سياست چي چيست؟ در يك جمله
آقا اجازه؟ ما بخونيم
1. سياست چي چيست؟
سياست شغل شريف نان و آب داريست كه شبيه سرآشپزیست اما بجای نخود در آش سیاسی ما مردم را توی دیگ می ریزند و آنقدر روی آتش با حرارت گاه ملایم و گاه شدید به هم میزنند تا هفت وجب روغن بیندازیم و گوارای وجود اربابان جهانی شویم!!
2. آقا ما هم از اربابان جهانی نوشتیم. بخونیم؟
سیاست چی چیست؟ در یک جمله
البته با احترام به نظر دوستمون ما هم از دیدگاه دیگری به مسئله نگاه کردیم آقا.
سیاست علم کنترل بشرست که جهانخواران از دیرباز آن را ساخته و همچنان می پردازند، البته به یاری سیاستمداران و "تینک تانک ها" و خود ما مردم!!
(در تائید حرف دوستمون که ما مردم اگر نخود آش سیاسی نشیم اینها مجبورند خودشون بیفتند توی دیگ چون اربابان بالاخره از اینها یک آش سیاسی میخواهند با هفت وجب روغن! پس به امید روزی که ما مردم این سیاست بازها را توی دیگ آش خودشون بیندازیم و هم بزنیم تا هفت وجب روغن را گوشت و دنبه ایکه همینها از سفره مردم دزدیدند و به شکم خودشان زدند بکنیم تا دگر از این خوشرقصیها برای اجانب نکنند.
آفرین! بیست. نفر بعدی؟
3. آقا اجازه؟ ما از یه دیدگاه دیگه نگاه کردیم آقا میشه بخونیم؟
سیاست چی چیست؟! سیاست مثل کارخانه پارچه بافی شهر ما میماند که مدیران بنیاد ورشکستش کردند تا کارخانه سیاست بتواند با تار و پودی از دروغ و فریب برای ما مردم کفن ها ببافد، باقی بقای جهانخواران!!
آقا ما نوشته بودیم ایران خواران اما با نظر دوستامون موافقیم که این کارخونه هم مثل اون آشپزخونه در اصل میره توی جیب همون جهانخواران.
4. آقا ما هم در مورد دروغ و فریب نوشتیم آقا!
سیاست چی چیست؟! در یک جمله، با اجازه کلاس
سیاست کارگردانی پشت صحنه فیلم های مخوفیست که به هر دروغ و فریب و جان کندنی شده سعی میکنند از برآشفتن زندگانی ما مردمان بطور مستند و زنده بسازند، چون آرامش ما برایشان جذاب نیست!!
5. آقا ما هم در همین رابطه نوشتیم:
سیاست پرده سینمائی است که اسرار دارد در مقابل چشمهای حیرت زده جهانیان با انواع "اسپشال افکتز" به بشر بقبولاند که بشریت موجوداتی وحشی و خشن و دور از خرد و عشق و منطقند!!
آقا ما هم در مورد جهانخواران و بشریت نوشتیم
6. سیاست چی چیست؟
سیاست نوعی "قماربازی جهانخواران" است که در آن فقط بر روی باخت هر چه بیشتر ما بشریت با هم شرط بندی میکنند!!
7. آقا بی ادبیه اشکال نداره؟
سیاست چی چیست؟!
سیاست هیچ پخی نیست جز همان که هزاران سال است با چاشنیها و عطرهای مختلف یا به زور به حلقوم بشریت فرو میکنند که "بخور! دوای همه دردهایت فقط نزد ما سیاست بازان است و بس"!!
آقا ما همین رو مودبانه تر نوشتیم
8. سیاست افیون توده هاست برای اینکه در خماری بمانند و نفهمند سلطه جویان چه بلاهائی بر سرشان آورده اند یا می آورند و قرارست بیاورند!!
آقا اجازه؟ ما هم از توده نوشتیم
9. سیاست یعنی عده ای مزدور مغرض به نام توده توده ها را "سر ِکار بگذارند" تا همینطور که توده ها "سماق میمکند" اربابان آنها یواشکی سود خودشان را ببرند!!
10. سیاست چی چیست؟!
سیاست شاخ و دم ندارد، اما حکایت آن حمام است که چون نیک بنگری همه گردانندگانش هم سُم دارند و هم سمَی به کشندگی زهر هلاهل در کف آماده خوراندن به هر آنکه نیت کند چرک پلشتیهای این سیاهکاران را از تن و جانها بشوید و بزداید!!
انشاهای زیادی هنوز مونده اما وقت تمومه
شما ته کلاس! شما بخون عزیز
آقا اجازه آقا ما دیشب پای فوتبال میخکوب شده بودیم آقا یادمون نبود که امروز زنگ انشا داریم. همین الان یه چیزی نوشتیم بخونیم؟
بخون پسرم
کلاس ساکت! میشنویم بخون
آقا اجازه ما مثبت نوشتیم آقا
11. سیاست چی چیست آقا؟
آقا سیاست؟ در نفس خود چیز بدی نیست!
اما چیزیست که اگر حواس مردم پرت باشد ممکن است خدای نکرده چیز بشوند! یعنی زیر دست و پای سیاست مدارها له بشوند.
خوب بود اما یک جمله نبود.
تا هفته بعد زنگ انشا...
باز هم در مورد سیاست فکر کنید بچه ها
* * *
زنگ تفریح به صدا در می آید
احساس میکنم باری سنگین از روش دوشم برداشته شد
چون من هم به تماشای مسابقه فوتبال نشسته و انشا ننوشته بودم. اما حالا یه چیزهائی به فکرم رسیده.
مینویسم: مردیم از اینهمه دلهره؛ کاش سیاست هم زنگ تفریح داشت!!
این یک جمله است، نه؟
نوشتم انشامو تموم شد. آخیش راحت شدم از شر این سیاست!
آره یک جمله است اما فقط نوشتن و گفتنش آسونه.
.
خلاصه بیزنس مافیایی مدرن یک قوانینی برای خودش دارد....
شهر هرت که نیست دنیا !
اربابانی دارد: هر کدام شونصد تا مافیا دارند: این هوا!
همه هم لات و پوت و سیبیل کلفت و اهل جنگ و دعوا و بزن بزن! درست مثل فیلمهای وسترن.
همینطوری که نمیشه هررری برید واس خودتون نیروگاه بزنید!
1. سیبیل تک تک این مافیاها را باید پیشاپیش چرب کنید. این یک قانون!
2. قانون دیگر نظام نوین مافیایی هم تقریبا توی همین مایه هاست:
چی چی سرتون را پایین انداختید واس خودتون نیروگاه راه میاندازید; انگار نه انگار دنیا اربابانی دارد. فقط سه تاش ارباب همین یارو اسراییل: از زبان اینها گوشی را دست خاورمیانه ایها میدهند که پیشرفت هزینه دارد!
حالا ما که بخیل نیستیم...!
شما که سیبیل شونصد تا مافیای جهانی را چرب کردید تا به اینجا رسیدید... از آن شمش های طلا که برای ترکیه فرستادید، چند تن را میدادید از طریق هوایی یا دریایی ببرند بدهند به این میهمان ناخوانده تخس ...خاورمیانه; گلویشان گرفت بس که فریاد زدند "نفس کش: یا طلا یا بلا!"
فرستادید؟ پس مشکلشان چیست؟! حالا یه چند تن هم پسته خندان اعلا بفرستید و زعفران دبش ایرانی و سوغاتی های دیگر...نگرانیم بس که جیغ زدند تارهای صوتی شان نیاز به جراحی دارد... چطوره چند تا هم تار صوتی خوش صدای دبش ایرونی بفرستید؟ مال همین یارو شجریان خوبه... پیام آمد که مقبول افتاده!
اینها هم اگر کفایت نکرد؛ یه مدت دست از فروش مواد و سودهای سرشار حاصله بردارید... خیر سرتان! فدای سر نیروگاه و خودکفایی انرژی و اینها! اجناس که آمد سر گلش را سوا کنید برای همسایگان خاورمیانه ای ما، میهمانان ناخوانده...هر چه باشد سر آخر:"میهمان حبیب خداست"!
خلاصه قوانین نظام نوین مافیاهای جهانی را میبایست رعایت کرد.
فراموش نکنید دنیا هنوز دست پسمانه های دزدان دریاییست
و هر کدام شونصد تا مافیا دارند (ازگلها) یکی از یکی بی معرفت تر!!
"شلیک نکن مستر! خیلی مخلصیم سر کار... شام در خدمت باشیم؟ :)چن تن طلا و پسته و تریاک بسنده میکند؟ شما لب تر بفرمایید! عالیجنابان جهل نوین
الساعه میفرستن خدمتتون. مش محمود جان!...؟!
هر چی داشتیم که دس خوش دادیم به این مافیاهای جهل نوین...این چند قلم هم روش!
بده برن! گور بابای...! مال دنیا!؟ الهی دیگه پشت سرشونم نگاه نکنن... !yukh"
از این پس همسایگان عزیزتر از جان اسرایلی ما
بجای "نفسکش" با جیغ بنفش گوشخراش
با تار صوتی شجریان "ربنا" میخوانند!
آنگاه ...شنیدنیست.
سرتیتر اخبار هفته
"سومی را هم بدهید به ما"!!!
کارشما و قوا را ...؟!
(یکسره کنیم...؟!)
* * *
در ضمن
گنده لات نیروهای مسلح ایران
اولین قطعنامه اش را صادر کرد:
"هر کی اسمی از ایران بیاره با نیروهای مسلح طرفه!"
!...? نعم؟...!
قرار شد به جای نام ایران
از این پس نام کشور های دیگری را جایگزین کنیم!
یا بگویید: "اسمشو نبر!!"
... یا :
"گوش شیطون کر" ايران!
* * * * *
سردار بشکه گفته این مشایی همش میگه ایران ایران، پس این "غیر خودی" است.
یعنی در کل حکومت بلاخره یک ایرانی هم پیدا شد؟
...
سردار بشکه: "خطر امنیتی! ای وای دیدی چی شد؟"
چی شد؟!
"یه ایرونی بین ماست!"
وای! وای! وای! ایرونی بین ماست؟ ای آخ! حالا چکار کنیم؟
"بگو بگیرنش!"
آقا این ایرونیه! بگیرینش!
اینو بگیرینش! ایرونیه ...از ما نیست! ...نا خودیه!
نا خودی یعنی چی حاجی؟
یعنی ایرونیه! ایرونی!!
وای!! ایرونی؟!
* * *
(به نظر شما این مشایی: خودیه یا ایرونیه؟
ایرونیه؟! ... به! چه عجب!)
تفرقه ! تفرقه ! ! تا قیامت ! ! !
دعواهای ما وقیح و مسخره است. اما نمیبینیم تا چه حد مسخره است چون از حرص نفرت و کینه کور شدیم و آتش بیاران معرکه هم لحظه ای به بشر مجال اندیشه و درون نگری نمیدهند:
ما ها خیلی خوبیم؛ اصلا حرف نداریم!
جز ما بقیه همه خیلی بدند!
هر که با ما نیست بدست و ناحق است!
ما حقیم! دیگران همه باطل!
هر که با ما نیست بهتر که اصلا نباشد!
آقایان فراموش میکنند که خودشان هم بدتر از جنتی و امثالهم دوست میدارند سر به تن مخالفانشان نباشد! و کمتر از جنتی و امثالهم هم در این راه به جد اقدام نفرموده اند!! و نوبت به حذف مخالفان که برسد شمشیر مافیایشان هیچ کندتر از شمشیر مافیای جنتی و امثالهم نیست!!
وجدان و شرف الحق خوب چیزیست! که فقط ما داریم و دیگران ندارند.
حق حیات هم خوب چیزیست که خدا فقط به ماها داده بود و بس!
سیاست هم خوب چیزیست اگر در جهت منافع ما باشد و بس!!
بهشت جاودان زمین ؟حرف مفتی بیش نیست! و سیاست میکند منافع ما را ول کند برود برای بهشتی شدن انسانها و زمین برنامه ریزی کند! پس چه کسی تفرقه بیندازد و حکومت کند؟ پس این همه مافیای انگلی کجا بروند و چکار کنند؟! نه نمیشود آقا جان! نمیشود. همین است که هست. و ما خودمان خوب میدانیم که چگونه باید باشد و بشود. همین که ما میگوئیم! سیاست یعنی سیاست ما ها! بقیه همه چرت میگویند. حالیشان نمیشود. ما ها خیلی حالیمان است. به ما رای دهید! تا درهای بهشت را برای همیشه با تفرقه افکنی و فتنه و مافیاهایمان پلمب کنیم!
وجدان و شرف میخواهید چه کنید؟
* * *
شوخی با هم میهنان توده ای و موسوی چی و چه و چه و چه و سایرین همگی حتی خودم.
همه هم خوبیم و هم بدیم. هم حقیم و هم باطل.
ناخالصی زیاد داریم... اگر نداشتیم اینجا نبودیم. توی بهشت بودیم!!
* * * * * * * * * * *
برای حمله منتظر هاشمی هستند (?)
منتظرند دوباره هاشمی جایگاهش را تثبیت کند
تا مثل دوران جنگ تحمیلی با عراق و اربابان جهان خوارش بتوانند زیر میزی نفت رد و بدل کنند.
منتظر موسوی هم هستند تا با دوستان توده ای نفتی
دوباره کوپن ها را بین ملت و پول قاچاق نفت را بین خودشان قسمت کنند.
همین! مورد دیگری هست که از قلم افتاده باشد؟
پس لابد برای حمله منتظر همین هایند تا سود جهان خران از جنگ تامین شود.
* * *
جهان خران اصولا اگر سودی از جنگ ها نبرند دست به حمله نظامی نمیزنند.
دشمنی و پدر کشتگی هم با ملت ما و سایر ملل و ملت خودشان ندارند.
اما مشتی مافیای سودجویند و تا سازمان ملل هست جنگ محل درآمد پسمانده های دزدان دریاییست!
روزی مامورین درجه اول خودشان شر جهان خران را از سر بشریت کم خواهند کرد.
آقازاده های جهان خران و مافیای ایرانی شان
خوبست فیلم انقلاب فرانسه را چندین بار ببینند!
(کانال تاریخ-History Channel: French Revolution)
جنگ بعدی ممکن است:
سرهای خودشان به دست تهیدستان روی سرنیزه برود
و اربابان جهان خر هم از این عقوبت مصون نمانند.
بهتر است اینقدر حرص مال دنیا نزنند.
از خود بپرسند:
با همین مقدار که از سفره تهیدستان کش رفتند
چقدر بر عذاب... خاندان خود افزوده اند!!
ظرفیت تحمل عذاب های بیشتر را دارند؟!
دلتان برای انسان بودن و عشق و معرفت و صفا و
شادمانی راستین و آرامش درونی تنگ نشده؟!!!
پس چرا تلاشتان همواره در حد گور خود کندن است.
مشاورانتان احمقند...خودتان هم بیمار شده اید؟!
"پدر خوانده" های مافیا های نکبتی جهان خران بی وجدان:
قدری استراحت کنید
به بشریت زنگ تفریح و استراحت از این سیاست بیمار جهانی دهید
(راستی : فیلم انقلاب فرانسه فراموش نشود)
* * * *
پرولتاریا
یک نمونه هم طرفداران پر و پا قرص "دیکتاتوری پرولتاریا" در ایران!
عجیبتر از خود این طرح عجیب و غریب،
دشمنی کینه توزانه همینهاست با پرولتاریاترین رئیس جمهور!
از آنهم عجیبتر توجیه نفرتشان است، که خلاصه یعنی "پرولتاریا را چه به مشاغل مهم؟"!
در کشک بودن ادعاهای رهبران چپ ایران همین بس. پیشینه و کارنامه ها و سایر عملکردها و تصمیمات حزبی و خصوصیشان هم فعلأ بماند، که افتضاح اندر افتضاح میشود; اگر نگوئیم بزرگترین طنز سیاسی تاریخ ایران. همین لقب "عجایب روزگار" عجالتأ کافیست. هر چند، طرف هم خدائیش از اعجوبه های روزگارست! کاش میدانستیم کاشف این اختراع قرن کیست؟
* * * *
سادومازوخیسم
ای کارتر ملعون که زهد تو ریائیست
چشمت به جنون خلفا باز چرا نیست؟!
.
کوفتت شود آن صلح نوبل وآنهمه سالوس!
کس نیست که زخم خورده آن "صلح" شما نیست
.
خفه شدی سی سال و زبان گاز گرفتی!
ایرانی مگر در نظرت جزو بشر نیست؟!
.
گو Carter ملعون! چه صلحیست که دنیا
از خیر سرت رفته به چنگال تروریست؟!
.
یک سنگ تو دیوانه به آن چاه فکندی!!
صد عاقل و فرزانه کنون چاره آن نیست
.
در کله پوک تو ندانم که چه بگذشت!
سادومازوخیسم داری مگر تو مرضت چیست؟!
.
صد لعن به آن چرچ که مغز تو یکی خورد
واتیکان اگر استادت نیست بگو کیست؟!
.
بیمار روانی هم شد رهبر جمهور؟!!
انگاری که در آمریکا هم آدم قحطیست!
* * * *
> "نظام نامه حراستی امنیتی فارسی اینترنتی"
* * *
کم جور نما بر ما!
.
خواهی نشوی رسوا... کم جور نما بر ما!
کم خود به حماقت زن! دیوانه شدی والا!!
.
مگه ایرانی بی دین بود؟ پس دین شما این بود!؟
بسکه ظلم و جفا داره، در آوره کفر ما!!
.
اگه دینه که هیهاته! دین نیست خرافاته!
با زور یا با تحمیق، زنجیر شده بر ما!
.
روی مین فرستادید! رستمها و آرشها!
اینگونه شده حاکم، هرچه تخم آخوند بر ما
.
فرهاد که بیکاره! یا اینکه سر داره!!
بس تلخ شده شیرین، زان تلخ مرام شما!
.
ملاهای پدر...، چشم به مال همه دوخته!
ای با هر چه ایرانی، در کینه و دشمن ما
.
مگه شر خر ایرانی؟! خر نیستی تو پالانی
واسه سواریتون ملت، دیگه نمیشود دولا!
.
برو شیخ دغل گم شو! گم شو یا که مردم شو
سرزمینمان زین پس، یا جای شماست یا ما
.
خواهی نشوی رسوا؟ کم جور نما بر ما!
کم دین و دعا بفروش! تا نگیم برو یالا!!
* * *
هی رهبر خودخوانده! روی دست همه مانده
با ملت و بر ملت؟! بیگانه ای یا آشنا؟
.
در استکبار خبره؟ سر تا پای خودت کبره
با خلقی تو یا با دلق؟! بردار نقابت را
.
خوابی یا که بیداری؟ مستی تو یا هشیاری
حالا وقت خماریه؟ یا گاه شنیدنها
.
ملت به خیابانها! فریاد بر آسمانها!
کر شد گوشت از فریاد؟ یا بستی تو گوشت را
.
گیریم یه دستت لنگه، مگه قلبتم از سنگه
در آتش عشق هرگز، سوختی یا خامی حالا؟
.
خواهی نشوی رسوا؟ کم جور نما بر ما!
کم خود به حماقت زن، وقت رفتنه یالا!!
* * * *