هزار و یک روش برای به بیراهه بردن جنبشهای مردمی و تشکلات سیاسی - اجتماعی یا فرهنگی یا هر تشکل فکری و عملی دیگری بکار گرفته میشود تا بشر قدرت تعیین تکلیف برای خودش را از دست داده و مجبور به دنباله روی از سیاستهای استعماری شود. و این در سراسر دنیا صادق است. تنها تفاوتش اینست که چند جنبش و انقلاب بزرگ در غرب از دستشان در رفته!!!
.
و اینک سیاستهای به بیراهی کشاندن جنبشهای بشری را در غرب بطور نامحسوستری ادامه میدهند.
یکی همین "مدرنیسم سترون" کوفتی ضدانسانی که از انسانها یک چیزی تو مایه کنسرو میسازد, در بسته بندیهای رنگارنگ و گاهی حتی زرق و برقدار و خیره کنند ! اما بشر داخل قوطی چیزی بیش از یک توهمی از انسان نیست! بشر بیروح مغزشویی شده که کم از عروسک کوکی کنترل از راه دور ندارد! البته پروژه شان کاملا موفق نشده و خیلی از بشریت از اینطرف و آنطرف کارخانه کنسرو سازی یواشکی در رفته اند و یه جورایی جیم شدند! شما چطور؟ ! ! !
آنها که جیم شدند هنوز برای خودشان آزاده میندیشند و هنوز قادرند تفکر مستقل را تجربه کنند. این گروه خوب میدانند که آن قوطی کنسرو و مدرنیته سترون شایسته انسان نیست و با طبیعت انسان در تضاد و تناقض است و اجازه رشد سالم و طبیعی را از بشر گرفته.
.
بروید ببینید با جنبشهای مردمی ضد جنگ در غرب چه کردند و چگونه آنرا لوث کرده و به حاشیه راندند. چگونه با راک اند رول و گرس و سکس سرشان را گرم کردند و جنبشها را بتدریج به بیراهه بردند. در مواردی هم بسیار خشونت بار عمل کردند در حد جنایت علیه بشریت!
اگر یادتان باشد بشر غربی در برابر نوع زندگی تحمیلی سترون کننده "مدرنیسم" سرپیچی کرد!
هیپی ها از جمله این گروهها بودند که دلشان میخواست طبیعی تر زندگی کنند و گروهی و دسته جمعی. اگر دقیق دنبال کنید خواهید دید که با آنها و همه گروههایی که پس از آن تلاش کردند دور از شهرهای بزرگ و بدور از محدوده "کنترل" قدرت و سیستمهای مالی و روابط غیر انسانی حاکم و مغزشوییهای آنها زندگی کنند چه کردند و چه بلایی بر سر این گروه از مردمان آزادیخواه آوردند که تنها گناهشان این بود که درک کردند این زندگی مادی و سترون و کنترل و دیکته شده لایق بشر نیست. و لیاقت انسان انتخاب آزادانه روش زندگی خود است.
باز بیادتان می آورم که گروههای بسیاری از این انسانهای نازنین را خمار کردند و رهبرانشان را از میان مامور خود برگزیدند تا آنها را گمراه کند! حتی تا جایی پیش رفتند که صدها صدها این انسانها را که شهروندان غرب هم بودند و از زندگی در شهرها و کار کردن برای سیستم برده داری بانکداری غرب سرباز زدند و رفتند در آمریکای جنوبی یا دیگر نقاط جهان زندگی کنند...زنده زنده آتش زدند یا دسته جمعی با سم خوراندن کشتند.
امروز هم اجازه زندگی مستقل به بشر غربی نمیدهند. اینها تک به تک به کشورهای دیگر کوچ میکنند تا از شر استرس مدرنیسم در امان باشند و زندگی طبیعی تر و ساده تری را انتخاب میکنند. میدانی برای پیشگیری از آن چه میکنند؟ همه نقاط توریستی دنیا را ناامن کرده اند تا غربیها مجبور به بازگشت شوند یا با ترس تحت کنترل درآیند.
* ترس و تفرقه اسلحه سرد همه قدرتهاست که باید ناکارآمد شود!
اما انسان آن بیدی نیست که به این بادها بلرزد. همه اینها در حافظه ژنی و تاریخی بشر میماند و در اولین فرصت پیگیری آرزوهای والایش را از سر میگیرد! به محض اینکه بشر شانس خودآگاهی و تفکر مستقل پیدا کند میخواهد روش زندگی انساندوستانه پیش گیرد.
تو هم از کارخانه فرار کن و جیم شو!
به خیل انسانهای آزاده بپیوند که برای آرزوهای والای بشری ارزش قائلند!
امروز با وجود اوضاع اقتصادی بد در غرب و دنیا بسیاری خانه هایشان را از دست داده اند اما حتی به آنها اجازه نمیدهند که از شهرهای بزرگ یا از زیر یوغ سیستم پولی و کنترل و مغزشویی خارج شوند و بروند برای خودشان در گروهها و اجتماعاتی خودکفا زندگی کنند و از همه آنچه طبیعت به بشر ارزانی کرده استفاده کنند!
حتی دلشان نمیخواست انرژی خورشیدی و انرژیهای جایگزین کشف و اختراع شود و گسترش یابد!
اما بناچار امروز جبر زمان آنها را به این سمت میکشاند. و اینک زمان آنست که بشر دست بدست هم دهد و این قدرتها را مجبور کند تا اجازه دهند زندگی طبیعی تر و انسانی تری در همه کره خاکی مجاز شود. مصرف نکنید تا مجبور به عقب نشینی شوند.
خودشناسی و از هم اکنون زندگی خود را با آزادمنشی و زندگی سالمتر و طبیعی تر و در جهت رها سازی خود و خانواده و جامعه و بشریت از وابستگی به قدرتهای بیمارگونه استثمارگر تلاش کردن امروز وظیفه همه انسانهای آزایخواه است.در خانه یا کشور یا جهان همراه با مبارزات میباید این هوشیاری را همچنان حفظ کرد تا در شکم نهنگ نیفتاد! وگرنه از درون قوطی کنسرو یا شکم نهنگ نمیتوان با امپریالیسم یا هیچ قدرت مخرب دیگری جنگید. آنجا تنها میتوان با نفس جنگید تا از زندگی سترون و غیر انسانی رها شد و به
مبارزین دنیا پیوست!
پس بیایید همگی اول از زندگی سترون شده و بیروح و غیر انسانی مدرنیسم غیرانسانی و از دل این نهنگ یا قوطی کنسرو که در آن گرفتار آمده ایم رها شویم تا با خرد خود راه زندگیمان را برگزینیم و مغزباخته کنترل از راه دور نشویم!
این بسیار مهم است چون پروژه های آینده نزدیک قدرتمداران سادیسمی بیش از پیش بر کنترل افکار انسانها دور میزند.
کاری که سالهاست با گروههای سیاسی کرده اند!
اگر شما هم دنباله روی بی چون و چرا هستید...
بهترست برای رسیدن به اهداف آزادیخواهانه روشهای دیگری را هم امتحان کنید!چون این راه که میروی به ناکجاآبادست عزیز!
و باقی حواستان به کارخانجات کنسرو سازی و کنترل از راه دور باشد. تا دیدار بعدی.