ابتدا لازم است درک کنیم براستی چه بر سرمان آمده تا بعد بتوان چاره ای ریشه ای اندیشه کرد.
مسئله اینجاست که این معضل نه مختص ملت ایران است
نه از سی سال پیش آغاز شده و نه راه رهائی از آن در توان یک ملت است که این پدیده ایست بسیار کهن و دامنگیر کل بشریت است و تنها راه چاره اتحادی جهانیست در راه نظم نوینی جهانی. نه همان نظام کهنه و پوسیده برده داری با مغزشوئی و انواع ترفندها و جنگها برای هر چه بیشتر به زنجیر کشیدن ملتها٬ که نظمی براستی نوین در جهت رهائی بشریت از تحمیل استثمار...هنوز در افق پیدا نیست!
* * *
معضل از روزگاران کهن آغاز شده
مشکل اساسی بشریت سر جمع و در همه قرون گذشته و اعصار پیشین این بوده
که گروهی زیرک و اندک راه مسخ و بردگی مردمان را خوب یاد گرفته بودند
که با مغزشوئی و فریب و بنام خدایان میتوان بر جماعتی انبوه سلطه مطلقه راند.
مذهب ابتدا بشکل همان بت پرستی...
و مسخ و برده داری سلطه اش را بر جوامع آغازید
بتدریج انحصار همه را در اقوام و ملل بدست گرفت.
همه چیز بنام خدا به انحصار گروهی خاص درآمد!!!
همه چیز هنوز هم بنام خدا به انحصار گروهی خاص درمی آید.
پس تفاوت در کجاست؟!
براستی تفاوت چندانی نیست.
همان گروه خاص بت فروشان زراندوز
که همه چیز را در انحصار داشتند
پیامبران را هم در انحصار گرفتند
تا "کمپانی مذهب" را دایر کردند.
بعدها هم لژها را در انحصار گرفتند
و شدند "کمپانی مذهب و برادران" !!
باقی هرآنچه بود هم...
به انحصار همان گروه های خاص عالیجنابان مقدس درآمد:
مافیاها را که پدران خدا دایر کردند،
بانکها را هم رباخواران مقدس و کارتلها هم به همچنین.
این ریشه همه سیاستهای عهد باستان بود
که تا هم اینک ادامه یافته. به همین شیکی و راحتی.
* * * *
مذهب پدر همه سیاستهاست / راست میگویند
انواعی از حکومتها در طول اعصار و تمدنها وجود داشته.
بررسی و مقایسه این انواع حکومتها و نتایج حاصله
شاید مهمترین درسیست که هر نسل نو می بایست بیاموزد
اما نمی آموزد!
سیاست اگر به معنای مسخ و مغزشوئی
و قانونگزاری به سود یک اقلیت
و برای تحمیل بردگانی به یک اکثریت وسیع باشد
ریشه اش بی گمان همان... «کمپانی مذهب» است.
ریشه "کمپانی مذهب" هم همان بت پرستی است
بمعنای مسخ و تحمیل برده داری:
انحصار و استثمار یک درصد از نودو نه درصد.
* * * *
آن بلیه ای که بر سر بشر رفته و همچنان میرود
در حقیقت ادامه همان کمپانی برده دای اعصار گذشته است.
اینک با کمک مدرنیته و تکنولوژی
و ارتش و سلاحهای مدرن هم جهانی شده (هم دائمي)
رهائی از اینچنین معضل تاریخی و جهانی ! ! ! !
که قدرتی مافوق همه امپراطوریهای طول تاریخ دارد
نه تنها در حد و قواره یک گروه یا قوم و ملت نیست
که حتی در مخیله کل بشریت هم مشکل بتواند بگنجد!!
آنگاه ما بدون دانستن و تحلیل ریشه ای
از آنچه براستی بر سر ما و بشریت رفته و میرود
نشسته ایم پشت گود و برای دعوای عوامل درون-مافیائی دو سه تا
از هزاران شاخ و شاخه این درخت کهن بآوباب
که هزاران سال است زمین و بشر را می بلعد...خیلی شیک
در توهمات خودمان نرخ تعیین میکنیم!! یا چه! نمیدانم
همینقدر میدانم که «کمپانی مذهب و برادران» همان جهانخوارانند
که سی سال و صد سال هم نیست که جهانخوارند
عجالتا یه کم بیش از این حرفها قدمت دارند
و خیال رفتن هم ندارند.
شما چطور؟
اینها هزار نسل دیگر بشر را میخورند و نمیروند
ولی باز هم تقصیر از خودمان بشریت است
که هر چه خردمندان پیشین گفتند "شما همه یک خانواده اید،
پس کی میخواهید مثل یک خانواده زندگی کنید و اینها"
... توی گوش هیچ ملتی نرفت که نرفت! ! !
راه رهائی بشریت
بارها و بارها هم گفته شده و هم امتحان شده ولی...
ما همچنان با حرص و آز و مسخ و فریب یکدگر حال میکنیم
ریسمان به گردن خویش انداخته
بدست همان برده داران همیشگی همه اعصار میدهیم
* * * *
کمپانی مذهب و برادران
کمال بهره را از هوش و ذکاوت هر نسل برده
تا به اینجا رسیده
ما نسلها در پی نسلها...
هوشمان را بر علیه هم بکار برده ایم
و برده یک درصد مانده ایم!!
مشکل اساسی اینجاست.
پرسش اساسی این است که
بشریت چرا بردگی را زندگی مینامد؟!
چرا هنوز تعریفی از زندگی نداریم؟!
که شامل تحمیل و بردگی... نشود.
حتی در مدرنترین جوامع
روبات میپروریم نه انسان. چرا؟؟؟!