تا شوی سـد ~ راه آینـدگان
هر دژت را زمـان ضمانت کرد
که فروپاشند~ به گاه آیندگان
هر دژت زندان و بنـد خـودت
خود به بند کشی, نه آیندگان
تار عنکبوتی در انتـظار طوفان
نـرهـی از طنیـن ~ آه آینـدگان
عنکبوتی در دو بعد و نیم حیران
کی رسی به گـرد ~ پای آیندگان
خوش بیارام در جمـادی دنیات
که بخواب هم نبینی دنیای آیندگان
مر به اوهـام ~توانی باز داشت
مطلع صبــح~ دلگشـای آینـدگان
بس بچرخید زمـانه و نچرخیدی
هان نظاره کن ~ سمـاع آیندگان
* * * *