و برای تعریف خویش نیازمند تعریف فلسفه وجودی است.
نظامات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و هم باورها و ایدئولوژیها. . .
همه بر پایه و اساس موجودیت و تعاریفشان را مدیون فلسفه وجودیشان هستند.
فلاسفه هر دوران تحت تاثیر نگرشهای پیشین هستند
و نوع نگاهشان به جهان و جامعه و حکومت و دین و فرهنگ و انسان و غیره
از وابستگیهایشان به ملیت ها و باورها و ارگانهای ایدئولوژیک و دینی و اقتصادی و حکومتی
و اهداف و آمال خاص آنها در هر دوران و شرایط خاص. . . تاثیر می پذیرد.
بر پایه دیدگاهها و نظریات فلسفی افرادی بنا شده
که خود تحت تاثیر چنین تعلقات خاطر مادی و معنوی و باوری بوده اند.
بنوعی دیدگاه فلسفی را محدود و منحرف میکنند.
چه در دوران رواج سنت و چه در مدرنیته همواره لازمه مطرح شدن نظریات بوده است.
کمتر قدرت و حاکمیت و ارگانی سود جامعه را به سود کوتاه مدت خویش ترجیح داده است.
به یقین هیچ فیلسوف و دانشمند و وزیر و قاضی و مشاور و مباشر حکومتی بی غرض نبوده.
که فلسفه وجودیشان بر پایه سودهای کوتاه مدت حاکمان تعریف شده و میشود.
که سیستم های حکومت و قدرت هیچ ربطی به هیچ فلسفه وجودی خاصی ندارند.
نه سیستمهای سیاسی مدرن ربطی به فلسفه وجودی انسان مدرن.
* اصولا سیاست به هیچ باوری پایدار نیست!
بر هیچ منطقی جز سود-محوری پایبند نیست.
فوق فوقش توانسته باشند ضررهای ملت و بشریت از سود-محوری حکومتها را کاهش دهند.
همین
کمتر فیلسوفانی را خواهیم یافت که وابسته به ارگانهایی با اهداف سود-مدارانه خاص خود نباشند.
فرقی نمیکند چه گروه هایی با کدامین ایدئولوژی دینی یا لائیک جهان وطنی و غیره روی کار باشند. در نهایت هر باور و ایسم و منطق و ایدئولوژی و فلسفه و فرهنگ و هنر و تکنولوژی و علمی... به همان روش های مسبوق به سابقه براحتی یا با دشواری بهرحال کشف و ظبط و منحصر میشود, به سود همان گروه اندک از همان خاندان همیشگی برده داران اعصار...در پس نظریات و نقابهای دیگری.
نقاب و باوری سودآورتر برای ابرقدرت دوران باشد مقدس است!
تا از یکسری نظریات سابق خودشان تقدس زدایی کنند, بیندازند جلوی سایرین.
اینطوری میتوان دیگران را تحقیر . . . و خود را عقل کل قلمداد کرد! !
شما مجبوری به یک جایی وگروهی وصل شوی.
خوبیش اینست که انتخابت بیش از همیشه است و فرقی هم نمیکند به کجا وصل شوی٬ چون سرنخ همه به یکجا میرسد. . . فقط کافیست وصل شوی. اینطوری هم احساس آزادی کاذب به شما دست میدهد و هم اصل عدم استقلال فردی بخوبی رعایت شده. از این بهتر نمیشود. لذا وصل شو قال قضیه را بکن. . . زیاد هم نگران فلسفه اش نباش که همش باد هواست. خیام بخوان در می یابی دنیا دست کیست.
اصولا یکی از لوازم خوب زندگی در این دنیای دیوانه-سالار نامرد... همان نی سواری است.