دو سه شبه که چشمام به دره
به غم عمیقی می اندیشم که از غربت به دل دارم
که بارها مرا در خود بلعیده و بخود باز نیاورده
از اینکه دگر بار مرا بلعیده, بازم نیاورد
یا راهی خواهد گشودن و باز خواهم گشت
به آغوش پر مهرت ای یگانه من مام میهن
ما را ز هم ربوده اند
کوردلان پست فطرت خبیث عبوس
بر مسببان غربت ما و شما لعنت
بر هر چه دین و سیاست هم