی میدانید از انسانهای مینوی بزرگ دورانشان بودند ارتباط برقرار کنید. عقلا و فلاسفه فانوس راه مینوی شما نیستند! پس اول بدانید انسانهائی که این مسیر را رفته اند و خدایگونه شدند چه خصوصیاتی دارند تا به اشارت هر "عاقل ِعالم" به چاه جنون نروید! آن دیوانه ای که مولانا میگوید از هزاران عاقل و فیلسوف به رموز هستی آگاهترست! تا بروز و ظهور عشق مینوی و "خدایگونگی" را تشخیص ندادید، بدنبال هر ننه قمری که مدعی روحانیت بود روان نشوید، هر چند معروفترین عالم و فیلسوف دهر هم باشد. بجایش مولانا بخوانید و سماع کنید بهترست! چون عقلا و فیلسوفان اگر متکبر هم باشند معمولا همین مقدار سرخوشی طبیعی شما را هم نابود میکنند. شما هم برج زهرماری میشوید مثل خوشان! کجای هستی دائم به غم اندرست؟ پرندگانی که شما دیده اید دائم نوحه میخواندند و بر سر میزدند؟ یا طبیعت حوالی شما یکسر سیاهپوش و در ماتم و عذا بوده؟ آیا هرگز دیده اید حیوانی به حیوان دیگری فخر بفروشد یا حسادت کند؟ انتظار دارید با همین تفاخر به زمین و زمان با هستی یکی شوید؟!



: First Lesson on a Spiritual Jurney

Calm your Mind!



Our Inner & Outer world

is the Sum of our Thoughts

_________________________________________