"ما به زور همه شما را به بهشت می بریم!"
در نهایت به این می رسیم که جوامع یا با فرهنگ زندگی میکنند و یا با کالت.
درست مثل سلولهای موجود زنده که در ملاتی زنده و مغذی رشد و زندگی میکنند
و یا غلاف مغذی دور سلولهای عصبی که ارتباط آنها را به شکلی مفید و فعال و قابل رشد و آموزش و تحول برآورده میکند.
فرهنگ برای جوامع بشری چنین نقشی دارد
و هیچ کالت خشک و تحمیلی و دستوری نمیتواند جای فرهنگ را بگیرد یا همان نقش رشد دهنده را بازی کند.
ولی متاسفانه در طول تاریخ شاهد تحمیل کالتهای گوناگون بر جوامع بوده و هستیم.
مشکل اساسی جوامع بشری و سیستم های مختلف سیاسی/دینی/ایدئولوژیک همین است که از دل جوامع نزاییده و بطوری طبیعی و با همیاری و همفکری رشد نکرده اند لذا بدل به کالتهای تحمیلی میشوند و همین جوامع را از هم می پاشاند.
و یا جوامع بخودی خود خودشان را ناخواسته فروپاشانده اند؟ (بعید بنظر میرسد)
عوامل تخریب جوامع و تبدیل فرهنگ ها به کالتها را میتوان عموما در رده استراتژی و تاکتیک های جنگی دسته بندی کرد یعنی همان "جنگ نرم؟!"
بدانید مورد حمله جنگ گرم و سرد بوده و در حال فروپاشیست و کالت بر وی حکومت میکند.
هیچ کالتی فرهنگی و تکاملی نیست
مشکل اساسی بشریت امروز از لحاظ تحلیل فلسفی: جایگزینی فرهنگ با کالت است!