هم جنس همان شعله آتش, جانم
همچو آتشم، رنگ رنگ و بیدار
چون شعله سرکشم برقص و پیکار
*
ز آه دل من ابلیسان بی چاره
زاشک دیده ام پودر سنگ خاره
بُرد ِ آه ِ من دورتر از طوفانها
شور ِاشک من شورتر از دریاها
قهرم شکند غرور سالاران چند
مهرم فکند, شکسته گیرد پیوند
*
دلهای بشر همیشه در مشت من
سردار جهان رام سر انگشت من
از لجاجتم صلح ها ممکن شد
بر شماطتم, دیوها مردم شد
*
تاریخ: کشیده قد ز لالائیهام
فرهنگ دمیده صد ز سودائیهام
راز خلقت! بگویدت باطن من
خود جام جهان نماست گویا دل من
*
