Demo-Cracy = Cultural Federalism
دمو – کراسی یعنی حق حاکمیت هر دمو-گرافیک فرهنگی بر جامعه خویش,
بعنوان بخشی از یک خانواده بزرگتر یا همان ملت در یک سرزمین وسیعتر یا همان کشور.
وقتی از دموکراسی در سرزمینهای چند ملیتی و چند زبانی سخن میگوییم٬ مدل راستین آن هنوز پیاده نشده و نزدیکترین به آن شاید نمونه آمریکای شمالیست٬ یعنی هر-دموگرافیک حق تعیین دولت محلی و حتی پرچم و مدل آموزشی و زندگی فرهنگی خود را داراست و همچنین در هماهنگی دو-جانبه با دولت مرکزی و طرح جامع کشوری (در امور خاصی که مربوط به امنیت و پیشرفت هماهنگ کل کشور است)
* یعنی همان فدرالیسم فرهنگی
که در ایران بزرگ مرسوم بوده است.و به جز این هیچ کشور چند فرهنگی
قادر به حفظ و حراست این بافت اجتماعی رنگارنگ نخواهد بود.
و نه قادر به پیشرفت فرهنگی کشور!!
* * *
ابزار تحمیل در خصوص حفظ تمامیت کشورها و ملتها ناکارآمد است.
سعی در نابودی چند فرهنگی و هم رنگ کردن بشریت هم جنایت است.
بنابرین...
راه خردمندانه همان حاکمیت دمو-گرافیک فرهنگی در هماهنگی با دیگر فرهنگهاست.
و حمایت از حقوق فرهنگی جوامع بشری تنها راه زیست انسانی و مهربان در خانواده بشرست.
* * *
بواقع همین مدل پیشتر در جهان برقرار بوده است.
و باورها و شیوه زندگی و آیینها همه بخشی از فرهنگ جوامع بشری بوده اند و مورد احترام.
* تخریب فرهنگها
همواره استراتژی برده دارن استثمارگر بوده است و برای تضعیف بشریت.
* برده دارن تاریخ
گاه نقاب های مقدس بر چهره زده اند و گاه نقابهای مدرن٬
اما حاصل هر آن تحمیل باورها و آیینها و شیوه زندگی بر جوامع نوعی از برده داریست.
اصولا هیچ دلیل دیگری بر تحمیل متصور نیست جز استثمار سایرین!
* استثمار بشر
در طول تاریخ به اشکال مقدس و مدرن جلوه نموده:
1. استثمار مقدس را انواعی از کاهنان مقدس مآب در نقابهای روحانی بر بشریت تحمیل کرده اند.
2. استثمار مدرن ریشه در لژهای تاریک اندیش و استثمارگر داشته در پس نقاب علم!
* استثمار مقدس و نامقدس بشریت محکوم است
این شیوه ها همواره نابودگر فرهنگ راستین انسانی و تحمیلگر آیینهای ضدبشری بوده اند.از قربانی انسان به پای معابد کاهنان بعل تا قربانی انسان به پای لژهای ضدبشری…رد پای انواع استثمار در طول تاریخ حکایت از گروهی قلیل اما به شدت بیمار دارد.
* این گروه بسیار زیرک, با هوش سرشار اما بیمار دل و تاریک اندیش و مخوف:
ثابت کرده اند که بربریت هوشمند همواره بر بشریت فرهنگی فائق آمده و تمدنها را فروپاشیده اند.
و در نهایت همه نوآوریها را بنام خویش نگاشته و همه کژیها را بنام بشریت.
* * *
* نوآوریها و فرهنگ ها و تمدنها. . .
زاده مهر است و اهرمنیان را بدان راهی نیست.
(جز از طریق راهزنی مقدس و مدرن,
و تحمیل استثمار مقدس و مدرن! و انحصارگری.)
با این مقدمه…
نیک پیداست که راه نیک بختی آیندگان کدامین است.
هر چند…
چند خاندان برده داران بیمار اعصار٬ همچنان در کمین استثمار آیندگان
* * * *