آدم واقعا چقدر دلش براي اين فدائيان ميسوزد.
اينها واقعا چقدر مفت و مسلم فداي اديان شدند.
کم از پيامبران فدا نشدند.
آدميان هم کم فدا نشدند.
فقط اين وسط آخوندها ماندند و خودشان.
البته اصل کاريهاشان!
هرگز در تاريخ بتفروشي ديده نشده
يکي از اين کله گنده هاشان فداي بتي شود.
نديديم يک پاپ ناقابل فداي عشق مسيح شود.
تو گوئي مسيح فداي اين گردن کلفتها شده بود.
آرزو به دل بني آدم ماند...تا به امروز
آخرش فرق اين خدافروشان و آن بتفروشان را نفهميديم.
انگار نه انگار کسي براي بستن همين دکانها آمده بود!
چند هزار پيام آور آمد و رفت؟
بقول دوستان Business as usual
خب چطور آدم دلش براي اينها نسوزد؟
دل که سهله، فوج فوج جزغاله شدند سر همين جريان!
آخرش هم نفهميديم کي فداي کي شد!
فدائيان فداي اديان شدند يا برعکس؟
کلاف تو در توي پيچيده اي شده که بيا و ببين!
اما نگو و نپرس!!
خود پيامبران هم اگر بيايند سر در گم ميشوند.
با اينکه خودشان گفته بودند حق و ناحق مخلوط ميشود.
اما واقعا در مواجهه با فدائيانشان در مي مانند
اينها فدائي مايند؟؟؟ تو رو خدا؟!
آن قديمها طفلي مسيح کلي فدائي پيدا کرده بود
چند دهه بعد اينکه مصلوب شد!
يکسري نجبا رفتند بنام مسيح سر ببرند!
اتفاقا کلي هم سر بريدند و پول خوبي هم گيرشون اومد.
اما گمون نکنم خود مسيح هم فهميده باشه آخرش کي فداي چي شد!
کليسا فداي مسيحيت شد؟ مسيحيت فداي کليسا شد؟ بالاخره چي شد؟!
متاسفانه اين رشته سر دراز دارد.
حالا تا امپراطوري مقدس کاهنان هنوز يه کم ديگه مونده.
ولي خدائيش آدم بي اختيار دلش ميسوزه
واسه اينهمه که معلوم نشد خلاصه واس چي فدا شدن
واسه پيامبرائي که در دکان همان بت فروشا شيئ تزئيني شدن
اما از همه بيشتر واسه انواع اين آخونداي جورواجور
که بيچاره ها چقدر اينا مظلوم واقع شدن! بخصوص پاپ.
.
.
.