کسي که موافق جنگ و مخالف آزاديخواهيست "آريا منش" هم نيست:
حکومتهاي خاورميانه هم مجبور نيستند تن به سناريوي جنگ افروزي کارتلهاي پسمانده هاي استعمار بدهند.
* مجبور نيستند دست به کشتار بزنند و تنش آفريني کنند!!
اگر چنين ميکنند براي اينست که مشتي دزد سر گردنه احمق ديوانه اند.
در مورد مصر هم چه انتظاري داشتيد؟
که صدهزار گورستان خواب به حرف ما و شما به مبارک رحم کنند؟!
* سيستم حکومتهاي خاورميانه چنان دچار فساد مالي و نفوذ جاسوسان چندجانبه کارتلها و غارتست ووو
که به ميل هيچ قدرتي قابل دوام و بقاي بيش ازين نيستند.
* جنبشهاي آزاديخواهانه حقيقت دوران ماست
ميبايست پذيرفته شود و به خاورميانه هم محدود نخواهند ماند;
پيشروي چرخ تکامل بشري در هر دوران بدون آن ممکن نيست.
. چون قدرتهاي غالب مايل به تغيير نيستند!
* اگر خواست آنها و اينگونه نظرات همواره قابل تحقق و اجرا هم ميبود:
تکامل بعنوان يک اصل و حقيقت بيهوده ميبود!
* در واقع دوستان !...يا دشمناني چون کارتلهاي تسليحاتي:
انتظاراتي غير منطقي از بشريت و حتي جهان هستي دارند که
. ناممکنست.
* شايد بهترست آنها قدري از خواسته هاي ناممکن خودخواهانه خويش بکاهند
و گهگاهي هم حاضر باشند رضايت بدهند که جهان حول محور ايشان نچرد.
* * *
* همه ميدانيم ارتجاع استعمار:
در تلاش است جنبشهاي آزاديخواهانه را به بيراهه برد
و نيروهاي پيشروي بشر را به هدر دهد
اما چه کنيم که هم انسان و هم خرد اهل تکامل است
و به ايستائي و استثمار خو نتواند کرد!!!!
* اگر راهي! براي رهائي از بن بست استثمار! باقي نگذارند:
اين نسل تا پايان جهان غرب و شرق و خود کارتلها کوتاه بيا نيست.
* قابل درک هم هست، که اينها پايان جهان بشري را
بهتر از زندکي با يوغ بردگاني و ظلم و فقر و بي عدالتيها مي بينند.
* اين احساس -!با ادامه سرکوب و فريب!- جهاني خواهد شد!
چرا که روح اين زمانه >>> آزاديخواهانه است ( :
* * *
* حيف که امروز دانش ورزان ما در دگماتيسم انعطاف ناپذير دارند جاي ملايان را مي گيرند.
اگر روح زمانه خويشتن را درک نمي کنيم و با آن همجهت نمي شويم ايراد از شاخکهاي حسي خودمانست!
* اگر دانشمندان دگم و خشک و بي تخيلات و آرزو تاريخ را بسازند چه دنياي خسته کننده بي روحي خواهيم داشت،
مثل همين منجلاب استعمار, ايستائي و استثمار و چرخه باطل فعلي.
* چه خوب که تاريخ را تخيل و خلاقيت و پويائي ميسازند، و فرزندان زمان خويش.
* * * *