که در خانه تزویر و ریا بگشایند!
*
آنزمان!
آنزمان که حق را
حق را اعدام میکردید!
من آنجا بودم گریان
و حق کشان با زنجیر بدنبالم!
آنزمان که آزادی
رهایی را اعدام میکردید!
من آنجا بودم نالان
و مستبدان پا پر گلویم میفشردند!
آنزمان که استقلال
را اعدام میکردید!
ما همه آنجا
و مافیا بر ما حاکم بود!
آنزمان که برابری
برابریها را اعدام میکردید
ما زحمتکشان ایران همه ناظر بودیم
و استثمار تسمه ای بر گرده مان!
و آنزمان که ایرانی بودن
ایرانی زیستن را اعدام کردید!
همه ایرانیان به پای چوبه دار
طناب را بر گردن احساس کردیم
و بیگانگان دست افشان، پای کوبیدند
بر زوال فرهنگمان و رونق جنون!
و آنزمان که انسان
و شرف انسانی را هم اعدام کردید!!!
جهان هستی هم آنجا با ما شاهد و ناظر بود!
و من قطره های خونرنگ را در دیده هستی دیدم
هستی اما بغضش را فرو خورد و دلداریم داد
که ظلم و جنون پا بر جا نخواهد ماند!
* * *
اینزمان!
اینزمان اما نه من ... نه ما
اینزمان نه ملت، نه امت، نه ارتش، نه سپاه
اینزمان نه تو، نه بشریت و نه هستی
شاهد و ناظر ظلم نخواهیم نشست!
و دگر خون نخواهیم گریست
و بغضمان را فرو نخواهیم خورد!
اینزمان!
زمان فریاد انسان است!
اینزمان زمان حق و حق گویی
اینزمان زمان قدم نهادن در راهست
اینزمان زمان رفتنها
زمان بودنهاست! بودن انسان!
اینزمان!
هستی انسان را ندا دهد:
که بیا تو با من بیا تا رها شویم
که ننشین! نمان! و بیا
با هستی و راستی و رها بیا...
*
اینزمان زمان رهایی انسان
و دور دوره پر گشودن بشرست!
و هستی و راستان کمر همت بسته اند
به پایان جهل و جنون و ظلم!
به اتمام استعمار،استثمار،استکبار
و پایان هر آنچه اهریمنیست
اینزمان
دگر نیازی به اعدام نیست!
دگر نیازی به جنگی نیست!
اهرمن خود طناب ظلم بر گردن نهاده
بر گرده بشریت سوار، بشر را ضبح میکند!
بر ارکان هستی تکیه دارد و
به ظلم لرزه بر ارکان هستی انداخته!!!
من اینزمان
اهرمن را می بینم
که طناب ظلم بر گردن
از ارکان هستی سقوط میکند!
چشم جان گشایی، خواهی دید
زمان زمان ِحق ستانی انسان!
زمان زمان ِآزادگی بشر!
زمان آفرینش بهشتی دگرست!
به پرورینش زمین و زمان!
به بهترینهای ممکن امکان!
بیا تو با انسان! با هستی
طناب اهرمن را رها کن و بیا...
تا واژگونی جهل و جنون و ظلم
تا سرنگونی جور استثمار
تا پایان زر و زور و تزویر بیا!
و تو هم با هستی لبخند بزن
و تو هم با هستی شاهد و ناظر باش:
بر حق ستانی و آزادگی دوباره انسان!
و آفرینش دوباره زمان!
و پرورینش دوباره زمین!
تا نو بهار دیگر جهان!
تا برپایی بهشت جاودان!
بیا...